“مدیریت صحنه پدافند هوایی”؛ خلاقیت شهید ستاری در استفاده متفاوت از رادارهای تاکتیکی
سرهنگ اصغر بالازاده، از همرزمان شهید سرلشکر منصور ستاری، از خلاقیتها و نوآوریهای متعدد او در عرصه پدافند هوایی سخن گفته است؛ ابتکارهایی که یکی از نمونههای شاخص آن، استفاده از رادار تاکتیکی “جیپیاسالون” در شکلی متفاوت از کاربرد معمول آن در پدافند هوایی ایران بود.
به روایت بالازاده، شهید ستاری شناخت دقیقی از قابلیت تجهیزات پدافندی داشت و همین شناخت، در کنار مطالعه و قدرت تجزیه و تحلیل، به او امکان میداد در صحنه عملیات از تجهیزات موجود به شیوههایی استفاده کند که تا آن زمان معمول نبود.
پدافند هوایی؛ حاضر در بیش از ۱۱۰ عملیات مشترک
سرهنگ بالازاده با تأکید بر حضور پدافند هوایی در عملیاتهای دوران دفاع مقدس میگوید:
“پدافند هوایی مانند بقیه یگانهای مشترکی که در ارتش داشتیم، از جمله شکاریهای نیروی هوایی، هوانیروز و توپخانه نیروی زمینی، در تمام عملیات شرکت میکردند. من خودم بررسی کردم و پدافند هوایی در مجموع بیش از ۱۱۰ عملیات مشترک با نیروی زمینی ارتش و سپاه انجام داده بود.”
او دفاع از خارک و جنگ نفتکشها را بخش دیگری از فعالیتهای پدافند هوایی میداند و با اشاره به آمارهایی که برای کاری در ستاد کل از مدارک نیروی هوایی و پدافند هوایی استخراج کرده بود، میگوید:
“پدافند هوایی تقریباً از بیش از ۲۳۰ محل دفاع کرد، البته اعداد دقیق نیستند. همچنین عراقیها در حدود ۴۸ هزار حمله هوایی داشتند و پدافند هوایی ۲۴ هزار عملیات تاکتیکی علیه آنها انجام داد.”
به گفته او، حضور عملیاتی پدافند هوایی از آبانماه سال ۱۳۵۹ و عملیات هویزه آغاز شد و تا آخرین روزهای دفاع مقدس ادامه یافت.
هماهنگی نیروها در قرارگاه رعد
بالازاده در ادامه روایت خود به سازوکار هماهنگی میان نیروها در دوران جنگ اشاره میکند.
به گفته او، پس از فرار بنیصدر، امام خمینی (ره) فرماندهی جنگ را به شهید فلاحی سپردند و پس از شهادت او، آیتالله هاشمی رفسنجانی مسئولیت جنگ و حجتالاسلام دکتر روحانی مسئولیت حوزه دفاع هوایی را برعهده داشتند.
از آنجا که دفاع هوایی متکی بر سلاحها و امکاناتی بود که در نیروهای مختلف وجود داشت، هماهنگی میان ارتش و سپاه ضرورت داشت و قرارگاه رعد نیز در همین چارچوب شکل گرفت.
بالازاده میگوید:
“قرارگاه رعد را نیز به همین منظور طراحی کرده بودند و شهید بابایی و امیر غلامی در آنجا مسئولیت داشتند.”
افسران باتجربهای چون امیر مرآتی، امیر ساویز، ابهری و دیگر نیروهای زبده پدافند هوایی نیز در این قرارگاه فعالیت میکردند و مسئولیت فرماندهی عملیات هوایی به شهید عباس بابایی سپرده شده بود.
چرا شهید بابایی، ستاری را مسئول دفاع هوایی کرد؟
سرهنگ بالازاده انتخاب شهید ستاری برای مسئولیت دفاع هوایی را به شناخت شهید بابایی از دانش و توانایی او مرتبط میداند:
“شهید بابایی هم از آنجایی که علم بسیار زیاد شهید ستاری را واقعاً شناخته و شناسایی کرده بودند، شهید ستاری را به عنوان مسئول دفاع هوایی قرار دادند.”
با پذیرش این مسئولیت، مانیتورینگ و اداره صحنه نبرد هوایی عملیات نیز برعهده شهید ستاری قرار گرفت.
بالازاده درباره شناخت او از تجهیزات میگوید:
“ما با بررسی که کردیم کاملاً برایمان آشکار و واضح بود که شهید ستاری از رفتار و خاصیتهای تمامی تجهیزات پدافندی صحنه اطلاع کافی داشت.”
یکی از نمونههای این شناخت، در شیوه استفاده او از رادارهای تاکتیکی نمایان شد.
رادار “جیپیاسالون”؛ فراتر از یک پرکننده نقاط کور
سرهنگ بالازاده، خلاقیت شهید ستاری در استفاده از رادارهای تاکتیکی را یکی از نمونههای بارز نوآوری او میداند.
به گفته او:
“شهید ستاری برای اولین بار در تاریخ پدافند هوایی ایران، از رادار تاکتیکی جیپیاسالون در یک عملیات استفاده کردند که به اصطلاح پرکننده نقاط کور عملیاتی، گپ فیلر، نبود.”
تا آن زمان، رادارهای تاکتیکی جیپیاسالون عمدتاً برای پوشش نقاط کور راداری به کار گرفته میشدند؛ کاربردی که در ایران به “گپ فیلر” شهرت یافته بود.
اما بالازاده توضیح میدهد که اساس شکلگیری این رادار، به نیازی متفاوت بازمیگشت. به گفته او، در جریان جنگ کره و با ورود نیروی هوایی آمریکا به جنگ، ضرورت برخورداری از رادارهای تاکتیکی برای اداره صحنه نبرد احساس شد و ریشه شکلگیری رادارهای تاکتیکی جیپیاسالون نیز به همین نیاز بازمیگشت.
شهید ستاری با این پیشینه و قابلیت رادار آشنایی داشت.
ابتکار ستاری در فاو چه بود؟
در منطقه فاو، رادارهای موجود پوشش راداری منطقه را تأمین میکردند؛ با این حال، شهید ستاری رادار جیپیاسالون را نیز در منطقه مستقر کرد.
هدف این بار صرفاً پوشاندن یک نقطه کور نبود.
بالازاده میگوید:
“علیرغم اینکه رادارهای منطقه، روی منطقه فاو پوششهای راداری داشتند، ایشان رادار جیپیاسالون را در این منطقه مستقر میکند و خودش به عنوان مدیر صحنه نبرد پدافند هوایی کل پروازها را مانیتورینگ میکند؛ دقیقاً مشابه آنچه توسط آمریکاییها در عملیات هوایی و در جنگ ویتنام انجام میشد.”
در واقع، آنچه این اقدام را از کاربردهای پیشین متمایز میکرد، شیوه استفاده از رادار بود. تجهیزی که پیش از آن بیشتر برای تکمیل پوشش و رفع نقاط کور راداری به کار میرفت، این بار در خدمت مدیریت صحنه نبرد هوایی قرار گرفته بود.
مطالعه “چیستی و چرایی” یک رادار
بالازاده این اقدام را نتیجه شناخت صرفاً فنی شهید ستاری نمیداند. به گفته او، ستاری پیشینه تاریخی و نحوه شکلگیری کاربردهای این رادار را نیز مطالعه کرده بود:
“ایشان یک مورد تاریخی را به خوبی مطالعه کرده بودند، موشکافانه ریشهیابی کرده بودند و آنچه که امروزه به تحلیل و بررسی سیر مراحل تاریخی معروف است، به خوبی توسط شهید ستاری انجام شد. ایشان جستوجوگرانه به دنبال این رفتند که درک کنند چیستی و چرایی این رادار چه بوده است.”
بالازاده در ادامه، رادارهای آواکس را ادامه علمی همین شیوه پوشش هوایی میداند؛ با این تفاوت که جیپیاسالون زمینپایه بود و این قابلیت بعدها به شکل هواپایه مورد استفاده قرار گرفت.
کاری که در پدافند هوایی ایران مشابه نداشت
به روایت بالازاده، تا پیش از اقدام شهید ستاری، نگاه غالب به رادار جیپیاسالون در پدافند هوایی ایران همان استفاده به عنوان “گپ فیلر” بود:
“در ۸ سال دفاع مقدس از این رادار عمدتاً به عنوان پوششی تکمیلی، یا به عنوان برطرفکننده ضعف دید رادارهای مادر استفاده شد و تنها موردی که ما دیدیم چنین کار تازهای صورت گرفت، توسط شهید ستاری بود.”
این تجربه چنان برای بالازاده اهمیت داشت که سالها بعد، هنگام پایهگذاری یک گروه پدافند هوایی در دافوس نهاجا، آن را در نام کتاب تدوینشده برای این گروه نیز منعکس کرد:
“این کار به قدری برای من جالب بود که وقتی تصمیم گرفتیم یک گروه پدافند هوایی را در دافوس نهاجا پایهگذاری کنیم، به خاطر اینکه این کار شهید ستاری همیشه در ذهنم بود و دلم میخواست که در یک جایی ثبت بشه، عنوان کتابی را که برای این گروه پدافند هوایی تدوین کردیم “مدیریت صحنه پدافند هوایی” نام گذاشتیم.”
انباشت علمی و قدرت تجزیه و تحلیل
سرهنگ بالازاده، “انباشت علمی” و “قدرت تجزیه و تحلیل بسیار بالا” را دو ویژگی مهم شهید ستاری میداند؛ ویژگیهایی که به او امکان میداد شخصاً در صحنهها حضور داشته باشد و مسئولیت اداره کار را برعهده بگیرد.
او تأکید میکند کاری که شهید ستاری در استفاده از رادار تاکتیکی انجام داد، در دفاع هوایی ایران نظیر نداشت؛ هرچند این به معنای بیسابقه بودن چنین کاری در جهان نبود. اهمیت اقدام ستاری در این بود که در ایران، کاربردی تازه و خلاقانه از این سامانه ارائه کرد و صرفاً راهی را که پیش از او پیموده شده بود، ادامه نداد.
به گفته بالازاده، شهید ستاری پس از رسیدن به فرماندهی پدافند هوایی، امور را براساس روشهای کلاسیک و استانداردهای کشور سازنده تجهیزات نیز دنبال میکرد؛ اما وجه متمایز کار او، توانایی ایجاد ترکیبی مؤثر میان عملکرد سامانههای موشکی زمین به هوا و توپخانه پدافندی بود؛ ترکیبی که به روایت این همرزم، نمونه مشابهی از آن در صحنه دفاع هوایی کشور وجود نداشت.
امیر سرلشکر شهید منصور ستاری، فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در ۱۵ دیماه ۱۳۷۳ در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان، همراه با تعدادی از افسران بلندپایه نیروی هوایی و همرزمانش به شهادت رسید.