فانوسی برای عبور از دالانهای محدودیت؛ ابتکار شهید ستاری در جنگ ناهمتراز
سال ۱۳۶۴ به روزهای پایانی خود نزدیک میشد و ایران در آستانه یکی از مهمترین عملیاتهای دوران دفاع مقدس قرار داشت. در یک سوی میدان، ارتش عراق با برخورداری از پشتیبانی گسترده خارجی، توان هوایی خود را افزایش داده بود و در سوی دیگر، محدودیت تجهیزات، تحریم و دشواری تأمین قطعات، فشار مضاعفی بر نیروی هوایی و پدافند هوایی ایران وارد میکرد.
در چنین شرایطی، مسئله فقط داشتن سلاح بیشتر نبود؛ باید راهی پیدا میشد تا همان امکانات موجود، به شکلی متفاوت و مؤثرتر وارد میدان شوند. یکی از پاسخها، حرکت به سمت شیوهای بود که در روایت این دوره از آن با عنوان “جنگ ناهمتراز” یاد شده است؛ رویکردی که شهید منصور ستاری در طراحی و عملیاتی کردن بخش مهمی از ابتکارات پدافندی آن نقش داشت.
وقتی دشمن به سراغ شریانهای حیاتی رفت
شهید ستاری براساس تجربه عملیاتهای پیشین دریافته بود که عراق بخشی از ناکامیهای خود در جبهههای نبرد را با گسترش حملات به مراکز اقتصادی و راهبردی ایران جبران میکند.
جنگ در خلیج فارس، حمله به نفتکشها و کشتیهای تجاری، بمباران جزیره خارک و گسترش جنگ شهرها، نمونههایی از همین راهبرد بودند.
در چنین شرایطی، مأموریت نیروی هوایی و پدافند هوایی نیز گستردهتر میشد. آنها علاوه بر پشتیبانی از نیروهای حاضر در صحنه نبرد، باید از آسمان منطقه عملیات و مراکز حساس کشور نیز حفاظت میکردند.
اما یک مشکل جدی وجود داشت: تجهیزات پدافندی را نمیشد در همه نقاط مورد نیاز مستقر کرد.
سامانهای قدرتمند که بهراحتی جابهجا نمیشد
یکی از مهمترین سامانههای پدافندی ایران، سامانه موشکی هاگ بود.
این سامانه از تجهیزات متعدد و سنگینی تشکیل میشد و شیوه کلاسیک بهرهبرداری از آن بر استقرار نسبتاً ثابت استوار بود. همین ویژگی باعث میشد جابهجایی سریع سایت دشوار باشد و دشمن نیز پس از شناسایی محل استقرار آن، امکان بیشتری برای برنامهریزی حمله پیدا کند.
برای پوشش دادن مناطق بیشتری از کشور با امکانات محدود، ادامه استفاده از سامانهها به همان شکل پیشین کافی نبود.
شهید ستاری و دیگر فرماندهان باید راهی پیدا میکردند که بدون در اختیار داشتن تعداد بیشتری از سامانهها، ظرفیت عملیاتی تجهیزات موجود افزایش پیدا کند.
عملیات شفق؛ تغییر قواعد استفاده از تجهیزات
در آستانه عملیات والفجر ۸، قرارگاه رزمی ویژه هوایی رعد در طراحی و اجرای عملیات هوایی و پدافندی نقش مهمی بر عهده داشت و براساس متن آرشیوی، “عملیات شفق” در همین چارچوب شکل گرفت.
در جلسات فرماندهان و تصمیمگیران، با حضور شهید ستاری، ایده استفاده از شیوههای جنگ ناهمتراز مطرح شد.
منطق این رویکرد روشن بود: اگر امکانات موجود با گستره مأموریت تناسب ندارد، باید نحوه استفاده از امکانات تغییر کند.
در اینجا بود که دانش فنی و تجربه عملیاتی شهید ستاری به کمک پدافند آمد.
سبکسازی؛ وقتی سایت موشکی متحرک شد
یکی از مهمترین اقدامات، سبکسازی سامانههای پدافندی و جنگافزارها بود.
با کاهش تجهیزات مورد استفاده و تغییر آرایش سامانه هاگ، امکان جابهجایی سریعتر سایتهای پدافندی فراهم شد. نتیجه این بود که پوشش دفاع هوایی میتوانست به مناطقی گسترش پیدا کند که هواپیماهای عراقی تصور میکردند فاقد پوشش مؤثر پدافندی هستند.
این تغییر، یکی از مزیتهای مهم دشمن را کاهش میداد: پیشبینی محل استقرار پدافند ایران.
سایتی که در الگوی کلاسیک برای احداث و استقرار به زمان زیادی نیاز داشت، اکنون میتوانست با آرایشی سبکتر در مدت بسیار کوتاهتری جابهجا شود.
پدافند دیگر الزاماً منتظر دشمن نمیماند؛ میتوانست محل حضور خود را تغییر دهد و در نقطهای ظاهر شود که مهاجم انتظار آن را نداشت.
تغییر فاصله رادار و سکوی پرتاب
بخش دیگری از ابتکار مطرحشده در این روایت، تغییر آرایش اجزای سامانه هاگ بود.
در شیوه معمول بهرهبرداری، سکوی پرتاب موشک در نزدیکی سامانه راداری قرار داشت. در آرایش جدید، فاصله میان سکوی پرتاب و بخش راداری افزایش یافت.
هدف، تغییر شرایط درگیری با هواپیماهای مهاجم بود.
براساس روایت سند، این آرایش موجب میشد هواپیمای دشمن برای انجام مأموریت خود ناچار شود وارد محدودهای شود که امکان درگیری مؤثرتر سامانه هاگ با آن وجود داشت.
به این ترتیب، بدون تغییر ماهیت اصلی سلاح، هندسه میدان درگیری تغییر میکرد.
این دقیقاً همان نقطهای بود که شناخت فنی تجهیزات به تاکتیک تبدیل میشد.
وقتی یک موشک زمینبههوا مأموریتی متفاوت پیدا کرد
یکی از قابل توجهترین موارد مطرحشده در سند، استفاده متفاوت از ظرفیت سامانه هاگ است.
براساس این روایت، در جریان عملیات شفق، سامانه راداری، ناوبری و هدایت موشک زمینبههوای هاگ به شکلی متفاوت به کار گرفته شد و موشک این سامانه در ارتباط با جنگنده اف-۱۴ برای مأموریتی هوابههوا مورد استفاده قرار گرفت.
این بخش از روایت، نمونه دیگری از همان منطق جنگ ناهمتراز است: تجهیز موجود تنها براساس مأموریتی که در طراحی اولیه برای آن تعریف شده بود دیده نمیشد؛ ظرفیتهای فنی آن بررسی میشد تا در صورت امکان، برای حل مسئلهای تازه به کار گرفته شود.
جنگ ناهمتراز؛ بیشتر از یک تاکتیک
اهمیت تجربهای که در این سند روایت شده، تنها در سبک کردن یک سایت موشکی یا تغییر محل تجهیزات خلاصه نمیشود.
آنچه در حال تغییر بود، منطق مواجهه با محدودیت بود.
در جنگ کلاسیک، توان دو طرف را میتوان تا حد زیادی با تعداد هواپیماها، موشکها، رادارها و دیگر تجهیزات مقایسه کرد. اما هنگامی که یکی از طرفین از نظر دسترسی به تجهیزات و پشتیبانی خارجی در موقعیت ضعیفتری قرار دارد، تکرار قواعد همان بازی الزاماً به سود او نیست.
پاسخ شهید ستاری، تلاش برای تغییر همین قواعد بود.
اگر تعداد سامانهها محدود بود، باید تحرک آنها افزایش پیدا میکرد.
اگر دشمن محل سایتها را شناسایی میکرد، آرایش پدافندی باید قابلیت تغییر پیدا میکرد.
اگر یک تجهیز برای مأموریتی مشخص ساخته شده بود، باید بررسی میشد که آیا ظرفیت فنی آن امکان استفادهای متفاوت را نیز فراهم میکند.
ابتکار به جای تسلیم در برابر کمبود
آنچه از این تجربه باقی مانده، تنها یک راهکار متعلق به سالهای جنگ نیست.
شهید منصور ستاری محدودیت را انکار نمیکرد. تحریم وجود داشت، تجهیزات محدود بود، دشمن از پشتیبانی خارجی برخوردار بود و بخشی از سامانههای موجود نیز برای شرایط متفاوتی طراحی شده بودند.
اما پذیرفتن واقعیت محدودیت با تسلیم شدن در برابر آن تفاوت داشت.
راهی که ستاری دنبال کرد، شناخت دقیق داشتهها، فهم محدودیتهای آنها و سپس تغییر شیوه استفاده از همان ظرفیتها بود.
به همین دلیل، نوآوری در تجربه او الزاماً به معنای ساخت یک سامانه کاملاً تازه نبود. گاهی نوآوری یعنی همان سامانه موجود را سبکتر کنی، جای آن را تغییر دهی، اجزایش را با آرایشی متفاوت به کار بگیری یا برای ظرفیتی که پیشتر تنها یک کاربرد برایش تصور میشد، مأموریتی تازه تعریف کنی.
فانوسی برای عبور از دالانهای محدودیت
در روایت عملیات شفق و تجربه جنگ ناهمتراز، شاید مهمترین میراث شهید ستاری همین شیوه مواجهه با مسئله باشد.
او برای عبور از محدودیت، منتظر از میان رفتن محدودیت نماند.
راه را در شناخت دقیق امکانات موجود و تغییر هوشمندانه نحوه استفاده از آنها جستوجو کرد.
در روزهایی که کفه تجهیزات و پشتیبانی خارجی به سود دشمن سنگینی میکرد، این ابتکار و انعطاف عملیاتی بود که میتوانست بخشی از عدم توازن را جبران کند.
شهید منصور ستاری نشان داد گاهی برای عبور از دالان محدودیت، بیش از آنکه به امکانات تازه نیاز باشد، به نگاهی تازه به همان امکاناتی نیاز داریم که در اختیارمان است.