ما می‌توانیم در عمل

۷ دقیقه

زمان مطالعه :

ما می‌توانیم در عمل؛ روایت همرزم شهید ستاری از خودکفایی در نیروی هوایی 

شهید منصور ستاری را بیش از هر چیز به‌عنوان یکی از چهره‌های برجسته پدافند هوایی و متخصص رادار می‌شناسند، اما دامنه نگاه فنی و مدیریتی او به حوزه تخصصی خودش محدود نبود. بخش‌های مختلف نیروی هوایی، از پشتیبانی و تولید تا تعمیر و نوسازی تجهیزات، از رویکردی بهره می‌بردند که بر حل مسئله، استفاده از توان داخلی و تبدیل ایده به نتیجه عملی استوار بود.

حسین مشهدی ابراهیمی که از سال ۱۳۵۰ وارد نیروی هوایی ارتش شده و در واحد پشتیبانی و تولید ــ که پیش از انقلاب «هنگ نوسازی» نامیده می‌شد ــ خدمت کرده بود، در روایتی از سال‌های همکاری با شهید ستاری، جزئیاتی از این شیوه فرماندهی و تأثیر آن بر فعالیت‌های فنی نیروی هوایی بیان کرده است. او در دوران جنگ تحمیلی معاون شعبه صفحات فلزی بود و در دوره فرماندهی شهید ستاری به مسئولیت کل صفحات فلزی منصوب شد.

فرماندهی که پیشرفت کار را از نزدیک می‌دید

به روایت مشهدی ابراهیمی، یکی از ویژگی‌های شهید ستاری، حضور مستمر در بخش‌هایی بود که پروژه‌های مهم نیروی هوایی را پیش می‌بردند.

او می‌گوید ستاری به‌طور مرتب از بخش پشتیبانی و تولید بازدید می‌کرد و در برخی روزها حتی سه بار به این قسمت سر می‌زد تا شخصاً از روند پیشرفت کار مطلع شود.

ساعات فعالیت نیز در روزهای جنگ محدود به ساعت اداری نبود. مشهدی ابراهیمی از روزهایی یاد می‌کند که نیروها تا ساعت ۱۱ شب مشغول کار بودند.

اما آنچه از این دوران در ذهن او باقی مانده، تنها حجم کار نیست؛ بلکه نگرشی است که شهید ستاری تلاش می‌کرد در میان نیروها ایجاد کند:

«امیر ستاری گفتند ما می‌توانیم تلاش کنیم، هرچه در توان داریم به منصه ظهور برسانیم؛ چرا که امروز مملکت مال خود ماست

ساخت «رادارهای کورکن»

یکی از پروژه‌هایی که مشهدی ابراهیمی به آن اشاره می‌کند، ساخت تجهیزاتی است که در روایت او از آنها با عنوان «کفت» یا «رادار کورکن» یاد شده است.

او می‌گوید:

«ما در گام نخست دو نوع کفت یا همان رادار کورکن ساختیم که مورد بازدید رهبر معظم انقلاب اسلامی قرار گرفت. این کفت‌ها را برای نخستین‌بار در خلیج فارس روی هواپیماها آزمایش کردیم که خوشبختانه جواب مثبت گرفتیم

براساس این روایت، شیوه شهید ستاری در آغاز پروژه‌ها نیز مشخص بود: ابتدا از نیروهای فنی می‌خواست نیازهایشان را برای انجام کار اعلام کنند و سپس امکانات مورد نیاز را در اختیار آنان قرار می‌داد و از اجرای پروژه حمایت می‌کرد.

مشهدی ابراهیمی علت موفقیت بسیاری از این فعالیت‌ها را نیز همین پشتوانه می‌داند؛ نیروها می‌دانستند فرمانده از کاری که آغاز کرده‌اند حمایت خواهد کرد.

او در کنار پروژه «کفت»، از «تعادل نویز فانتوم» نیز به‌عنوان یکی دیگر از فعالیت‌هایی یاد می‌کند که با همکاری قسمت موتور جت به نتیجه رسید و همچنین به تعمیر رادارها، ون‌های راداری و فعالیت‌های نوسازی اشاره دارد.

خط قرمزی به نام «دروغ»

بخش دیگری از روایت مشهدی ابراهیمی به ویژگی‌های مدیریتی و رفتاری شهید ستاری اختصاص دارد.

به گفته او، یکی از جدی‌ترین خطوط قرمز ستاری دروغ بود:

«تنها چیزی که شهید ستاری را به‌شدت آزار می‌داد، دروغ بود؛ به‌طوری که اولین دروغ مقابل ایشان، آخرین آن بود

این حساسیت از نگاه مشهدی ابراهیمی فقط یک ویژگی اخلاقی نبود و بر کیفیت مدیریت نیز تأثیر داشت. وقتی نیروها می‌دانستند گزارش نادرست پذیرفته نمی‌شود، اطلاعات واقعی‌تری به فرمانده می‌رسید و تصمیم‌گیری نیز بر مبنای واقعیت‌های موجود انجام می‌شد.

در کنار این قاطعیت، او از رابطه نزدیک ستاری با نیروهایش نیز یاد می‌کند. به گفته مشهدی ابراهیمی، اگر ستاری احساس می‌کرد یکی از نیروها نیاز به صحبت دارد، با او گفت‌وگو می‌کرد و فضایی وجود داشت که نیروها بتوانند مشکلاتشان را مستقیماً با فرمانده در میان بگذارند.

«نظر شما برای من مهم است»

مشهدی ابراهیمی روایت می‌کند که برخی به شهید ستاری ایراد می‌گرفتند چرا یک افسر معمولی باید تا این اندازه راحت با فرمانده نیرو صحبت کند؛ اما ستاری از این ارتباط حمایت می‌کرد و از نیروها می‌خواست مشکلات و نظراتشان را بدون پرده با او در میان بگذارند.

او درباره تجربه خودش می‌گوید که شهید ستاری هنگام حضور در بخش آنها، نظر نیروهای فنی را درباره کار جویا می‌شد و تأکید می‌کرد:

«این نظرات برای من مهم است

به گفته او، شهید ستاری برای تشویق نیروهایی که در پروژه‌های موفق نقش داشتند نیز سازوکاری داشت و متناسب با میزان مشارکت افراد، برای آنان امتیازاتی از جمله ارشدیت در نظر گرفته می‌شد.

پیگیری پروژه تا رسیدن به نتیجه

یکی دیگر از ویژگی‌هایی که در این روایت بارها تکرار می‌شود، پیگیری مستقیم پروژه‌هاست.

مشهدی ابراهیمی می‌گوید شهید ستاری اگر کاری را شدنی تشخیص می‌داد، تا رسیدن به نتیجه آن را دنبال می‌کرد. در سال‌های جنگ نیز ضرورت پشتیبانی از نیروهای حاضر در منطقه، معیار دیگری برای میزان تلاش بود.

او از قول شهید ستاری نقل می‌کند:

«مگر از منطقه خبر ندارید که چه خبر است؟ مگر آنها شب و روز دارند؟ مگر آنها ساعت دارند که ما داشته باشیم؟ ما باید آنها را حمایت و پشتیبانی کنیم

به روایت او، ستاری بسیاری از امور را صرفاً از طریق تلفن و سلسله‌مراتب اداری دنبال نمی‌کرد؛ شخصاً به محل انجام پروژه می‌رفت و از بخش‌های مختلف بازدید می‌کرد.

مشهدی ابراهیمی حتی از شیوه این بازدیدها نیز خاطره‌ای دارد: ستاری پس از رسیدن، از خودرو پیاده می‌شد و قسمت‌های مختلف را پیاده طی می‌کرد تا بازدید کامل شود؛ رفت‌وآمدهایی که به گفته او گاه موجب زخم‌شدن پای شهید ستاری شده بود.

احیای رادارهای آسیب‌دیده

یکی از نمونه‌های مشخص این رویکرد، ماجرای تعمیر تجهیزات و رادارهای آسیب‌دیده بود.

مشهدی ابراهیمی روایت می‌کند که پس از پذیرفتن مسئولیت، به شهید ستاری پیشنهاد کرد رادارهای از رده خارج و آسیب‌دیده را در اختیار بخش آنها قرار دهند تا برای اورهال آنها تلاش کنند.

ستاری از او پرسید:

«آیا واقعاً می‌توانی؟»

پاسخ این بود که هدف، تعمیر تجهیزات است و تمام توان برای انجام آن به کار گرفته خواهد شد.

برای آغاز کار، دو ون به آنها تحویل داده شد که به‌شدت بر اثر اصابت ترکش آسیب دیده بودند. مشهدی ابراهیمی معتقد است ستاری با این انتخاب می‌خواست میزان جدیت گروه را بسنجد.

به روایت او، نیروها موفق شدند بیش از ۸۰ درصد آنها را اورهال کنند.

از هواپیمای غنیمتی تا شناخت آلیاژ بدنه

یکی از جالب‌ترین بخش‌های این روایت به استفاده از هواپیماهای عراقی به‌غنیمت‌گرفته‌شده مربوط می‌شود.

مشهدی ابراهیمی می‌گوید چند هواپیمای عراقی در اختیار نیروهای ایرانی قرار گرفته بود که عراقی‌ها آنها را از رده خارج‌شده می‌دانستند. شهید ستاری دستور داد هواپیماها بررسی شوند و قطعات سالم آنها پس از شماره‌گذاری به انبار منتقل شود.

اما استفاده از این هواپیماها به قطعات سالم محدود نماند.

به گفته مشهدی ابراهیمی، نیروهای ایرانی در آن زمان شناخت کافی از آلیاژ مورد استفاده در بدنه این هواپیماها نداشتند. بنابراین نمونه‌ای از ورق بدنه به آلومینیوم‌سازی اراک فرستاده شد و پس از انجام آزمایش‌ها، اطلاعات فنی بیشتری درباره آلیاژ بدنه به دست آمد.

این روایت نمونه‌ای روشن از همان رویکردی است که مشهدی ابراهیمی در سراسر خاطراتش به شهید ستاری نسبت می‌دهد: استفاده از هر امکان موجود برای یادگیری، تعمیر، بازسازی و افزایش توان داخلی.

«ما می‌توانیم»؛ از شعار تا روش کار

در روایت حسین مشهدی ابراهیمی، «ما می‌توانیم» صرفاً یک عبارت انگیزشی نیست.

بازدید مداوم از پروژه‌ها، شنیدن نظر متخصصان، تأمین نیازهای گروه‌های فنی، پذیرش آزمون و خطا، احیای تجهیزات آسیب‌دیده، بررسی فناوری تجهیزات غنیمتی و پیگیری مستقیم تا رسیدن به نتیجه، اجزای یک شیوه مدیریتی هستند که این عبارت را به عمل نزدیک می‌کنند.

به گفته او، بسیاری از کارهای بنیادی در دوران شهید ستاری انجام شد؛ کارهایی که انجامشان نیازمند پذیرش مسئولیت و جسارت تصمیم‌گیری بود.

مشهدی ابراهیمی معتقد است همین جسارت باعث شد گروه‌های مختلف فعال شوند و پروژه‌های بزرگ‌تری را دنبال کنند.

او همچنین تأکید می‌کند که دغدغه شهید ستاری در دوران جنگ، حفظ توان عملیاتی نیروی هوایی بود و پس از دفاع مقدس نیز موضوعاتی چون رفاه کارکنان، روزآمدی فناوری، خودکفایی و حفظ برتری نیروی هوایی را دنبال می‌کرد.

شهید سرلشکر منصور ستاری در ۱۵ دی‌ماه ۱۳۷۳، همراه با تعدادی از فرماندهان، افسران بلندپایه نیروی هوایی و همرزمانش، در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان به شهادت رسید.

پربازدیدترین

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

وقتی خود رادار به هدف تبدیل شد

مرد رادارها؛ وقتی...

تبدیل اراده به عمل

تبدیل اراده به...

پرواز بر فراز ناممکن‌ها

پرواز بر فراز...

برچسب ها

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

نظرات کاربران

نظرات ثبت شده از کاربران و علاقمندان به این محتوا…

نظرات کاربران

نام و نام خانوادگی