حسرت شهادت داشت
امیر سرلشکر شهید منصور ستاری همیشه آرزوی شهادت داشت و یکی از حسرت های دائمی ایشان در طول زندگی همراه نشدن با خلبانان شهیدی بود که در کنارش جنگیدند و به درجه رفیع شهادت نائل شدند.
سرآغازی بر تحول در نیروی هوایی
عملیات رمضان در گرماگرم چنین روزهایی در تابستان 61 آغاز شد، این عملیات دستاوردها و تجربیاتی به ارمغان آورد که زمینهساز تحولات بعدی در دفاع از آسمان کشور شد.
نگهدارم خداست
مصطفی را، همه با دیانت و متانتاش میشناختند. آرام بود و توأمان، غوغای رسیدن در دل داشت. سروان حسین فرج پور از همراهان و همرزمان شهید مصطفی اردستانی درباره این شهید والامقام خوطرهای شنیدنی بیان میکند:
خلبان رحمانی بدرقه شد
ایرانزمین یکی از فرزندان برومندش در دفاع از آسمان کشور را از دست داد.
«ستاری» و «بابایی» همرزمانی جدایی ناپذیر
«همرزم» واژهای زیبا در دیباچه جنگ است که در میان اسامی ثبت شده در آن، نام شهیدان عباس بابایی و منصور ستاری درخشندگی خاصی دارد.
روزی که امیر ارتش لباس سربازی پوشید
غذای سربازها سرد شده بود. امیر ستاری اولین نفر جلو آمد و داخل ظرف خودش از همین غذا ریخت و به سربازها هم تعارف کرد جلو بیایند. پرسنل مهندسی بالا و پایین می رفتند که ˝قربان اجازه بدهید غذا را عوض کنیم˝ تیمسار قبول نکرد.
اشک شوق ستاری برای سلامتی همرزمانش
اغلب فرماندهان حاضر در دفاع مقدس از شاخصه های اخلاقی والایی برخوردار بودند. شهید ستاری به عنوان یکی از همین فرماندهان، تعهد و دلسوزی عجیبی نسبت به نیروهایش داشت.
روزی که ستاری همرزمش را تنبیه کرد!
ماموریت به خوبی انجام گرفته بود. اما در جلسه بررسی نقاط ضعف و قوت عملیات ناگهان شهید ستاری به من اشاره کرد و گفت: فاجانی را بازداشت کنید!
خاطراتی از شهید ستاری در گفتوشنود با سرهنگ سید علی حسینی؛
سرنوشت ساخت ماشین برای قشر ضعیف چه شد؟
ستاری آدم خاکی بود. معمولاً بعدازظهرها ساعت پنج عصر به بعد از پروژههای فرماندهی لجستک بازدید میکرد. هنگام سرکشی روی یک چارپایه فلزی مینشست و به کارها نظارت میکرد.
http://sattari.ir.servercms3.com/cms/tree/imgs/iconCheckAll.gif
بگذار از من ناراحت شود نه از نظام!
وقتی پای عشق و تعهد به نظام اسلام پیش می آمد، شهید ستاری حاضر بود تقصیرها را به گردن بگیرد تا مبادا در نظر یک فرد نسبت به نظام اسلامی کوچکترین تغییری صورت بگیرد.
