همسنگران

مأموریتی در ام‌القصر

مأموریتی در ام‌القصر

سرتیپ خلبان حسین نظری که از همراهان شهید علیرضا یاسینی است یکی از مأموریت‌هایی را که همراه این شهید والامقام بود، روایت می‌کند: پیش از حمله عراق به خاک کشورمان، من با شهید یاسینی در پایگاه بوشهر در یک گردان بودیم.

حسرت شهادت داشت

حسرت شهادت داشت

امیر سرلشکر شهید منصور ستاری همیشه آرزوی شهادت داشت و یکی از حسرت های دائمی ایشان در طول زندگی همراه نشدن با خلبانان شهیدی بود که در کنارش جنگیدند و به درجه رفیع شهادت نائل شدند.

سرآغازی بر تحول در نیروی هوایی

سرآغازی بر تحول در نیروی هوایی

عملیات رمضان در گرماگرم چنین روزهایی در تابستان 61 آغاز شد، این عملیات دستاوردها و تجربیاتی به ارمغان آورد که زمینه‌ساز تحولات بعدی در دفاع از آسمان کشور شد.

نگهدارم خداست

نگهدارم خداست

مصطفی را، همه با دیانت و متانت‌اش می‌شناختند. آرام بود و توأمان، غوغای رسیدن در دل داشت. سروان حسین فرج پور از همراهان و همرزمان شهید مصطفی اردستانی درباره این شهید والامقام خوطره‌ای شنیدنی بیان می‌کند:

اشک شوق ستاری برای سلامتی همرزمانش

اشک شوق ستاری برای سلامتی همرزمانش

اغلب فرماندهان حاضر در دفاع مقدس از شاخصه های اخلاقی والایی برخوردار بودند. شهید ستاری به عنوان یکی از همین فرماندهان، تعهد و دلسوزی عجیبی نسبت به نیروهایش داشت.

روزی که ستاری همرزمش را تنبیه کرد!

روزی که ستاری همرزمش را تنبیه کرد!

ماموریت به خوبی انجام گرفته بود. اما در جلسه بررسی نقاط ضعف و قوت عملیات ناگهان شهید ستاری به من اشاره کرد و گفت: فاجانی را بازداشت کنید!

سرنوشت ساخت ماشین برای قشر ضعیف چه شد؟
خاطراتی از شهید ستاری در گفت‌وشنود با سرهنگ سید علی حسینی؛

سرنوشت ساخت ماشین برای قشر ضعیف چه شد؟

ستاری آدم خاکی بود. معمولاً بعدازظهرها ساعت پنج عصر به بعد از پروژه‌های فرماندهی لجستک بازدید می‌کرد. هنگام سرکشی روی یک چارپایه فلزی می‌نشست و به کارها نظارت می‌کرد.

بگذار از من ناراحت شود نه از نظام!
http://sattari.ir.servercms3.com/cms/tree/imgs/iconCheckAll.gif

بگذار از من ناراحت شود نه از نظام!

وقتی پای عشق و تعهد به نظام اسلام پیش می آمد، شهید ستاری حاضر بود تقصیرها را به گردن بگیرد تا مبادا در نظر یک فرد نسبت به نظام اسلامی کوچکترین تغییری صورت بگیرد.