گامهای جدی برای تحول نهاجا؛ روایت شهید ستاری از جنگ، خودکفایی و بازسازی نیروی هوایی
شهید سرلشکر منصور ستاری در گفتوگویی با روزنامه کیهان به مناسبت هفته دفاع مقدس، از مسیری سخن گفته است که نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران از نخستین ساعات جنگ تحمیلی تا دوران بازسازی طی کرد؛ مسیری که از نبرد هوایی و مقابله با قطع پشتیبانی خارجی آغاز شد و به توسعه تعمیرات، خودکفایی، آموزش تخصصی و اجرای طرحهای تازه در نیروی هوایی رسید.
نخستین پاسخ به حمله عراق
به روایت شهید ستاری، با نخستین حمله عراق به پایگاههای هوایی، سیستم کنترل و فرماندهی و شبکههای کشور، نیروی هوایی عملاً وارد جنگ شد؛ آن هم در شرایطی که تمهیدات و پیشبینیهای لازم برای مقابله با چنین تهدیدی به طور کامل فراهم نشده بود.
با وجود محدودیتهای ناشی از سازماندهی، آمادهسازی و حصر اقتصادی، خلبانان نیروی هوایی تنها حدود دو ساعت پس از حمله هوایی عراق در بعدازظهر ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، پایگاههای الرشید در بغداد و شعیبه در حومه بصره را هدف قرار دادند.
صبح روز بعد نیز نزدیک به ۲۰۰ فروند هواپیمای جنگنده به پرواز درآمدند که ۱۴۰ فروند از آنها وارد خاک عراق شدند و مراکز و پایگاههایی از جمله الرشید، المثنی، هبانیه، ناصریه، شعیبه، موصل، کرکوک، امالقصر و پلهای ارتباطی تنومه را بمباران کردند.
ستاری این عملیات را نخستین پاسخ گسترده نیروی هوایی ایران به تجاوز عراق میدانست.
“جنگ در مقابل حصر نظامی“
از نگاه شهید ستاری، جنگ برای نیروی هوایی تنها در آسمان جریان نداشت. همزمان با عملیاتهای رزمی، نبرد دیگری در حوزه پشتیبانی، تعمیر و نگهداری آغاز شده بود؛ نبردی که او از آن با عنوان “جنگ در مقابل حصر نظامی” یاد میکرد.
نیروی هوایی در ابتدای جنگ یکی از آمادهترین واحدهای نظامی کشور بود، اما در عین حال به دلیل برخورداری از فناوریهای پیشرفته، بیش از بسیاری از بخشهای دیگر در برابر قطع پشتیبانی خارجی آسیبپذیر بود.
ستاری درباره شرایط آن روزها میگوید:
“من فکر میکنم آسیبپذیرترین بخش نیروهای نظامی ما در مقابل فشار ابرقدرتها نیروی هوایی بود، چون این نیرو صاحب یک تکنولوژی فوقالعاده مدرن بود که مستشاران، آن را نیمهکاره رها کرده و رفتند.”
برخی تجهیزات هنوز از بستهبندی خارج نشده و بعضی سیستمها راهاندازی نشده بودند. به گفته او، کتابها، مدارک و دستورالعملها نیز از دسترس نیروهای ایرانی خارج شده بود.
با این حال، نیروی هوایی باید همزمان میجنگید و برای ادامه جنگ، تجهیزات خود را نیز حفظ میکرد.
“امروز میتوانستیم محکم بایستیم، اما فردا را چه کنیم؟“
یکی از دشوارترین مسائل فرماندهی در آن شرایط، حفظ توان رزمی برای یک جنگ طولانی بود.
ستاری از خلبانانی یاد میکند که برای حضور در مأموریتها اصرار میکردند، اما فرماندهان ناچار بودند علاوه بر نیاز همان روز، ادامه جنگ را نیز در نظر بگیرند:
“ما حساب میکردیم سالها باید در برابر این دشمن ایستاد. امروز میتوانستیم محکم بایستیم، اما فردا را چه کنیم؟”
به همین دلیل، هنگامی که از نیروی هوایی امکانات خواسته میشد، یکی از پرسشهای اصلی این بود که این امکانات برای چه مدت مورد نیاز است تا بر اساس طول دوره مأموریت، درباره میزان پشتیبانی تصمیمگیری شود.
به گفته ستاری، همین مرحله سبب شد بسیاری از مشکلات پشتیبانی، تعمیر و نگهداری برطرف شود و نیروی هوایی به تدریج توان ایستادن روی پای خود را پیدا کند.
او این دستاورد را یکی از مهمترین نتایج جنگ برای نیروی هوایی میدانست:
“بهترین حاصل جنگ تحمیلی برای نیروی هوایی این بوده است که توانسته است روی پای خودش بایستد.”
والفجر ۸؛ نقطه عطف نیروی هوایی
شهید ستاری عملیات والفجر ۸ را نقطه عطفی در عملکرد نیروی هوایی میدانست.
به گفته او، توانمندیهایی که در جریان این عملیات به نمایش درآمد، به اندازهای بود که برخی در خارج از ایران تصور کردند تجهیزات و امکانات تازهای در اختیار کشور قرار گرفته یا نیروهای خارجی در کنار ایرانیان فعالیت میکنند.
ستاری درباره عملکرد پدافند در این عملیات میگوید:
“در عملیات والفجر ۸ روزانه بین ۸ تا ۱۰ فروند هواپیما توسط پدافند هوایی سرنگون میشد.”
او این عملکرد را حاصل فعالیت نیروهای ایرانی میدانست و تأکید میکرد که نیروی هوایی در تمام ردهها برای ادامه جنگ هزینه داده و شهید تقدیم کرده است.
به روایت ستاری، برخی خلبانان در حالی که مسئولیتهای فرماندهی داشتند، روزانه چند مأموریت جنگی و برونمرزی انجام میدادند.
از عکاسی هوایی تا حفاظت از نفتکشها
عملکرد نیروی هوایی در جنگ تنها به عملیات بمباران محدود نبود.
شهید ستاری از عکاسی هوایی پیش از عملیاتها به عنوان یکی دیگر از مأموریتهای مهم یاد میکند. هواپیماهای شناسایی و عکسبرداری در ارتفاع بالا و با سرعتی نزدیک به دو برابر سرعت صوت، مأموریتهای ویژهای برای تهیه اطلاعات از مناطق عملیاتی انجام میدادند.
حفاظت از کاروانها و نفتکشها در خلیج فارس نیز از مأموریتهای دیگر بود. برخی خلبانان ساعتهای طولانی در کابین باقی میماندند و با استفاده از سوختگیری هوایی، پوشش هوایی خلیج فارس را ادامه میدادند.
هواپیماهای ترابری نیز در جابهجایی نیروها فعال بودند و به روایت ستاری، در برخی مأموریتها شمار بسیار زیادی از نیروها در یک پرواز منتقل میشدند.
تا آخرین ساعت جنگ
ستاری معتقد بود نیروی هوایی در ماههای پایانی جنگ نهتنها ضعیف نشده بود، بلکه حجم عملیات آن افزایش یافته بود.
او میگوید:
“ما در ماههای آخر جنگ بهترین پروازها را انجام دادیم یا به عبارتی در پنج ماه آخر جنگ، از شش ماه اول جنگ کار عملیاتی انجام دادیم.”
این روند تا عملیات مرصاد ادامه پیدا کرد. در آن عملیات نیز علاوه بر مأموریتهای آفندی و پدافندی، جابهجاییهای سنگین ترابری انجام شد.
ستاری نتیجه این مسیر را چنین توصیف میکند که نیروی هوایی، با وجود آنکه در برابر حصر و قطع پشتیبانی یکی از شکنندهترین بخشهای نیروهای مسلح به شمار میرفت، تا آخرین ساعت جنگ در میدان باقی ماند.
پس از جنگ؛ آغاز مرحله بازسازی
پایان جنگ برای نیروی هوایی به معنای پایان کار نبود.
با آغاز دوران بازسازی، برنامه تقویت بنیه نظامی، حفظ آمادگی رزمی، توسعه امکانات و بازیابی یگانها دنبال شد. یکی از محورهای اصلی، ایجاد امکانات تعمیراتی در ردههای بالاتر و رسیدن به سطح تعمیرات کارخانهای بود.
ستاری میگوید خطوط مختلف اورهال هواپیماهای نیروی هوایی ایجاد شد و تعمیر و نگهداری، آموزش خلبانی و اورهال انواع هواپیماهای موجود، از اف-۵ و اف-۴ تا میگ-۲۹، سوخو-۲۴، سی-۱۳۰، اف-۲۷ و دیگر هواپیماهای سبک و سنگین، به دست متخصصان داخلی انجام میشد.
در کنار این فعالیتها، دپوهای الکترونیک سنگین و الکترومکانیک نیز تکمیل و آماده شدند؛ اقدامی که به گفته او، حجم توان تعمیراتی را افزایش و نیاز به تأمین قطعات را کاهش داد.
دانشگاه هوایی و تربیت نیروی متخصص
یکی دیگر از گامهای تحول نیروی هوایی، ایجاد دانشگاه هوایی برای تأمین نیروهای متخصص در حوزههای خلبانی، فنی و فرماندهی بود.
ستاری در این گفتوگو از وجود بیش از ۵۰۰ تخصص در نیروی هوایی سخن میگوید و تأکید میکند که دانشگاه باید نیروی انسانی مورد نیاز این مجموعه گسترده را تربیت کند.
در آن مقطع، دانشگاه هوایی با شش رشته پیوسته و یازده گرایش فعالیت میکرد؛ از هوانوردی با گرایشهای خلبانی و مراقبت پرواز تا مهندسی برق، الکترونیک، مخابرات، هوافضا، نگهداری هواپیما، صنایع هوایی، فرماندهی و کنترل هوایی، کنترل شکاری، عملیات مشترک، اطلاعات عملیاتی، مهندسی کامپیوتر و مدیریت.
اساتید و اعضای هیئت علمی نیز از میان استادان دانشگاهها، دارندگان مدرک دکتری و کارشناسان ارشد انتخاب میشدند.
جهاد خودکفایی؛ از نیازهای فوری جنگ تا طرحهای بزرگ
در دوران جنگ، بخش مهمی از طرحهای جهاد خودکفایی کوتاهمدت بود و برای حل مشکلات فوری عملیات تعریف میشد، اما در کنار آنها طرحهای بزرگتری نیز دنبال میشد.
ستاری از ساخت بمبهای هدایتشونده و موشکهای زمین به زمین، توسعه تسهیلات پروازی و فرودگاهی و سوخترسانی، ایجاد تحرک در سیستمهای ارتباطی، ساخت هواپیما، بازسازی سیستمهای راداری و ساخت هزاران نوع قطعه مورد نیاز سامانهها به عنوان بخشی از این فعالیتها یاد میکند.
بخشی از این طرحها در دوران جنگ و بخشی دیگر در دوره بازسازی از سوی معاونت تحقیقات جهاد خودکفایی دنبال شد.
به گفته او، حضور نیروهای این بخش در دورههای مختلف جشنواره خوارزمی و کسب رتبههای برتر در حوزه ابتکار و تحقیق نیز از نتایج همین فعالیتها بود.
نیرویی که قرار بود روی پای خود بایستد
شهید ستاری در این گفتوگو، مسیر نیروی هوایی را از روزهای نخست جنگ تا دوران بازسازی، مسیری همراه با جنگ، محدودیت، تعمیر، آموزش، ساخت و توسعه توصیف میکند.
نیرویی که با فناوریهای وابسته به خارج وارد جنگ شده بود، در همان سالها ناچار شد برای حفظ توان عملیاتی خود بسیاری از نیازهایش را در داخل تأمین کند و پس از جنگ نیز این مسیر را در قالب توسعه تعمیرات، اورهال، آموزش دانشگاهی، تحقیقات و جهاد خودکفایی ادامه دهد.
از نگاه ستاری، مهمترین نتیجه این تجربه در یک جمله خلاصه میشد:
“بهترین حاصل جنگ تحمیلی برای نیروی هوایی این بوده است که توانسته است روی پای خودش بایستد.”