طرح متحرک ستاری؛ دفاع از شریان نفتی ایران در اوج جنگ نفتکشها
در بهار سال ۱۳۶۵، همزمان با ادامه درگیریهای پس از عملیات والفجر ۸، فشار هوایی عراق بر زیرساختهای نفتی ایران افزایش یافت. جزیره خارک، تأسیسات نفتی، تلمبهخانهها و مسیرهای مرتبط با انتقال و صدور نفت، بخشی از اهدافی بودند که دشمن با حملات مستمر تلاش میکرد فعالیت آنها را مختل کند.
در چنین شرایطی، حفاظت از تأسیسات نفتی فقط یک مأموریت پدافندی نبود. توقف یا اختلال جدی در صدور نفت میتوانست مستقیماً بر توان اقتصادی کشور در ادامه جنگ اثر بگذارد.
یکی از پاسخهای پدافند هوایی به این تهدید، طرحی بود که در روایتهای آن دوره با عنوان “طرح متحرک ستاری” از آن یاد شده است؛ ابتکاری برای افزایش تحرک توپهای ضدهوایی و گسترش پوشش پدافندی در امتداد مناطق نفتی جنوب کشور.
فروردین ۱۳۶۵؛ فشار بر تأسیسات نفتی افزایش مییابد
براساس روایت آرشیوی، در فروردین ۱۳۶۵ عراق حملات خود به منابع و تأسیسات نفتی ایران را تشدید کرد.
اسکلههای صدور نفت در جزیره خارک و کشتیهای حامل نفت از جمله اهداف این حملات بودند و همزمان برخی شهرها و مراکز حساس کشور نیز زیر حملات هوایی قرار داشتند.
این وضعیت، پدافند هوایی را با مسئلهای دشوار مواجه کرده بود.
تأسیسات نفتی جنوب در گستره جغرافیایی وسیعی پراکنده بودند و حفاظت از همه آنها با آرایش ثابت سامانههای پدافندی بهآسانی امکانپذیر نبود.
برای مقابله با چنین تهدیدی، پدافند باید میتوانست همزمان با تغییر مسیر حملات دشمن، آرایش خود را نیز تغییر دهد.
حضور ستاری در اهواز
در دهم فروردین ۱۳۶۵، سرهنگ منصور ستاری که در آن مقطع از فرماندهان ارشد پدافند هوایی بود، از تهران به اهواز رفت و در ساختمان مهندسی رزمی پدافند هوایی مستقر شد.
براساس روایت موجود، او نیروهای درگیر در مأموریت را گرد هم آورد و در جلسهای حدود دو ساعته، شرایط کشور، وضعیت مناطق عملیاتی و اهمیت حفاظت از مراکز اقتصادی را تشریح کرد.
مسئلهای که باید حل میشد روشن بود:
چگونه میتوان با امکانات موجود، منطقهای گسترده از تأسیسات و مسیرهای نفتی را در برابر حملات هوایی دشمن پوشش داد؟
توپهایی که باید متحرک میشدند
برای اجرای طرح، تعدادی توپ ضدهوایی ۲۳ میلیمتری از یگانهای پدافندی خارج از برد مستقیم دشمن به منطقه منتقل شد.
اما انتقال توپها به جنوب بهتنهایی مشکل را حل نمیکرد.
گستردگی منطقه تحت حفاظت باعث میشد استقرار ثابت آنها، پوشش مورد نیاز را فراهم نکند.
راهحل، متحرک کردن آتش پدافندی بود.
در طرحی که به نام ستاری شناخته شد، توپهای ۲۳ میلیمتری در قسمت عقب خودروهای تویوتا نصب شدند تا بهصورت سیار در مناطق تعیینشده حرکت کنند و امکان تغییر سریع محل استقرار و مقابله با تهدیدهای هوایی را داشته باشند.
از اهواز تا گوره
براساس سند آرشیوی، این یگانهای متحرک در امتداد مناطق نفتخیز از اهواز تا گوره در استان بوشهر به کار گرفته شدند.
مأموریت آنها حفاظت از محدوده وسیعی شامل منابع، چاهها و تلمبهخانههای نفتی بود.
در کنار توپهای متحرک، نقاط دیدهبانی نیز برای افزایش امکان شناسایی و هشدار نسبت به نفوذ هواپیماهای دشمن در مناطق مرتبط با تأسیسات نفتی ایجاد شد.
ترکیب دیدهبانی و آتش متحرک، امکان واکنش در محدودهای را فراهم میکرد که پوشش دادن آن با تعدادی موضع ثابت دشوار بود.
ستاری در بحرگان
سه روز پس از آغاز اجرای طرح، شهید ستاری برای بررسی وضعیت نیروها به بحرگان در استان بوشهر رفت.
حضور او در منطقه تنها برای دریافت گزارش نبود. براساس روایت موجود، اجرای طرح مستلزم فعالیت شبانهروزی نیروهای مهندسی رزمی و پدافند هوایی در شرایط دشوار مناطق جنوبی بود و ستاری شخصاً روند کار را دنبال میکرد.
او در جمع نیروها بر ادامه مأموریت و جلوگیری از تحقق هدف عراق برای ضربه زدن به جریان صدور نفت تأکید کرد.
در متن آرشیوی، جملهای از او در همین دیدار نقل شده است:
“تا جان داریم با دشمن میجنگیم؛ نمیگذاریم دشمن بعثی نفت را نابود و صدور آن را متوقف کند.”
۴۷ روز مأموریت شبانهروزی
اجرای این طرح ۴۷ روز ادامه یافت.
نیروهای پدافند در محدودهای گسترده از جنوب کشور مستقر بودند و حفاظت از تأسیسات نفتی را بهصورت شبانهروزی دنبال میکردند.
براساس روایت سند، این طرح توانست در حفاظت از مسیرها و تأسیسات نفتی مؤثر باشد و در جریان اجرای آن تعدادی از هواپیماهای مهاجم دشمن نیز سرنگون شدند.
اهمیت نتیجه را باید در هدف اصلی عراق دید.
دشمن تلاش میکرد با ضربه زدن به نفتکشها، اسکلهها و زیرساختهای نفتی، جریان صدور نفت ایران را مختل کند. بنابراین ادامه فعالیت این شبکه، به معنای ناکام ماندن بخشی از فشار اقتصادی طراحیشده علیه ایران بود.
چرا “طرح متحرک” اهمیت داشت؟
ابتکار ستاری در ظاهر ساده بود: قرار دادن توپ ضدهوایی روی یک خودروی متحرک.
اما ارزش عملیاتی آن در تغییری بود که در منطق استقرار پدافند ایجاد میکرد.
توپ ضدهوایی در موضع ثابت، تنها محدوده مشخصی را پوشش میداد و موقعیت آن نیز پس از شناسایی برای دشمن قابل پیشبینیتر بود.
قرار گرفتن همان سلاح روی یک بستر متحرک، امکان جابهجایی سریع، تغییر محل استقرار و حضور در نقاط مختلف یک منطقه گسترده را فراهم میکرد.
به این ترتیب، به جای آنکه برای حفاظت از هر نقطه الزاماً یک موضع ثابت ایجاد شود، بخشی از توان پدافندی میتوانست متناسب با شرایط و تهدید جابهجا شود.
یک الگوی تکرارشونده در ابتکارات ستاری
طرح متحرک را میتوان در کنار دیگر ابتکارات شهید منصور ستاری در دوران جنگ دید.
در سبکسازی سامانه هاگ، مسئله افزایش تحرک یک سامانه سنگین بود.
در استفاده مستقل از رادار PAR، یک جزء از سامانه برای مأموریتی متفاوت به کار گرفته شد.
و در طرح متحرک، توپ ضدهوایی ثابت به یک واحد آتش سیار تبدیل شد.
در هر سه مورد، الزاماً تجهیز تازهای در اختیار پدافند قرار نگرفته بود؛ آنچه تغییر میکرد شیوه استفاده از تجهیزات موجود بود.
همین ویژگی، بخش مهمی از نگاه عملیاتی شهید ستاری را نشان میدهد: هنگامی که امکانات با نیاز میدان تطابق نداشتند، نخستین پاسخ او الزاماً درخواست تجهیز جدید نبود؛ گاهی باید همان چیزی را که وجود داشت، به شکلی متفاوت به کار گرفت.
دفاع از نفت؛ بخشی از دفاع از کشور
حفاظت از تأسیسات نفتی در سال ۱۳۶۵ صرفاً حفاظت از چند چاه، تلمبهخانه یا اسکله نبود.
نفت یکی از اصلیترین منابع درآمد کشور در شرایط جنگ بود و حملات عراق به خارک، نفتکشها و تأسیسات جنوب با هدف وارد کردن فشار اقتصادی بر ایران انجام میشد.
از این منظر، مأموریت نیروهایی که در امتداد مناطق نفتی جنوب مستقر شده بودند، در نقطه تلاقی دفاع نظامی و حفظ توان اقتصادی کشور قرار داشت.
“طرح متحرک ستاری” پاسخی به همین مسئله بود؛ تبدیل یک سلاح ثابت به توان پدافندی سیار برای حفاظت از شریانی که ادامه جریان آن، برای کشور در میانه جنگ حیاتی بود.