با منصور در هفته دفاع مقدس؛ پدری مهربان برای آسمان ایران
آسمان، زمین و دریا؛ سه پهنه بیکران ایران که در مقاطع مختلف تاریخی از چشم طمع دشمنان دور نماندهاند. در برابر این تهدیدها اما همواره مردانی ایستادهاند که با رشادت، دانش، خلاقیت و ایثار خود، پاسدار ماندگاری این سرزمین بودهاند.
هشت سال دفاع مقدس یکی از دشوارترین این مقاطع بود؛ دورانی که تمامیت ارضی ایران در معرض هجمهای گسترده قرار گرفت و در برابر آن، فرماندهان، افسران، همافران و درجهداران نیروهای مسلح با تمام توان ایستادند. در میان این نامها، شهید سرلشکر منصور ستاری جایگاهی ویژه دارد؛ افسری جوان و متخصص که دانش و ابتکارش در پدافند هوایی، بهویژه در سالهای دشوار جنگ، نقشی ماندگار بر جای گذاشت.
آغاز جنگ؛ آزمونی دشوار برای ایران
۳۱ شهریور ۱۳۵۹، رژیم بعثی عراق جنگی تمامعیار را علیه ایران آغاز کرد؛ جنگی که در شرایطی به کشور تحمیل شد که جمهوری اسلامی ایران هنوز در نخستین سالهای پس از پیروزی انقلاب قرار داشت.
ایران از یک سو تحت فشار شدید آمریکا قرار داشت و از سوی دیگر، در داخل کشور با درگیریها و مشکلات مختلف مواجه بود. نیروهای نظامی نیز هنوز مراحل بازسازی و ساماندهی خود را به طور کامل پشت سر نگذاشته بودند و آثار ناشی از تعدیلها و اخراجها همچنان بر پیکره ارتش باقی بود.
در چنین شرایطی، آمریکا حمایتهای پنهان و آشکار سیاسی، نظامی و اقتصادی خود را از رژیم بعث عراق به اجرا گذاشت و اتحاد جماهیر شوروی نیز که متحد عراق محسوب میشد، حمایتهای نظامی گستردهای از ارتش بعث انجام میداد.
عراق با اتکا به همین توان نظامی و پشتیبانیهای شرقی و غربی، حملات خود را آغاز کرد و از همان ابتدا، زیرساختهای نظامی و اقتصادی ایران را هدف حملات شدید هوایی قرار داد.
دشمن روی خروج مستشاران آمریکایی از ایران و تغییرات گسترده در ساختار نظامی و دفاعی کشور حساب ویژهای باز کرده بود؛ اما در این محاسبه، یک عامل مهم کمتر دیده شده بود: نیروی انسانی آموزشدیده و خلاقی که اکنون باید بخش مهمی از مسئولیت دفاع از کشور را بر دوش میگرفت.
نیروهایی که در کنار تجهیزات موجود، به دانش، تجربه و نوآوری خود تکیه داشتند.
نوآوری در روزهای کمبود
با ادامه جنگ و تشدید تحریمها، تأمین تجهیزات و قطعات مورد نیاز نیروی هوایی و پدافند هوایی دشوارتر شد. دیگر خبری از مستشاران آمریکایی و فروش تجهیزات به ایران نبود و در مقابل، ساختار نوسازیشده ارتش عراق با برخورداری از تجهیزات آفندی و پدافندی شرقی و غربی، حملات خود را ادامه میداد.
در چنین شرایطی، پدافند هوایی مأموریتی دشوار بر عهده داشت.
راه در بسیاری از مواقع به بنبست شبیه بود، اما در همین شرایط، ظرفیت نیروهای متخصص و خلاق ایرانی اهمیت خود را نشان داد. افسران، همافران و درجهداران کارآزموده پدافند هوایی با تخصصهای مختلف، برای یافتن راههای تازه وارد میدان شدند.
در میان آنان، نامهایی چون منصور ستاری و شهید عباس بابایی برجسته بود؛ فرماندهانی که حضور و همراهی آنان، زمینه را برای یافتن راهکارهای تازه در برابر دشمن فراهم کرد.
بازگشت رادارهای متحرک به میدان
یکی از اقدامات مهم این دوره، راهاندازی مجدد رادارهای متحرک قدیمی بود؛ رادارهایی که قدمت برخی از آنها به دوران جنگ جهانی دوم بازمیگشت، اما با تلاش نیروهای جوان پدافند هوایی بار دیگر عملیاتی شدند.
در این میان، منصور ستاری جوان نقشی مهم داشت.
خلاقیت و نوآوری فرماندهان جوان به کمک دفاع هوایی آمد و یکی از مهمترین این اقدامات، طرح راداری سرگرد منصور ستاری بود؛ طرحی که بر استفاده از شبکهای منسجم از رادارها برای حفاظت از تجهیزات و ایجاد پوشش دقیقتر منطقه استوار بود.
این طرح در شرایطی شکل گرفت که در جریان عملیاتهای بزرگ، فرماندهان جنگ به رادار، سامانه موشکی هاگ و دیگر تجهیزات پدافندی نیاز داشتند و پدافند هوایی همچنان با ساختار و شیوههای سنتی خود در عملیاتها حضور پیدا میکرد.
ستاری، به عنوان افسری جوان و توانمند در حوزه رادار، تلاش کرد این وضعیت را تغییر دهد.
نصب رادار در ارتفاعات مشرعات
یکی از اقدامات مهم او، تلاش برای نصب و راهاندازی یک رادار متحرک انگلیسی بود.
قرار شد این رادار در محدوده عمومی اهواز، در منطقهای معروف به “۱۱۰” که با عنوان “ارتفاعات مشرعات” نیز شناخته میشد، نصب و راهاندازی شود.
رادار در عملیات نقش مهمی ایفا کرد و توانست پوشش مورد نیاز پدافند را در منطقه فراهم کند. این اقدام، بخشی از طرحی بود که با استفاده از توان راداری و ایجاد پوشش مناسب، امکان مقابله مؤثرتر با هواپیماهای عراقی را فراهم میکرد.
در روایت موجود از این عملیات آمده است که بیش از ۷۵ فروند هواپیمای عراقی با همین ترفند مورد اصابت پدافند هوایی ایران قرار گرفتند.
موفقیت این طرح، جایگاه منصور ستاری را نیز تغییر داد. او دیگر تنها یک سرگرد پدافندی نبود؛ دانش و تواناییاش در حوزه رادار و ابتکارهایی که در میدان به کار گرفته بود، موجب شده بود در میان فرماندهان نظامی و دفاعی کشور مورد توجه و احترام قرار گیرد.
والفجر ۸؛ جلوهای از خلاقیت پدافند
اوج این نوآوریها را میشد در عملیاتهایی چون والفجر ۸ مشاهده کرد؛ عملیاتی که در میانه جنگ و در شرایطی انجام شد که نیروی هوایی و پدافند هوایی با محدودیتها و کمبودهای ناشی از تحریم روبهرو بودند.
در مقابل، ارتش عراق با تجهیزاتی که از شرق و غرب دریافت کرده بود، با توان بیشتری وارد میدان میشد.
در چنین شرایطی، دانش و خلاقیت نیروهای ایرانی به یکی از عوامل مهم مقابله با دشمن تبدیل شد و پدافند هوایی توانست با استفاده از ابتکارهای عملیاتی و راداری، نقش خود را در حمایت از عملیات ایفا کند.
منصور ستاری یکی از چهرههای اصلی این مسیر بود؛ افسری که تخصص راداری خود را به میدان آورد و با تلاش برای راهاندازی رادارهای متحرک و ایجاد شبکهای منسجمتر از پوشش راداری، در تحول ساختار عملیاتی پدافند هوایی نقشآفرینی کرد.
سالهای دفاع مقدس، برای منصور ستاری تنها سالهای حضور در جنگ نبود؛ بخشی از مسیری بود که دانش تخصصی، تجربه عملیاتی و خلاقیت او را بیش از پیش آشکار کرد و جایگاهش را در میان نیروهای پدافند و نیروی هوایی ارتش تثبیت ساخت.
شهید سرلشکر منصور ستاری سرانجام در ۱۵ دیماه ۱۳۷۳، در سانحه هوایی در نزدیکی فرودگاه اصفهان، همراه با جمعی از فرماندهان و همرزمان خود به شهادت رسید.