چگونه دلها را فرماندهی کنیم؟ روایت نیکبخش حبیبی از شهید منصور ستاری
توانمندی شهید سرلشکر منصور ستاری در سه عرصه دانش تخصصی، عملیات و فرماندهی، ویژگی بارزی بود که به روایت همرزمانش کمتر فرماندهای هر سه را در کنار یکدیگر داشت. سرتیپ دوم خلبان نیکبخش حبیبی، از همرزمان شهید ستاری، در روایت خود از فرماندهای سخن میگوید که در کنار دانش و توانایی عملیاتی، با خلوص نیت و شیوه رفتارش توانسته بود بر دل نیروهایش فرماندهی کند.
فرماندهای که دانش و فرماندهی را یکجا داشت
حبیبی، شهید ستاری را از فرماندهانی میداند که دانش فنی و تخصصی او در سالهای خدمت، به کمک عرصه دفاع هوایی کشور آمد و تلاشهایش راه را برای دستیابی به بسیاری از توانمندیها باز کرد.
شهید ستاری از سال ۱۳۴۵ وارد عرصه خدمت شد و تا هنگام شهادت در سال ۱۳۷۳، ۲۸ سال در این مسیر حضور داشت؛ هشت سال پایانی این دوره نیز با مسئولیت فرماندهی نیروی هوایی همراه بود.
حبیبی توانمندیهای او را در سه بعد دانش فنی و تخصصی، عملیات و تجربههای دفاع مقدس و همچنین عرصه سازندگی قابل توجه میداند.
علاقه ستاری به نوشتن و مطالعه نیز از سالهای جوانی همراه او بود. زمانی که هنوز درجه ستوانی داشت، برای مجلات مطلب مینوشت و دانش تخصصی حوزه مسئولیت خود را در معرض قضاوت و ارزیابی قرار میداد.
دانشمندی که توان فرماندهی داشت
حبیبی به باوری اشاره میکند که گاه درباره دانش و فرماندهی وجود دارد؛ اینکه برخی فرماندهان بدون برخورداری از دانش تخصصی میتوانند در فرماندهی موفق باشند و در مقابل، افراد برخوردار از دانش الزاماً توانایی فرماندهی ندارند.
او معتقد است حضور شهید ستاری این باور را نقض کرد.
ستاری نمونه فرماندهای بود که دانش و تخصص را در کنار توانایی راهبری و هدایت نیروها در خود جمع کرده بود. کسانی که با او کار کرده بودند نیز این ویژگی را به خوبی میشناختند.
به گفته حبیبی، در حوزه “فایتر کنترل” شاید تنها یک یا دو نفر دیگر در سطح ستاری از دانش فنی و تسلط کامل برخوردار بودند. او به خوبی میدانست چه کاری انجام میدهد و هنگام هدایت جنگندهها نیز میتوانست با کمترین میزان نیرو و با ارائه مختصات دشمن با کمترین خطا، مأموریت را هدایت کند.
مطالعه؛ محور دانش و تخصص ستاری
حبیبی ریشه بخشی از این توانمندی را در سالهای تحصیل و نگاه ستاری به دانش جستوجو میکند.
به روایت او، ستاری از کسانی بود که دانش را یک نیاز اساسی میدانست و مانند افرادی که در حوزه تخصص خود به جایگاه بالایی میرسند، مطالعه را محور قرار داده بود.
همین توجه به دانش و تخصص، در کنار تجربه عملیاتی، کارنامهای از او بر جای گذاشت که تنها به یک حوزه محدود نمیشد.
توانمندیای که در عرصه هوایی شکوفا شد
از نگاه حبیبی، حضور در عرصه دفاع هوایی فرصتی بود که توانایی و استعداد ستاری را در یکی از مهمترین حوزههای دفاعی و نظامی شکوفا کرد.
ستاری با قدرت و ظرفیت پدافند هوایی آشنا بود و میدانست این توانمندی چگونه میتواند زمینه انجام عملیات نیروها را حتی در خاک دشمن و هزاران کیلومتر آن سوی مرزها فراهم کند.
حبیبی این قدرت را به “شمشیری برنده” تشبیه میکند که میتواند در هر نقطهای فرود آید و معتقد است ستاری در چنین عرصهای، با دانش و توانمندی خود به خوبی ظاهر شد.
در کنار شهید بابایی و یک نابغه جنگ
زمانی که ستاری در معاونت عملیات حضور داشت، یکی از ویژگیهای مثبت او هماهنگی بسیار نزدیک با شهید عباس بابایی بود.
در کنار این تجربه، حبیبی از فرد دیگری با نام “هوشیار” یاد میکند که پیش از شهید بابایی در معاونت عملیات حضور داشت و او را “نابغه جنگ” توصیف میکند.
به گفته حبیبی، هوشیار لیدر آکروجت و خلبانی خبره با دانش بالا بود و ستاری در کنار او بخشی از ادبیات رزم و جنگ را آموخت.
حبیبی معتقد است اگر شهید ستاری زنده بود و قرار بود از کسانی نام ببرد که بر او تأثیر ویژهای گذاشتهاند، حتماً از هوشیار نیز یاد میکرد.
این مجموعه تجربهها باعث شده بود ستاری در هر سه بعدی که حبیبی آنها را لازم و ملزوم یکدیگر میداند، یعنی دانش، عملیات و فرماندهی، شخصیتی برجسته باشد.
کمترین تنش در میان اختلافنظرها
شهید ستاری شخصیتی برخاسته از پدافند بود و از دل معاونت پدافند هوایی به مسئولیتهای بالاتر رسید.
حبیبی با اشاره به دوران دفاع مقدس میگوید در دورهای که میان برخی فرماندهان اختلافنظرها و زاویههای جدی وجود داشت، ستاری کمترین تنش و اختلاف را با فرماندهان بالاتر از خود داشت.
او همچنین به شرایط نیروی هوایی در دوران انقلاب اشاره میکند؛ دورهای که با وجود پیشتازی نیروی هوایی در جریان انقلاب، برخی مشکلات و ریزشها نیز در این نیرو به وجود آمده بود.
از نگاه حبیبی، نگرش مثبت ستاری و دوری او از نگاه منفی و ریاکاری، سبب شده بود حتی در آن شرایط نیز نسبت به بسیاری از فرماندهانی که در فرآیند ارزیابی قرار گرفته بودند، نگاه حمایتی داشته باشد.
خلوص نیتی که او را فرمانده دلها کرد
حبیبی میگوید عموم فرماندهان نگرشی مثبت به شهید ستاری داشتند و این را نشانه هوش و ذکاوت او در مدیریت و هدایت میداند.
ستاری آموخته بود کار خود را با خلوص نیت انجام دهد. همین ویژگی سبب میشد کسانی که در کنار او قرار میگرفتند، نیتش را درک کنند و او را بپذیرند.
دیدگاه او مثبت، به دور از بدبینی و همراه با خلوص نیت بود. در کنار این ویژگی، بر دانش، تخصص و توانایی خود در هدایت و مدیریت تکیه داشت.
اگر فرماندهای به دانش و تخصص او نیاز داشت، آن را مخلصانه در اختیارش قرار میداد، بیآنکه چشم طمعی به جایگاه او داشته باشد.
همرزمان و فرماندهان ستاری نیز این ویژگی را در رفتار او احساس میکردند؛ همان خصوصیتی که نیکبخش حبیبی آن را راز نفوذ ستاری در میان نیروهایش میداند:
خلوص نیتی که موجب شد شهید منصور ستاری، به معنای واقعی کلمه، بر دلها فرماندهی کند.
شهید سرلشکر منصور ستاری در ۱۵ دیماه ۱۳۷۳، در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان، همراه با تعدادی از فرماندهان و همرزمان خود در نیروی هوایی به شهادت رسید.