وقتی نبوغ شهید ستاری در اتاق تصمیم‌گیری جنگ دیده شد

۵ دقیقه

زمان مطالعه :

دفاع تمام‌قد؛ وقتی نبوغ شهید ستاری در اتاق تصمیم‌گیری جنگ دیده شد

در میانه سال‌های دفاع مقدس، زمانی که حملات هوایی عراق به پالایشگاه‌ها و تأسیسات حیاتی ایران شدت گرفته بود، مسئله پدافند هوایی به یکی از مهم‌ترین موضوعات تصمیم‌گیری در سطوح عالی کشور تبدیل شد. در همین مقطع بود که توانایی‌های افسری جوان در تحلیل مسائل پدافندی، توجه مسئولان را به خود جلب کرد؛ افسری که چند سال بعد فرمانده نیروی هوایی ارتش شد: شهید سرلشکر منصور ستاری.

روایت این دوره را شهیدسرهنگ حمیدرضا اردستانی، از همرزمان شهید ستاری در دوران دفاع مقدس، نقل کرده است؛ روایتی که نشان می‌دهد ستاری پیش از رسیدن به فرماندهی نیروی هوایی، چگونه با دانش تخصصی و قدرت تحلیل خود به حلقه تصمیم‌سازی دفاع هوایی کشور راه یافت.

وقتی پالایشگاه‌ها زیر حملات پی‌درپی بودند

جنگ شدت گرفته بود و نیروی هوایی عراق، پالایشگاه‌ها و تأسیسات ایران را به طور مستمر هدف حملات هوایی قرار می‌داد. تکرار این حملات، علاوه بر خسارت‌های مستقیم، حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی و اقتصادی کشور را به مسئله‌ای راهبردی تبدیل کرده بود.

در چنین شرایطی، جلساتی با حضور فرماندهان و نمایندگان نیروهای مسلح برای بررسی وضعیت جنگ، به‌ویژه مسائل مرتبط با دفاع هوایی، برگزار می‌شد.

براساس روایت اردستانی، در ابتدا حدود پانزده نفر از فرماندهان ارشد نیروی هوایی در این جلسات حضور پیدا می‌کردند و دیدگاه‌ها و راهکارهای خود را درباره دفاع و عملیات هوایی مطرح می‌کردند.

در میان آنها، دو نام به تدریج بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفت:

شهید عباس بابایی و شهید منصور ستاری.

بابایی، ستاری را به جلسات دفاعی آورد

در آن زمان، شهید سرلشکر خلبان عباس بابایی در مسئولیت عملیات نیروی هوایی فعالیت می‌کرد و خود در این جلسات حضور داشت.

او منصور ستاری را که در آن مقطع با درجه سرگردی در حوزه پدافند هوایی فعالیت می‌کرد، برای حضور در جلسات معرفی کرد.

این معرفی، فرصتی بود تا توانایی ستاری بیرون از ساختار تخصصی پدافند نیز دیده شود.

ستاری خیلی زود با ارائه تحلیل‌ها و راهکارهای مستدل درباره مسائل دفاعی و پدافندی، توانایی خود را نشان داد. روایت اردستانی تأکید دارد که استدلال‌های او به اندازه‌ای مورد توجه مسئولان قرار گرفت که به تدریج تعداد نمایندگان نیروی هوایی در این جلسات کاهش یافت و بخش مهمی از ارائه دیدگاه‌های تخصصی نهاجا برعهده دو نفر قرار گرفت.

شهید بابایی در حوزه عملیات پروازی و شهید ستاری در حوزه پدافند هوایی.

دو فرمانده، دو تخصص مکمل

این تقسیم نقش، تصویری قابل تأمل از ساختار دفاع هوایی در آن مقطع ارائه می‌دهد.

بابایی تجربه گسترده‌ای در عملیات پروازی داشت و مسائل را از منظر توان آفندی و به‌کارگیری هواپیماهای شکاری دنبال می‌کرد.

ستاری اما مسئله را از سوی دیگر میدان می‌دید؛ رادارها، سامانه‌های موشکی زمین به هوا، کشف و رهگیری اهداف و چگونگی ایجاد یک شبکه پدافندی مؤثر برای جلوگیری از نفوذ هواپیماهای عراقی.

این دو حوزه در ظاهر متفاوت بودند، اما در عمل مکمل یکدیگر محسوب می‌شدند.

به روایت اردستانی، مسئولان پس از شناخت توانایی‌های این دو نفر، برای بیان دیدگاه نیروی هوایی در جلسات دفاعی بیش از همه بر همین دو فرمانده تکیه می‌کردند. در برخی جلسات نیز مرحوم امیر سرتیپ خلبان هوشنگ صدیق، فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش همراه آنان حضور داشت.

ستاری پیش از فرماندهی

اهمیت این خاطره در آن است که به دوره‌ای پیش از انتصاب منصور ستاری به فرماندهی نیروی هوایی مربوط می‌شود.

او هنوز فرمانده نهاجا نبود.

اما توان تحلیل و ارائه راه‌حل برای مسائل پیچیده دفاع هوایی، سبب شده بود در جلساتی که تصمیم‌های مهم جنگ در آنها بررسی می‌شد، صدای تخصصی پدافند باشد.

این بخش از زندگی نظامی ستاری کمک می‌کند مسیر رسیدن او به فرماندهی نیروی هوایی را بهتر بفهمیم. ارتقای او صرفاً حاصل طی کردن سلسله‌مراتب سازمانی نبود؛ بخشی از اعتبار ستاری در میدان جنگ و از طریق حل مسئله به دست آمده بود.

او باید نشان می‌داد که در شرایطی که دشمن روش حمله خود را تغییر می‌دهد، می‌تواند رفتار دشمن را تحلیل کند و برای مقابله با آن راه‌حل ارائه دهد.

نبوغی که باید به راه‌حل تبدیل می‌شد

اردستانی در خاطره خود از “نبوغ و خلاقیت” شهید ستاری سخن می‌گوید.

اما آنچه این روایت را مهم می‌کند، فقط توصیف ستاری به عنوان یک افسر باهوش نیست.

ویژگی اصلی، تبدیل دانش به پیشنهاد عملیاتی بود.

در جنگ، دانستن مشخصات یک رادار یا سامانه موشکی کافی نیست. فرمانده باید بداند تجهیزات موجود را چگونه در برابر تاکتیک‌های متغیر دشمن به کار بگیرد، کدام زیرساخت‌ها باید در اولویت دفاع قرار گیرند و چگونه محدودیت تجهیزات را با تغییر آرایش، تاکتیک و شیوه فرماندهی جبران کند.

همین نوع نگاه را بعدها در بسیاری از ابتکارات منتسب به شهید ستاری نیز می‌توان دید؛ از تحرک‌بخشی به سامانه‌های پدافندی تا تغییر روش استفاده از رادارها و گسترش تفکر خودکفایی در نیروی هوایی.

از سرگرد پدافند تا فرمانده نیروی هوایی

شهید ستاری در بهمن ۱۳۶۵ به فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد.

اما خاطره حمیدرضا اردستانی نشان می‌دهد که بخشی از مسیر رسیدن او به این جایگاه، سال‌ها پیش و در همان جلسات تخصصی جنگ طی شده بود؛ جایی که یک افسر پدافند باید در برابر فرماندهان و مسئولان کشور از تحلیل خود دفاع می‌کرد و برای مسئله‌ای واقعی، راه‌حل ارائه می‌داد.

در نهایت، تعداد زیاد حاضران و عناوین سازمانی تعیین‌کننده نبود.

آنچه اهمیت پیدا کرد، کیفیت تحلیل بود.

و به روایت اردستانی، در حوزه پدافند هوایی، منصور ستاری به یکی از کسانی تبدیل شده بود که وقتی سخن می‌گفت، نظرش شنیده می‌شد.

 

پربازدیدترین

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

روایت یک فرود با هواپیمای آسیب‌دیده از زندگی شهید علیرضا یاسینی

برخی روایت‌های جنگ،...

سایت‌ها چگونه نجات یافتند؟

سایت‌ها چگونه نجات...

سایتی که دشمن موقعیتش را پیدا کرده بود

راه ماندن، “ماندن”...

هشت کیلومتر برای درس خواندن

“باید زنده بمانم”؛...

شبی که ۹ موشک از اروند گذشت

“اگر می‌توانستم، به...

«بحران» چگونه «فرصت» می‌شود؟

از بحران تا...

برچسب ها

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

نظرات کاربران

نظرات ثبت شده از کاربران و علاقمندان به این محتوا…

نظرات کاربران

نام و نام خانوادگی