ایده‌ای ساده در یک شب برفی

۳ دقیقه

زمان مطالعه :

ایده‌ای ساده در یک شب برفی؛ روایت نصرالله پناهی از خلاقیت شهید ستاری در سوباشی

نوآوری و یافتن راه‌حل برای محدودیت‌ها، از ویژگی‌هایی است که همرزمان شهید سرلشکر منصور ستاری بارها در خاطرات خود از او یاد کرده‌اند. به روایت کسانی که سال‌ها در کنار او بودند، ستاری تا رسیدن به نتیجه از تلاش و پیگیری دست نمی‌کشید و در موقعیت‌های دشوار، به دنبال راهی برای عبور از مشکل می‌گشت.

سرهنگ نصرالله پناهی، از همرزمان شهید ستاری در رادار سوباشی همدان، یکی از این خاطرات را از زمستان سال ۱۳۴۹ روایت کرده است؛ زمانی که منصور ستاری هنوز با درجه ستوانی در این ایستگاه راداری خدمت می‌کرد.

زمستان سخت سوباشی

زمستان سال ۱۳۴۹، نصرالله پناهی و منصور ستاری در ایستگاه رادار سوباشی همدان خدمت می‌کردند. برف سنگینی باریده و جاده کوهستانی و صعب‌العبور همدان به سوباشی را پوشانده بود.

آن روز تعدادی از کارکنان باید خود را به ایستگاه می‌رساندند تا نیروهای شیفت قبلی را که ۲۴ ساعت در قله کوه انجام وظیفه کرده بودند، تعویض کنند.

اتوبوس از پایگاه به راه افتاد، اما حجم برف و مه غلیظ به اندازه‌ای بود که راننده نمی‌توانست مسیر جاده را به درستی تشخیص دهد.

پناهی درباره آن شب می‌گوید:

“راننده از ما تقاضا کرد، اگر ممکن است، دو سه نفر پیاده شوند و جلو اتوبوس راه بروند تا او مسیر را گم نکند. من با ستوان ستاری و یک نفر دیگر داوطلب شدیم و به راه افتادیم.”

سه نفر در میان جاده حرکت می‌کردند و اتوبوس به آرامی پشت سر آنها پیش می‌آمد. حدود ۱۰ دقیقه در آن شرایط سخت و سرمای شدید پیاده رفتند، اما سرانجام مشخص شد اتوبوس دیگر قادر به ادامه مسیر نیست.

راه بسته بود؛ بازگشت هم آسان نبود

در این شرایط، شهید ستاری پیشنهاد کرد به پایگاه بازگردند.

همه با این پیشنهاد موافقت کردند، زیرا امکان ادامه مسیر وجود نداشت. مشکل تازه اما زمانی آشکار شد که خواستند بازگردند؛ جاده آن‌قدر باریک بود که اتوبوس امکان دور زدن نداشت.

راه پیش بسته بود و اتوبوس نیز نمی‌توانست در آن جاده باریک تغییر مسیر دهد.

در همین لحظه ستاری راهی پیشنهاد کرد:

“همگی پیاده شویم و اتوبوس را در جا با دست، از دو طرف مخالف بچرخانیم.”

همراهان از اتوبوس پیاده شدند و همان کاری را که ستاری پیشنهاد کرده بود، انجام دادند. برفی و لغزنده بودن سطح جاده نیز این بار به کمک آنها آمد و باعث شد بتوانند اتوبوس را با نیروی دست در همان محل بچرخانند.

فکری که راه بازگشت را باز کرد

سرهنگ پناهی نتیجه آن شب را چنین روایت می‌کند:

“کاری را که شهید ستاری گفت انجام دادیم و به سبب اینکه جاده برفی و لغزنده بود، به راحتی اتوبوس سر و ته شد. سوار شدیم و در بین راه، همگی به فکر بکر ایشان که باعث شد از آن وضعیت نجات پیدا کنیم، آفرین گفتیم!”

خاطره زمستان ۱۳۴۹ سوباشی، مربوط به سال‌هایی است که منصور ستاری هنوز در آغاز مسیر خدمت خود در نیروی هوایی قرار داشت؛ سال‌هایی که در ایستگاه رادار همدان خدمت می‌کرد و نصرالله پناهی نیز یکی از همراهان و همسنگران او بود.

سال‌ها بعد، همان ستوان جوان مسیر خدمت خود را در نیروی هوایی ادامه داد و به فرماندهی این نیرو رسید.

شهید سرلشکر منصور ستاری در ۱۵ دی‌ماه ۱۳۷۳، در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان، همراه با تعدادی از فرماندهان و همرزمان خود در نیروی هوایی به شهادت رسید.

 

پربازدیدترین

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

مهمانی‌ای که به تعمیر خودرو رسید

مهارتی که ستودنی...

گام‌های جدی برای تحول نهاجا

گام‌های جدی برای...

فرماندهی که برای نیروی هوایی پدری کرد

فرماندهی که برای...

طرح سکوت

“طرح سکوت”؛ ابتکار...

فرمانده‌ای که دانش و فرماندهی را یکجا داشت

چگونه دل‌ها را...

از سوباشی تا کنترل آسمان غرب کشور

پدافند مؤثر هوایی؛...

برچسب ها

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

نظرات کاربران

نظرات ثبت شده از کاربران و علاقمندان به این محتوا…

نظرات کاربران

نام و نام خانوادگی