مرد رادارها؛ وقتی دانش شهید ستاری به کمک پدافند هوایی آمد
شهید منصور ستاری در میان بسیاری از همرزمانش با عنوان “مرد رادارها” شناخته میشد. سالها فعالیت در حوزه رادار و کنترل شکاری، شناختی تخصصی از تواناییها و محدودیتهای شبکه راداری در اختیار او قرار داده بود؛ دانشی که در مقاطع مختلف دفاع مقدس، از پوشش نقاط کور تا مقابله با تهدیدهای ضدرادار، به کمک پدافند هوایی آمد.
امیر سرتیپ دوم پدافند هوایی منوچهر عرفانیان، از همرزمان قدیمی شهید ستاری و جانشین او در معاونت عملیات پدافند نیروی هوایی، در خاطرات خود از تسلط کمنظیر ستاری بر فناوری رادار و برخی تصمیمهایی سخن گفته است که از همین شناخت تخصصی سرچشمه میگرفت.
تسلطی که نیروهای فنی را شگفتزده میکرد
عرفانیان درباره دانش تخصصی شهید ستاری میگوید هرگاه او وارد یک ایستگاه راداری میشد، تسلطش بر جزئیات سامانه برای نیروهای فنی قابل توجه بود.
به گفته او:
استعداد و توانمندی شهید ستاری بر مباحث مختلف رادار چنان بود که در هر ایستگاه رادار که میرفتند، تمام همافران و نیروهای فنی در مقابل ایشان حرفی برای گفتن نداشتند و تسلط ایشان بر رادار عجیب و غریب بود.
اهمیت این دانش زمانی بیشتر آشکار شد که محدودیتهای شبکه راداری موجود، در شرایط واقعی جنگ خود را نشان داد.
نقاط کوری که راه را برای دشمن باز میکردند
رادارهای موجود در آن دوره در برخی مناطق توان پوشش کامل فضای پیرامونی را نداشتند و نقاط کوری در شبکه مراقبت هوایی وجود داشت.
یکی از نمونههایی که عرفانیان به آن اشاره میکند، حمله هواپیماهای عراقی به نیروگاه نکا است.
براساس این روایت، جنگندههای عراقی با استفاده از نقاط کور راداری و پرواز در ارتفاع پایین بر فراز دریا توانستند خود را به نیروگاه نکا برسانند و آن را بمباران کنند. عرفانیان، قدیمی بودن سامانههای راداری موجود را از عوامل اصلی ایجاد چنین محدودیتی میداند.
این حادثه یک مسئله مهم را آشکار کرد: شبکه راداری برای مقابله با شیوههای جدید نفوذ هواپیماهای دشمن نیازمند توسعه و نوسازی بود.
تصمیم برای خرید نسل تازه رادارها
پس از این حادثه، شهید ستاری دستور پیگیری خرید رادارهای جدید را صادر کرد.
براساس خاطره عرفانیان، دانش فنی ستاری در جریان بررسی و خرید رادارها نیز نقش مهمی داشت. او ویژگیهای فنی سامانهها را میشناخت و هنگام مذاکرات خرید در انگلستان و چین، درباره نقاط قوت و ضعف تجهیزات مورد بررسی با تیم خرید گفتوگو میکرد.
در آن زمان، رادار سهبعدی در شبکه پدافندی ایران وجود نداشت، اما براساس همین روایت، ستاری شناخت قابل توجهی از قابلیتها و محدودیتهای این نوع رادار داشت و اطلاعات خود را در اختیار گروه مسئول خرید قرار میداد.
در این سفر، حسن روحانی که در آن مقطع ریاست ستاد پدافند کشور را بر عهده داشت نیز حضور داشت و به گفته عرفانیان، از اطلاعات تخصصی شهید ستاری در مذاکرات و بررسی تجهیزات استفاده میشد.
وقتی خود رادار به هدف تبدیل شد
توان راداری ایران تنها با مسئله نقاط کور روبهرو نبود.
با توسعه جنگ الکترونیک و استفاده عراق از تسلیحات ضدرادار، انتشار امواج راداری میتوانست موقعیت سامانههای پدافندی را برای دشمن آشکار کند.
براساس روایت عرفانیان، تسلیحات ضدرادار دشمن به سمت منبع انتشار امواج هدایت میشدند و در مواردی نیز سایتهای موشکی هاگ ایران هدف قرار گرفته بودند.
در چنین شرایطی، مسئلهای متناقض در برابر پدافند قرار داشت:
رادار برای کشف و رهگیری هدف باید فعال میبود، اما همین فعالیت میتوانست موقعیت آن را برای تسلیحات ضدرادار دشمن آشکار کند.
راهحل باید در تغییر شیوه استفاده از رادار پیدا میشد.
پنج ثانیه برای برهم زدن مسیر تهدید
براساس روایت عرفانیان، شهید ستاری برای مقابله با این تهدید دستور داد نیروهای مستقر در رادار پس از شناسایی تهدید، در فواصل زمانی کوتاه پنجثانیهای رادار را خاموش و روشن کنند.
منطق این روش، جلوگیری از تداوم انتشار امواج و دشوار کردن فرایند هدایت سلاح ضدرادار به سمت منبع انتشار بود.
در اینجا دانش فنی ستاری از رادار مستقیماً به یک تاکتیک عملیاتی تبدیل میشد.
به جای آنکه رادار بهصورت مستمر روشن بماند و فرصت لازم برای هدایت سلاح دشمن را فراهم کند، شیوه بهرهبرداری از آن تغییر میکرد تا احتمال هدف قرار گرفتن سامانه کاهش یابد.
دانش فنی در خدمت حل مسئله
روایت منوچهر عرفانیان دو وجه متفاوت از نقش شهید ستاری در توسعه پدافند هوایی را کنار یکدیگر قرار میدهد.
در یک سو، محدودیت ذاتی تجهیزات موجود قرار داشت؛ رادارهایی قدیمی که نقاط کور آنها امکان نفوذ هواپیماهای دشمن را فراهم میکرد. پاسخ به این مسئله، حرکت به سمت نوسازی شبکه و دستیابی به رادارهای جدید بود.
در سوی دیگر، تهدیدی قرار داشت که حتی رادار فعال را به هدف تبدیل میکرد. در اینجا پاسخ الزاماً خرید تجهیز تازه نبود؛ باید شیوه استفاده از همان سامانه موجود تغییر میکرد.
این دو رویکرد در ظاهر متفاوتاند، اما از یک منطق مشترک سرچشمه میگیرند: شناخت دقیق مسئله و انتخاب راهحل متناسب با آن.
گاهی پاسخ، دستیابی به فناوری جدید بود و گاهی تغییر روش استفاده از فناوری موجود.
چرا “مرد رادارها”؟
عنوان “مرد رادارها” در این روایت تنها اشارهای به تخصص دانشگاهی یا سابقه خدمتی شهید ستاری نیست.
شناخت رادار برای او زمانی اهمیت پیدا میکرد که بتوان از آن برای حل یک مسئله واقعی استفاده کرد؛ از یافتن راهی برای پوشش نقاط کور گرفته تا ارزیابی رادارهای جدید و تغییر تاکتیک برای کاهش آسیبپذیری سامانهها در برابر تهدیدهای ضدرادار.
این همان نقطهای است که دانش تخصصی از سطح اطلاعات فنی عبور میکند و به توان فرماندهی تبدیل میشود.
شهید ستاری رادار را فقط بهعنوان یک تجهیز نمیشناخت؛ محدودیتهای آن، رفتار آن در میدان و تأثیر نحوه استفاده از آن بر نتیجه عملیات را نیز میشناخت.
و شاید به همین دلیل بود که همرزمانش، سالها بعد، همچنان او را با همان عنوان به یاد میآوردند:
مرد رادارها.