دفاع از شریان نفتی ایران؛ ابتکار شهید ستاری در اوج جنگ نفتکشها
در سالهای پایانی دفاع مقدس، نبرد تنها در خطوط زمینی جریان نداشت. خلیج فارس به یکی از مهمترین صحنههای جنگ تبدیل شده بود و نفتکشها، پایانههای نفتی، جزایر و مسیرهای صادرات انرژی ایران در معرض حملات مستمر قرار داشتند.
برای عراق، هدف قرار دادن این شریان اقتصادی میتوانست بخشی از توان ایران برای ادامه جنگ را تحت فشار قرار دهد. در مقابل، حفاظت از تولید و صادرات نفت دیگر صرفاً یک مأموریت اقتصادی نبود؛ بخشی از دفاع ملی محسوب میشد.
در چنین شرایطی، شبکه پدافند هوایی و نیروی هوایی ارتش با مسئلهای متفاوت روبهرو شدند: چگونه میتوان سامانههایی را که اساساً برای دفاع از مواضع زمینی طراحی شدهاند، به دل دریا برد و از کشتیها و نفتکشها در برابر حملات هوایی محافظت کرد؟
یکی از پاسخها به این مسئله، در دوره فرماندهی شهید سرلشکر منصور ستاری شکل گرفت.
وقتی نفت به یک هدف نظامی تبدیل شد
اقتصاد ایران در دوران جنگ به درآمدهای نفتی وابستگی جدی داشت و همین مسئله، تأسیسات تولید و صادرات نفت و مسیر حرکت نفتکشها را به اهدافی راهبردی برای دشمن تبدیل کرده بود.
عراق از سالهای نخست جنگ به کشتیها و تأسیسات نفتی ایران حمله میکرد، اما با گسترش “جنگ نفتکشها” و افزایش حضور نظامی قدرتهای خارجی در خلیج فارس، شرایط پیچیدهتر شد.
از میانه دهه ۱۳۶۰، امنیت کشتیرانی در خلیج فارس به یکی از مسائل اصلی جنگ تبدیل شد. هواپیماهای عراقی با استفاده از موشکهای ضدکشتی تلاش میکردند حرکت نفتکشها و شناورهای مرتبط با صادرات ایران را مختل کنند.
این بار پدافند نمیتوانست تنها منتظر بماند تا مهاجم به محدوده یک پایگاه زمینی نزدیک شود.
باید همراه هدفی حرکت میکرد که قرار بود از آن دفاع کند.
انتقال پدافند از خشکی به عرشه کشتی
راهکاری که در این دوره به کار گرفته شد، استقرار تجهیزات پدافند هوایی بر روی شناورهای غیررزمی بود.
در روایت آرشیوی این ماجرا، از تجهیزاتی مانند رادار اسکایگارد، توپهای اورلیکن ۳۵ میلیمتری، توپهای ضدهوایی ۲۳ میلیمتری و سامانههای دوشپرتاب نام برده شده است. انتقال و بهکارگیری چنین تجهیزاتی بر روی کشتیها، تجربهای متفاوت برای کارکنان پدافند هوایی بود.
تفاوت اساسی روشن بود.
یک سایت پدافندی زمینی روی بستری ثابت مستقر میشود، اما کشتی دائماً در حال حرکت است. محدودیت فضا، حرکت شناور، شرایط دریا و ضرورت هماهنگی میان خدمه کشتی، سامانههای پدافندی، شبکه فرماندهی و کنترل و نیروی هوایی، مسئله را پیچیدهتر میکرد.
در واقع، به جای آنکه نفتکش برای رسیدن به محدوده حفاظتشده پدافند حرکت کند، بخشی از پدافند همراه نفتکش به دریا میرفت.
دفاع از نفتکش، بخشی از یک شبکه بزرگتر بود
استقرار تجهیزات روی عرشه کشتیها تنها یک بخش از راهکار دفاعی بود.
حفاظت مؤثر از مسیرهای دریایی به هماهنگی میان رادارها، مراکز فرماندهی و کنترل، یگانهای پدافند هوایی و جنگندههای نیروی هوایی نیاز داشت.
شهید ستاری که بخش مهمی از تجربه نظامی خود را در ساختار پدافند هوایی و شبکه راداری گذرانده بود، دفاع هوایی را مجموعهای از تجهیزات مستقل نمیدید. رادار، توپ ضدهوایی، سامانه موشکی، مرکز کنترل و جنگنده زمانی میتوانستند مؤثر باشند که اطلاعات و تصمیم عملیاتی میان آنها بهدرستی جریان پیدا کند.
در جنگ نفتکشها نیز همین نگاه شبکهای اهمیت پیدا کرد؛ زیرا هدف دفاعی دیگر یک تأسیسات ثابت نبود، بلکه شناوری بود که در پهنه خلیج فارس حرکت میکرد.
موشکهایی که پیش از رسیدن به کشتی منهدم شدند
در سند آرشیوی، به نمونهای از عملکرد این پدافند دریایی اشاره شده است؛ حمله موشکی عراق به یکی از کشتیهای ایرانی که در جریان آن، دو موشک مهاجم پیش از اصابت به شناور با آتش پدافند هوایی هدف قرار گرفتند و در آسمان منفجر شدند.
این روایت، نمونهای از مسئلهای بزرگتر بود: نفتکش باید در برابر حملهای دفاع میشد که زمان واکنش به آن کوتاه بود و کوچکترین تأخیر میتوانست به اصابت موشک و از دست رفتن کشتی یا محموله آن منجر شود.
از همین رو، حفاظت از نفتکشها تنها به تجهیزات وابسته نبود؛ کشف بهموقع تهدید، انتقال سریع اطلاعات، آمادگی خدمه و هماهنگی میان عناصر مختلف شبکه دفاع هوایی اهمیت تعیینکننده داشت.
دفاع از نفت، دفاع از توان ادامه جنگ بود
اهمیت این مأموریت را باید فراتر از حفاظت از چند کشتی یا تأسیسات نفتی دید.
در سالهایی که جنگ بخش بزرگی از منابع کشور را مصرف میکرد، تداوم صادرات نفت برای تأمین نیازهای اقتصادی و پشتیبانی از کشور اهمیتی حیاتی داشت. از این منظر، دفاع از سکوها، جزایر، پایانهها و نفتکشها بخشی از نبرد برای حفظ توان ادامه مقاومت ایران بود.
اگر دشمن میتوانست مسیر صادرات نفت را به طور مؤثر مسدود کند، فشار جنگ از جبهه نظامی به ساختار اقتصادی کشور منتقل میشد.
به همین دلیل، مأموریت پدافند در خلیج فارس دو وجه همزمان داشت: حفاظت از یک هدف نظامی و صیانت از یکی از مهمترین شریانهای اقتصادی کشور.
ابتکاری فراتر از تجهیزات موجود
آنچه این تجربه را در کارنامه شهید ستاری برجسته میکند، صرفاً استفاده از چند قبضه توپ یا رادار روی عرشه کشتی نیست.
ویژگی اصلی، تغییر محل و منطق بهکارگیری تجهیزات بود.
سامانهای که برای استقرار زمینی ساخته شده بود، باید در شرایطی متفاوت به کار گرفته میشد. تجهیزات موجود باید با مأموریتی سازگار میشدند که هنگام طراحی آنها الزاماً پیشبینی نشده بود.
این همان الگویی است که در بخشهای دیگری از کارنامه ستاری نیز دیده میشود؛ از متحرکسازی سامانه هاگ در والفجر ۸ تا تغییر تاکتیک رادارها در برابر تهدیدهای ضد رادار.
در همه این نمونهها، یک منطق مشترک وجود داشت:
محدودیت تجهیزات، نباید به محدودیت اندیشه عملیاتی تبدیل شود.
در جنگ نفتکشها نیز همین نگاه به پدافند کمک کرد تا از ساحل فراتر برود و خود را به مسیر حرکت یکی از حیاتیترین داراییهای کشور برساند.
حفاظت از نفتکشها در خلیج فارس، از این منظر تنها یک فصل از تاریخ پدافند هوایی ایران نیست؛ نمونهای از شیوه فرماندهی منصور ستاری است؛ فرماندهای که در برابر یک مسئله تازه، به جای انتظار برای تجهیزی تازه، تلاش میکرد از امکانات موجود، مأموریتی تازه خلق کند.