رویایی که رنگ واقعیت گرفت

۸ دقیقه

زمان مطالعه :

رویایی که رنگ واقعیت گرفت؛ روایت شکل‌گیری دانشگاه هوایی با حمایت شهید ستاری

در میان یادگارهای شهید سرلشکر منصور ستاری، دانشگاه علوم و فنون هوایی که امروز به نام او مزین است، جایگاهی متفاوت دارد. اینجا نه یک سامانه یا تجهیز نظامی، بلکه نهادی برای ساختن نیروی انسانی بود؛ مرکزی که قرار بود دانش و تخصص مورد نیاز نیروی هوایی را در داخل کشور پرورش دهد و وابستگی به آموزش‌های خارجی را کاهش دهد.

روایت شکل‌گیری این دانشگاه، روایت مسیری آسان و از پیش هموارشده نیست. ایده‌ای بود که زمانی حتی برخی آن را دست‌نیافتنی می‌دانستند، با مخالفت‌ها و تردیدهای فراوان روبه‌رو شد و سرانجام با پیگیری گروهی از افسران و حمایت تعیین‌کننده شهید منصور ستاری به ثمر نشست.

آرزویی برای داشتن یک دانشگاه هوایی

تیمسار فرهی، از مسئولان اصلی راه‌اندازی دانشگاه، در روایت خود می‌گوید اندیشه ایجاد یک مرکز دانشگاهی ویژه نیروی هوایی حتی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در میان برخی افسران مطرح شده بود.

خود او نیز زمانی که ریاست مدرسه موشکی هاگ را بر عهده داشت، به ایجاد چنین مرکزی فکر می‌کرد و مهرآباد جنوبی را مکان مناسبی برای آن می‌دانست؛ همان منطقه‌ای که بعدها دانشگاه هوایی در آن شکل گرفت.

اما تبدیل این فکر به واقعیت ساده نبود.

فرهی می‌گوید هنگامی که مسئولیت ایجاد دانشگاه به او سپرده شد، شرایط نیروی هوایی هنوز تثبیت نشده بود و بسیاری باور نداشتند چنین دانشگاهی اساساً قابل تأسیس باشد.

او اما می‌گوید:

“من به معنای واقعی کلمه باور داشتم که می‌توان چنین دانشگاهی را تأسیس کرد.”

ورود منصور ستاری به ماجرا

براساس این روایت، حدود سال ۱۳۶۴ که شهید منصور ستاری مسئولیت طرح و برنامه نیروی هوایی را بر عهده گرفت، موضوع تأسیس دانشگاه با جدیت بیشتری در دستور کار قرار گرفت.

اما رابطه ستاری با طرح دانشگاه از ابتدا بدون تردید نبود.

فرهی صریحاً روایت می‌کند که شهید ستاری در آغاز نسبت به امکان موفقیت این مجموعه و حتی نسبت به مناسب بودن او برای پیشبرد کار تردیدهایی داشت و چند بار به انحلال گروه فکر کرد.

این بخش از روایت، اتفاقاً ارزش تاریخی ویژه‌ای دارد؛ زیرا نشان می‌دهد دانشگاهی که بعدها به یکی از مهم‌ترین یادگارهای شهید ستاری تبدیل شد، از ابتدا پروژه‌ای آماده و بی‌مناقشه نبود.

اعتماد میان فرمانده و مجریان طرح نیز باید در جریان کار ساخته می‌شد.

طرحی که به امضای آقای شهید رسید

گروه دانشگاه همزمان با پیگیری‌های اجرایی، موضوع را از مسیر شورای عالی انقلاب فرهنگی دنبال می‌کرد و طرح درس‌ها نیز در حال تدوین بود.

در مقطعی، شهید ستاری از فرهی خواست طرح دانشگاه را در اختیار او قرار دهد.

چند روز بعد، او فرهی را فراخواند و پاکتی به دستش داد.

وقتی پاکت باز شد، در انتهای طرح امضای امام شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رئیس‌جمهوری وقت دیده می‌شد.

این امضا یکی از نقاط تعیین‌کننده در مسیر تأسیس دانشگاه بود و مقدمات ادامه کار را فراهم کرد.

طرح ایجاد دانشگاه هوایی پس از طی مراحل قانونی و تصویب در مراجع مربوط، سرانجام به مرحله اجرا رسید و دانشگاه در سال تحصیلی ۶۸-۱۳۶۷ فعالیت خود را آغاز کرد. منابع مربوط به تاریخچه دانشگاه نیز افتتاح رسمی آن را در ۱۵ آبان ۱۳۶۷ و توسط آقای شهید، رئیس‌جمهوری وقت، ثبت کرده‌اند.

دانشگاهی برای تربیت افسر، نه فقط مهندس

یکی از مسائل مهم در مراحل اولیه، تعریف دقیق مأموریت دانشگاه بود.

پیشنهادهایی وجود داشت که طرح در قالب رشته‌ای در یکی از دانشگاه‌های موجود کشور دنبال شود؛ اما گروه مؤسس با این پیشنهاد موافق نبود.

دلیل آنها روشن بود: هدف صرفاً آموزش مهندسی نبود.

نیروی هوایی به افسری نیاز داشت که هم آموزش دانشگاهی دیده باشد، هم فضای نظامی و عملیاتی را بشناسد و هم برای پاسخ به نیازهای تخصصی خود نیرو تربیت شده باشد.

همین نگاه، ضرورت ایجاد یک دانشگاه مستقل در درون ساختار نیروی هوایی را تقویت می‌کرد.

مهرآباد جنوبی؛ از یک مکان نظامی تا دانشگاه

پس از طی مراحل مقدماتی، مهرآباد جنوبی به محل شکل‌گیری دانشگاه تبدیل شد.

فرهی از روزهایی سخن می‌گوید که همراه چند نفر از همکارانش با امکاناتی بسیار محدود وارد محل شدند تا دانشگاه را راه‌اندازی کنند.

فضای موجود باید آماده می‌شد، ساختمان‌ها سامان می‌یافت و ساختار آموزشی از نقطه‌ای بسیار ابتدایی شکل می‌گرفت.

بهار سال ۱۳۶۵ بخش مهمی از کارهای مقدماتی به پایان رسیده بود و هماهنگی‌ها برای پذیرش دانشجو آغاز شد. براساس روایت فرهی، قرار بود نخستین دانشجویان از طریق آزمون سراسری جذب شوند.

رویایی که سال‌ها پیش تنها در ذهن چند افسر وجود داشت، حالا صاحب ساختمان، برنامه آموزشی و دانشجو می‌شد.

اولین دانشجویان آمدند؛ اما بعضی می‌خواستند بروند

نخستین دوره پذیرش، خود آزمونی جدی برای دانشگاه تازه‌تأسیس بود.

حدود ۷۰ نفر جذب شدند، اما تنها یکی دو هفته بعد، برخی دانشجویان شروع به استعفا کردند.

مشکل این بود که تعدادی از آنان با هدف مهندس شدن وارد دانشگاه شده بودند و علاقه‌ای به ادامه مسیر حرفه‌ای در نیروی هوایی نداشتند.

برای مجموعه‌ای که با دشواری فراوان تازه شکل گرفته بود، آغاز موج استعفا می‌توانست بسیار ناامیدکننده باشد.

فرهی موضوع را با شهید ستاری در میان گذاشت و گفت روحیه‌اش را تا حدی از دست داده است.

پاسخ ستاری قاطع بود:

“اگر همه این افراد بروند مهم نیست و تو به کار خودت ادامه بده.”

فرهی می‌گوید همین جمله روحیه او را بازگرداند و جالب آنکه پس از آن، حتی یک نفر دیگر نیز از دانشگاه استعفا نداد.

دانشگاهی که به عشق ستاری تبدیل شد

در مراحل نخست، دانشکده‌های هوافضا، فرماندهی و کنترل، علوم پایه و مدیریت شکل گرفتند و ایجاد دانشکده پرواز به مرحله بعد موکول شد.

با پیشرفت کار، نگاه شهید ستاری به مجموعه نیز تغییر کرد.

تردیدهای اولیه جای خود را به اعتماد داد.

فرهی در توصیفی صریح می‌گوید دانشگاه نیروی هوایی به “عشق” شهید ستاری تبدیل شده بود و او مرتب برای سرکشی به آنجا می‌آمد.

این تغییر شاید یکی از جذاب‌ترین بخش‌های روایت تأسیس دانشگاه باشد.

فرمانده‌ای که در ابتدا درباره امکان موفقیت طرح پرسش داشت، وقتی نتیجه کار را دید، به یکی از جدی‌ترین حامیان آن تبدیل شد.

ستاری به یک ایده صرفاً به دلیل جذاب بودنش اعتماد نکرد؛ اجازه داد کار خود را اثبات کند و وقتی ظرفیت آن را دید، پشت آن ایستاد.

وقتی ۶۰ میز کار هم مسئله بود

روایت تأسیس دانشگاه فقط از تصمیم‌های بزرگ تشکیل نشده است.

گاهی مسئله، تهیه چند میز کار بود.

فرهی نقل می‌کند برای آغاز فعالیت کارگاه‌ها حدود ۶۰ میز نیاز داشتند. وقتی درخواست به شهید ستاری رسید، او با جزئیات درباره میزان چوب راش و دیگر تجهیزات مورد نیاز برای ساخت میزها دستور داد؛ آن‌قدر دقیق که فرهی رفتار او را به یک نجار ماهر تشبیه می‌کند.

اما نجاری نیرو برای تحویل میزها شش ماه زمان خواست.

فرهی این زمان را نپذیرفت. بخشی از چوب‌ها را به نجاری پدر یکی از افسران وظیفه برد و ظرف یک روز چند میز آماده کرد.

سرعت انجام کار، شهید ستاری را شگفت‌زده کرد.

شاید همین خاطره کوچک، بخشی از فرهنگ مدیریتی آن دوره را بهتر از بسیاری از توضیحات رسمی نشان دهد: اگر مسیر معمول پاسخ نمی‌دهد، باید راه دیگری پیدا کرد.

وای به حال روزی که شما از نیروی هوایی بروید

سرانجام زمانی رسید که فرهی تصمیم گرفت دانشگاه را ترک کند.

شهید ستاری علاقه‌مند به ادامه حضور او بود، اما اختلافات و مشکلات موجود باعث شد فرهی بر رفتن اصرار کند.

او در آخرین جلسه، جمله‌ای خطاب به شهید ستاری گفت که سال‌ها بعد معنایی تلخ‌تر پیدا کرد:

“تیمسار، با رفتن من اتفاقی برای نیروی هوایی نمی‌افتد، اما وای به حال آن روزی که شما از نیروی هوایی بروید.”

شهید ستاری نیز از رفتن او ابراز ناراحتی کرده بود و نگران بود چه کسی باید ادامه مسئولیت دانشگاه را بر عهده بگیرد.

اما فرهی به نکته‌ای مهم اشاره کرد: برای دانشگاه یک “سیستم” ایجاد شده بود و سیستم باید پس از رفتن افراد نیز به کار خود ادامه می‌داد.

این شاید یکی از مهم‌ترین نشانه‌های موفقیت آن پروژه بود.

میراثی که باید پس از بنیان‌گذارانش ادامه می‌یافت

ارزش یک دانشگاه را نمی‌توان تنها با ساختمان‌هایش سنجید.

ثمره واقعی آن، انسان‌هایی هستند که طی سال‌ها در کلاس‌ها، آزمایشگاه‌ها، کارگاه‌ها و محیط‌های عملیاتی آن آموزش می‌بینند و دانش خود را دوباره وارد مجموعه می‌کنند.

دانشگاه علوم و فنون هوایی شهید ستاری نیز با همین هدف شکل گرفت: تربیت نیروی انسانی متخصص برای حوزه‌هایی که نیروی هوایی نمی‌توانست آینده خود را بدون آنها تصور کند.

این دانشگاه در سال‌های بعد توسعه یافت و به مرکزی برای آموزش تخصص‌های مختلف هوایی تبدیل شد؛ از خلبانی و مهندسی گرفته تا حوزه‌های عملیاتی و فنی مورد نیاز نیروی هوایی.

رویایی که زمانی حتی امکان تحققش مورد تردید بود، به نهادی ماندگار تبدیل شد.

رویایی که رنگ واقعیت گرفت

شهید منصور ستاری ۱۵ دی‌ماه ۱۳۷۳ همراه جمعی از فرماندهان و همرزمانش در سانحه هوایی نزدیک فرودگاه اصفهان به شهادت رسید.

اما دانشگاه باقی ماند.

دانشجویان دیگری وارد شدند، نسل‌های تازه‌ای آموزش دیدند و مرکزی که روزی برای ایجادش باید دیگران را به امکان تحقق یک رویا متقاعد می‌کردند، بخشی از ساختار آموزشی نیروی هوایی شد.

شاید ماندگارترین دستاورد یک فرمانده نیز همین باشد؛ نه آنچه فقط در دوران حضور او کار می‌کند، بلکه آنچه پس از رفتنش همچنان انسان می‌سازد.

دانشگاه علوم و فنون هوایی شهید ستاری از همین جنس است؛ رویایی که با پیگیری مردانی که به آن باور داشتند و با حمایت شهید منصور ستاری رنگ واقعیت گرفت و پس از شهادت او نیز به زندگی خود ادامه داد.

 

پربازدیدترین

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

هزار راه رفته برای ،، توانستن،،

یک هزار راه...

وقتی ؛ مصطفی ؛ اوج گرفت

وقتی “مصطفی” اوج...

نجات با نوآوری

نجات با نوآوری؛...

ناگفته‌هایی از حفظ بندر امام

ناگفته‌هایی از حفظ...

فریب خلبانان عراقی با خلاقیت شهید ستاری

فریب خلبانان عراقی...

پدر پدافند هوایی

پدر پدافند هوایی؛...

برچسب ها

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

نظرات کاربران

نظرات ثبت شده از کاربران و علاقمندان به این محتوا…

نظرات کاربران

نام و نام خانوادگی