شهید ستاری؛ غلبه امید بر “نمیتوانیم“
فیلم سینمایی “منصور” تنها روایتی از بخشی از زندگی شهید سرلشکر منصور ستاری نیست؛ در لایهای عمیقتر، داستان فرماندهای است که در برابر کمبودها، تحریمها و حتی مخالفتها و کارشکنیهای داخلی، حاضر نشد “نمیشود” و “نمیتوانیم” را بپذیرد.
پرویز کرمی، مشاور فیلمنامه و مدیر تحقیق و پژوهش فیلم سینمایی “منصور”، در گفتوگویی درباره چگونگی شکلگیری این اثر، از مسیری سخن گفته است که ابتدا با راهاندازی پایگاه اطلاعرسانی شهید ستاری آغاز شد، به پژوهش درباره زندگی و فعالیتهای او رسید و سرانجام زمینه تولید فیلمی سینمایی درباره یکی از مقاطع مهم زندگی این فرمانده را فراهم کرد.
آشنایی دوباره با فرماندهای که کمتر شناخته شده بود
آشنایی پرویز کرمی با ابعاد مختلف شخصیت شهید ستاری، به همکاری او با سورنا ستاری بازمیگردد.
کرمی پیش از آن، شهید منصور ستاری را بهعنوان یکی از فرماندهان برجسته پدافند و نیروی هوایی در دوران دفاع مقدس میشناخت؛ اما حضور در مراسم سالگرد شهادت او در دیماه ۱۳۹۲ در دانشگاه هوایی و شنیدن خاطرات فرماندهان و همرزمان شهید، نقطه آغاز شناخت عمیقتر او از ستاری شد.
در آن مراسم، علاوه بر بیان خاطرات، بخشهایی از مستندی درباره زندگی شهید ستاری نیز نمایش داده شد.
کرمی میگوید در همانجا با ابعادی از شخصیت و فعالیتهای فرماندهای روبهرو شد که جامعه یا از بسیاری از توانمندیها، ابتکارات و خدمات او اطلاعی نداشت یا شناختش از آنها اندک بود.
همین مسئله یک پرسش را پیش روی او قرار داد: چرا چنین شخصیتی نباید بهتر به نسلهای بعد معرفی شود؟
سایتی که نقطه آغاز یک مسیر شد
در راه بازگشت از همان مراسم، کرمی پیشنهاد ایجاد پایگاهی اینترنتی برای گردآوری و انتشار اسناد، تصاویر، فیلمها و خاطرات مربوط به شهید ستاری را با سورنا ستاری مطرح کرد.
پیشنهاد پذیرفته شد و کار پژوهش آغاز شد.
مجموعهای از اسناد و منابع خانوادگی، فیلمهای قدیمی، دفترچههای یادداشت، خاطرات و دیگر مدارک در اختیار گروه قرار گرفت و همزمان، گردآوری منابع عمومی مرتبط با شهید ستاری نیز ادامه پیدا کرد.
اما هرچه پژوهش جلوتر رفت، روشنتر شد که ظرفیت این اسناد بسیار فراتر از یک پایگاه اینترنتی است.
در دل این منابع، داستان فرماندهای قرار داشت که زندگی او میتوانست به یک روایت تصویری تبدیل شود.
از “اوج ۱۱۰” تا “منصور“
ایده اولیه، ساخت یک فیلم مستند بود.
کرمی پیشنهاد ساخت مستندی درباره یکی از مقاطع زندگی شهید ستاری را با سیاوش سرمدی مطرح کرد؛ مقطعی که با تلاش برای توسعه توان ساخت و بازسازی هواپیما در داخل کشور و پروژه “اوج ۱۱۰” ارتباط داشت.
در این پروژه، کرمی مسئولیت تحقیق و مشاوره را بر عهده گرفت و نویسندگی و کارگردانی به سیاوش سرمدی سپرده شد.
در جریان توسعه پروژه و پس از مشورتهای مختلف، پیشنهاد شد به جای یک مستند، فیلمی سینمایی ساخته شود.
با ورود سازمان هنری رسانهای اوج، شکل پروژه تغییر کرد و پس از چند سال تحقیق، نگارش و تولید، اثری که ابتدا با محوریت “اوج ۱۱۰” شکل گرفته بود، با نام “منصور” به سینما رسید.
روایت یک مقطع، نه تمام زندگی ستاری
فیلم “منصور” به کارگردانی سیاوش سرمدی و تهیهکنندگی جلیل شعبانی، برشی از دوران فرماندهی شهید ستاری در نیروی هوایی را روایت میکند.
انتخاب این مقطع اهمیت ویژهای داشت.
شهید ستاری در شرایطی برای حفظ و توسعه توان نیروی هوایی تلاش میکرد که تحریم، محدودیت منابع و دشواری دسترسی به تجهیزات و قطعات خارجی، ادامه فعالیت این نیرو را با مشکلات جدی روبهرو کرده بود.
اما مسئله فقط فشار خارجی نبود.
براساس روایت کرمی، ستاری در مسیر اجرای برخی طرحهای خود با مشکلات، کمبودها و حتی رویکرد برخی مسئولان وقت نیز مواجه بود.
آنچه فیلم تلاش میکند نشان دهد، واکنش ستاری به همین شرایط است.
وقتی پاسخ ستاری “نمیشود” نبود
کرمی شهید ستاری را فرماندهای خلاق، مبتکر، شجاع، پرکار و علاقهمند به ایران و اسلام توصیف میکند؛ شخصیتی که در دوران دفاع مقدس و سپس در جهاد خودکفایی نیروی هوایی، تلاش کرد محدودیتها را با ابتکار و ایجاد توان داخلی پاسخ دهد.
در روایت او، اهمیت ستاری بیش از هر چیز در نوع واکنش به مانع دیده میشود.
مشکلات و کمبودهای زمانه و مخالفتهایی که در مسیر کار وجود داشتند، او را به این نتیجه نرساندند که مسئله به او ارتباطی ندارد یا انجام کار ممکن نیست.
پاسخ او تلاش برای یافتن راه دیگری بود.
همین ویژگی است که کرمی آن را با مفهوم “ما میتوانیم” پیوند میدهد؛ باوری که زمانی ارزش پیدا میکند که بتواند از سطح شعار عبور کند و در یک پروژه، یک سازمان یا یک محصول واقعی دیده شود.
پرستو، آذرخش و رؤیای ساختن
در بخشی از این گفتوگو، به فعالیتهای شهید ستاری در حوزه توسعه توان هوایی کشور نیز اشاره شده است.
براساس روایت کرمی، در دوران فرماندهی ستاری، ساخت هواپیمای سبک آموزشی “پرستو”، فعالیت بر روی یک جت آموزشی، تعمیرات اساسی و اورهال هواپیماهای جنگنده و پروژه ساخت جنگنده آذرخش دنبال شد. پروژهای که با عنوان “اوج ۱۱۰” شناخته میشد، یکی از محورهای اولیه پژوهش برای ساخت فیلم بود.
اهمیت این پروژهها فقط در محصول نهایی آنها نبود.
کشوری که برای تأمین قطعات و تجهیزات هوایی خود با محدودیت روبهرو بود، باید بهتدریج توان تعمیر، بازسازی، مهندسی و سپس ساخت را در داخل ایجاد میکرد.
فیلم “منصور” بخشی از همین گذار را روایت میکند.
قهرمانانی که باید دوباره شناخته شوند
کرمی در ادامه گفتوگو، شهید ستاری را در کنار دیگر چهرههای اثرگذار دفاعی کشور قرار میدهد و از شهید حسن طهرانیمقدم، شهید حاج قاسم سلیمانی، شهید احمد کاظمی، شهید محمد بروجردی، شهید محمود کاوه، شهید ابراهیم همت و دیگر فرماندهان و شهدای دفاع مقدس بهعنوان نمونههایی از قهرمانان واقعی جامعه یاد میکند.
نقد اصلی او متوجه کمکاری در معرفی چنین شخصیتهایی است.
از نگاه او، جامعهای که قهرمانان واقعی خود را بهدرستی روایت نکند، بخشی از ظرفیت فرهنگی خود را از دست میدهد و میدان را برای الگوهایی باز میگذارد که ارتباطی با تاریخ و تجربه واقعی آن جامعه ندارند.
از همین منظر، ساخت فیلم “منصور” فقط تولید یک اثر سینمایی درباره یک فرمانده ارتش نبود؛ تلاشی برای بازگرداندن یک شخصیت کمتر روایتشده به حافظه عمومی جامعه بود.
حمایت اوج از روایت یک فرمانده ارتشی
کرمی در این گفتوگو بر نقش سازمان هنری رسانهای اوج در شکلگیری فیلم نیز تأکید میکند.
او در پاسخ به انتقادهایی که اوج را صرفاً متوجه تولید آثار درباره چهرههای مرتبط با سپاه میدانستند، به حمایت این سازمان از فیلمی درباره فرمانده نیروی هوایی ارتش اشاره میکند و میگوید اوج از ابتدا تا انتهای پروژه در کنار گروه سازنده قرار گرفت.
تولید فیلم نیز به دلیل نیاز به حضور در محیطهای نظامی، هماهنگی با ساختار ارتش و بازسازی فضای مرتبط با نیروی هوایی، با دشواریهای اجرایی خاص خود همراه بود.
سکانسی که از فیلم حذف شد
یکی از موضوعات مطرحشده در این گفتوگو، حذف سکانسی مربوط به مرحوم اکبر هاشمی رفسنجانی از نسخه نهایی فیلم است.
براساس توضیح کرمی، در این سکانس شهید ستاری به مجلس میرفت و در گفتوگویی با هاشمی رفسنجانی درباره نیازهای مالی نیروی هوایی و ضرورت تأمین تعهدات مربوط به کارکنان و مهندسان صحبت میکرد.
کرمی تأکید میکند که نقش هاشمی در این بخش مثبت بود و او از شهید ستاری حمایت و همراهی میکرد. از نگاه کرمی، حذف این سکانس به روایت فیلم لطمه زده است.
امید؛ مضمون اصلی “منصور“
برای پرویز کرمی، پیام اصلی فیلم در یک مفهوم خلاصه میشود: امید.
نه امید به معنای انتظار برای بهتر شدن شرایط، بلکه امیدی که با توکل، تلاش و اقدام همراه میشود.
او معتقد است فیلم “منصور” نشان میدهد چگونه میتوان در اوج گرفتاریها و محدودیتها، به جای پذیرفتن شکست، برای تغییر شرایط تلاش کرد.
از این منظر، “منصور” تنها فیلمی درباره گذشته نیست.
داستان آن درباره فرماندهای است که در برابر تحریم، کمبود، مانع و جمله تکراری “نمیشود”، مسیر دیگری را انتخاب کرد.
شهید منصور ستاری نمایانگر غلبه امید بر نتوانستن است؛ امیدی که برای او نه یک احساس، بلکه تصمیم برای ساختن، ایستادن و به نتیجه رساندن کاری بود که بسیاری انجام آن را ناممکن میدانستند.