یک هزار راه رفته تا “توانستن”؛ روایت باور شهید ستاری به دانش و خودکفایی
آغاز جنگ تحمیلی، روزهایی حساس و سرنوشتساز برای مردان آسمان ایران بود. نیروی هوایی مسئولیتی سنگین بر دوش داشت و نگاههای دوختهشده به تیزپروازان و نیروهای پدافندی، بار این مسئولیت را سنگینتر میکرد؛ مسئولیتی که نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با وجود محدودیتها، مشکلات و نوسانهای فراوان، عهدهدار آن شد.
شهید سرلشکر منصور ستاری در گفتوگویی تلویزیونی که سال ۱۳۶۷ از شبکه یک سیما پخش شد، از نگاه خود به عملکرد نیروی هوایی و مسیری سخن گفت که باید در آینده طی میشد. سخنان او بازتابی از باورش به “توانستن” در روزگاری بود که محدودیتها افزایش یافته، دشمن توانمندتر شده و شرایط دشوارتر از گذشته بود.
آموختن به جای وابسته ماندن
منصور ستاری خود را کسی میدانست که به مدد هزینههای کشورش آموزش دیده و اکنون زمان آن رسیده است که با خدمت صادقانه و جدی، آنچه آموخته را در خدمت کشور و مردم قرار دهد.
نگاه او از همان سالها متوجه یک مسئله اساسی بود؛ اگر کشور هزینههای هنگفتی برای حضور متخصصان و مستشاران آمریکایی پرداخت میکرد، باید در مقابل، خود نیز بیاموزد، دانش به دست آورد و توان ساختن پیدا کند.
ستاری در دوران آموزش نیز با کنجکاوی و دقت میپرسید و در جستوجوی پاسخ پرسشهایی بود که در ذهن داشت.
معاونت طرح و برنامه نیروی هوایی، فرصتی بود تا او گامهای خود را برای عملی کردن اندیشه “توانستن” بردارد.
وقتی مستشاران رفتند
در نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی و سپس آغاز جنگ تحمیلی، متخصصان و مستشاران غربی که بخشهای مختلف نیروی هوایی را از تجهیزات و آموزش تا تعمیر، نگهداری و توسعه در اختیار داشتند، ایران را ترک کردند.
یکی از مهمترین مشکلات ناشی از خروج آنان، آشنا نبودن نیروهای ایرانی با بخشی از فرآیندهای تعمیر، نگهداری و بازسازی تجهیزات بود. آمریکاییها حتی در موارد کوچک نیز اجازه نقشآفرینی کامل به نیروهای ایرانی نمیدادند و اگر قطعهای با مشکل مواجه میشد، نه دانش فنی تولید آن و نه حتی دانش تعمیر و بازیابی آن در اختیار نیروی هوایی ایران قرار نمیگرفت.
مستشاران، قطعات مورد نیاز را بستهبندی و به کشور مبدأ ارسال میکردند و قطعه جایگزین را تحویل میگرفتند و در مدار قرار میدادند.
این فرآیند علاوه بر تحمیل هزینههای هنگفت، وابستگیهایی ایجاد کرده بود که آثار آن با آغاز جنگ و افزایش نیاز به دانش فنی، نوآوری، ساخت قطعه و ارتقای تجهیزات، بیش از گذشته آشکار شد.
جنگ و ضرورت حرکت به سوی خودکفایی
روزهای آغازین دفاع مقدس، زمینهای فراهم کرد تا ستاری دغدغه همیشگی خود را جدیتر دنبال کند.
طرحها و برنامههایی که ارائه میکرد، مسیر او را به معاونت طرح و برنامه نیروی هوایی رساند تا بتواند ایدههای خود را پیگیری کند.
ستاری با توجه به حمایت آمریکا از دشمن بعثی و محدودیتهای ناشی از تحریم، معتقد بود کشور باید برای رفع نیازهای خود به توان داخلی متکی شود.
او “آموختن” را گوهری گرانبهاتر از “داشتن” میدانست و در تمام دوران خدمت خود بر یادگیری تأکید داشت. جسارت او در میدان دادن به نوآوری و ایجاد انگیزه برای تجربه کردن در نیروی هوایی، زمینهای فراهم کرد تا نیروها از تجربه راههای تازه هراس نداشته باشند.
خلأ بزرگی که پس از خروج مستشاران ایجاد شد
پیش از انقلاب، در ساختار نیروی هوایی تحول و سازماندهی تازهای صورت گرفته بود. فرماندهی نیروی هوایی در دو بخش متمرکز شده بود؛ فرماندهی پایگاههای ترابری و شکاری در قالب فرماندهی تاکتیکی هوایی و در کنار آن، فرماندهی جداگانه پدافند هوایی.
در بخشهای مختلف نیروی هوایی، تیمهای مستشاری حضور داشتند. این تیمها از مشاوران، متخصصان و مهندسانی تشکیل شده بودند که بر تجهیزات و زیرساختهای وابسته به آمریکا تسلط داشتند و امور مربوط به بهکارگیری، انتقال، تعمیر، نگهداری و جایابی تجهیزات پدافند هوایی را انجام میدادند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این تیمها ایران را ترک کردند و خلأ بزرگی در بخشهای مهم و راهبردی نیروی هوایی ایجاد شد. با آغاز جنگ تحمیلی در سال ۱۳۵۹، این نیازها و کاستیها بیش از گذشته خود را نشان دادند.
از افسر کنترل شکاری تا نقشآفرینی در آموزش پدافند
منصور ستاری به عنوان یک افسر جوان کنترل شکاری و دانشآموخته این حوزه، فعالیت خود را در پدافند هوایی آغاز کرد و در بخش آموزش پدافند نیز نقشآفرین شد؛ فعالیتی که همزمان با دوران دفاع مقدس اهمیت بیشتری پیدا کرد.
او با شناختی که از نیازهای نیروی هوایی داشت، اهداف خود را برای حرکت در مسیر خودکفایی دنبال کرد. خلأ ناشی از خروج تیمهای مستشاری، مسئولیتی سنگین ایجاد کرده بود و ستاری خود را در برابر این کاستیها مسئول میدانست.
او که فردی متخصص و آگاه در حوزه پدافند بود، نیازهای این بخش را میشناخت و با وجود محدودیتها، برای حرکت نیروی هوایی در مسیر ساختن و توانستن تلاش میکرد.
یکپارچگی در کنترل آسمان
یکی از چالشهای اصلی نیروی هوایی، آشفتگی ایجادشده در دفاع پدافند هوایی از آسمان کشور بود.
بخشهای مختلف نظامی و نیروهای مسلح که از تجهیزات پدافندی و دفاع هوایی برخوردار بودند، به هماهنگی و یکپارچگی در شناسایی، بهکارگیری تجهیزات و اقدام علیه تهدیدها نیاز داشتند.
کنترل آسمان ایران باید به شکلی ساختارمند و یکپارچه انجام میشد تا تحرکات خودی و غیرخودی در آسمان کشور به درستی تشخیص داده شود.
شهید ستاری در کنار دیگر فرماندهان و کارشناسان دفاع هوایی، برای جلوگیری از هرجومرج در دفاع هوایی و ایجاد یکپارچگی میان نیروهای مسلح و بخشهای پدافندی، در مسیر دستیابی به شناخت و اشراف صحیح از آسمان کشور تلاش کرد.
تشکیل یک تیم بومی به جای تیمهای مستشاری
برای انجام این مأموریت، ستاری تیمی بومی و متخصص از نیروهای توانمند نیروی هوایی تشکیل داد؛ نیروهایی دانشآموخته که عمدتاً از همدورهها و متخصصان برجسته نیروی هوایی بودند و با جزئیات کار آشنایی داشتند.
این گروه عملیاتی با عنوان “تیم پشتیبانی عملیاتی” در معاونت عملیات پدافند هوایی و در محل پیشین تیم مستشاری مستقر شد.
این بار پرسنل ایرانی باید خلأ دانش فنی و تخصصی را که پیش از آن در اختیار مستشاران آمریکایی قرار داشت، پر میکردند.
از یکپارچگی پدافند تا ساختن
نگاه شهید ستاری در دوران دفاع مقدس و پس از آن، در بخشهای دیگری نیز ادامه پیدا کرد. نمونههای این رویکرد خودکفامحور و مبتنی بر باور به توانستن، در حوزههایی مانند ساخت جنگنده بومی، تأمین و تجهیز قطعات مورد نیاز نیروی هوایی با استفاده از دانش فنی داخلی، ساخت جنگافزارها و بهینهسازی آنها دیده شد.
تجربه یا آموزش کاملی برای ساخت و تعمیر اساسی بسیاری از تجهیزات وجود نداشت و ستاری که از نزدیک با شیوه عملکرد مستشاران و وابستگی ایجادشده آشنا بود، برای عبور از این شرایط تلاش میکرد.
فعالیتهای خلاقانه و ابتکارهایی که او در اجرای طرحهای دفاعی و راهبردی دنبال کرد، مقدمهای برای گامهای بعدی شد؛ مسیری که در آن “توانستن” تنها یک باور نبود، بلکه باید با آموختن، تجربه کردن و ساختن به مرحله عمل میرسید.
شهید سرلشکر منصور ستاری در ۱۵ دیماه ۱۳۷۳، در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان، همراه با تعدادی از فرماندهان و همرزمان خود در نیروی هوایی به شهادت رسید.