از زمین تا آسمان؛ ابتکار شهید ستاری در متحرکسازی پدافند هوایی
عملیات والفجر ۸ یکی از نقاط عطف دفاع مقدس و از مهمترین میدانهای بروز ابتکارات پدافندی شهید منصور ستاری بود. در شرایطی که نیروی هوایی عراق از برتری تجهیزاتی برخوردار بود و محدودیتهای ناشی از جنگ و تحریم، دسترسی ایران به تجهیزات و پشتیبانی خارجی را دشوار کرده بود، پدافند هوایی ناچار بود راهی متفاوت برای مقابله با حملات دشمن پیدا کند.
یکی از مهمترین پاسخها، تغییر شیوه بهکارگیری سامانه موشکی هاگ بود؛ سامانهای سنگین که براساس دستورالعمل سازنده برای استقرار نسبتاً ثابت طراحی شده بود، اما با ابتکار شهید ستاری، بخشی از اجزای آن حذف و آرایش آن تغییر کرد تا امکان جابهجایی سریع و شبانه فراهم شود.
پدافند هوایی؛ شبکهای برای حفاظت از آسمان
پدافند هوایی تنها مجموعهای از رادارها یا سامانههای موشکی نیست. عملکرد آن بر شبکهای از رادارها، مراکز فرماندهی و کنترل، افسران کنترل شکاری، هواپیماهای رهگیر، سامانههای موشکی و توپخانههای ضدهوایی استوار است.
رادارها وظیفه مراقبت از فضای کشور را بر عهده دارند و اطلاعات پروازها را دریافت و بررسی میکنند. در صورت شناسایی یک پرنده ناشناس یا متخاصم، متناسب با نوع و موقعیت تهدید، بخشهای مختلف شبکه دفاع هوایی وارد عمل میشوند.
در دوران جنگ نیز همین ساختار وجود داشت، با این تفاوت که تراکم تجهیزات پدافندی در مناطق عملیاتی افزایش پیدا میکرد تا ضمن حفاظت از آسمان منطقه، امکان ادامه عملیات نیروهای زمینی فراهم شود.
طلیعه نوآوریهای ستاری
منصور ستاری پیش از انقلاب اسلامی بهعنوان افسر عملیاتی رادار و کنترل شکاری در پدافند هوایی فعالیت میکرد. مطالعات تخصصی، ترجمه و نگارش مقالات مرتبط با حوزههای هوایی نیز از همان سالها بخشی از فعالیت حرفهای او بود.
در دوران دفاع مقدس، مسئولیتهای او افزایش یافت. معاونت عملیات پدافند هوایی و سپس معاونت طرح و برنامه نیروی هوایی، فرصت بیشتری برای استفاده از تجربه و دانش تخصصی او در طراحی عملیاتهای پدافندی فراهم کرد.
در کنار مسئولیتهای عملیاتی، ستاری آموزش را نیز رها نکرد و بخشی از تجربیات خود را به افسران و نیروهای جوان منتقل میکرد.
اما یکی از ویژگیهای مهم او، حضور در میدان بود.
پیش از عملیاتهای حساس، بهویژه والفجر ۸، ستاری مرتباً در مناطق عملیاتی حضور پیدا میکرد تا طرحهای پدافندی را از نزدیک بررسی کند، کاستیها را ببیند و برای رفع آنها راهحل پیدا کند.
والفجر ۸؛ مسئلهای که با روشهای گذشته حل نمیشد
عملیات والفجر ۸ در بهمن ۱۳۶۴ آغاز شد. عبور نیروهای ایرانی از اروندرود و تصرف شبهجزیره فاو، واکنش گسترده ارتش عراق را به دنبال داشت و نیروی هوایی این کشور تلاش کرد با حملات مستمر، نیروها و مواضع ایران را هدف قرار دهد.
در چنین شرایطی، پدافند هوایی باید پوشش لازم را برای ادامه عملیات فراهم میکرد.
اما یک مشکل اساسی وجود داشت.
سامانههای موشکی ایران براساس استانداردها و دستورالعملهایی به کار گرفته میشدند که کارخانههای سازنده تعیین کرده بودند. این دستورالعملها برای شرایطی طراحی نشده بودند که سامانه پس از درگیری با دشمن، باید پیش از شناسایی و حمله متقابل، به سرعت محل استقرار خود را تغییر دهد.
هاگ؛ سامانهای قدرتمند اما سنگین
سامانه موشکی هاگ از تجهیزات متعدد و نسبتاً سنگینی تشکیل شده بود.
همین ساختار، جابهجایی سریع آن را دشوار میکرد. در شرایط معمول، این مسئله شاید محدودیتی تعیینکننده نبود؛ اما در میدان جنگ، ثابت ماندن یک سایت پدافندی میتوانست آن را به هدف حمله بعدی دشمن تبدیل کند.
الگوی نبرد روشن بود.
اگر یک سایت پدافندی هواپیماهای عراقی را هدف قرار میداد، دشمن برای شناسایی محل آن تلاش میکرد و احتمال داشت تا روز بعد، هواپیماهای عراقی برای انهدام همان سایت وارد عمل شوند.
بنابراین تنها توان شلیک اهمیت نداشت؛ سامانه باید پس از شلیک، توان ناپدید شدن از موقعیت قبلی را نیز پیدا میکرد.
ابتکار ستاری؛ شکستن استانداردهای ثابت
راهحل شهید ستاری، تغییر در آرایش سامانه هاگ بود.
براساس روایت موجود، او تعداد تجهیزات مورد استفاده را کاهش داد و بخشهایی از تجهیزات سنگین سامانه کنار گذاشته شد تا مجموعه سبکتر و متحرکتر شود.
این تغییر، یک نتیجه مهم داشت:
سایت موشکی میتوانست شبانه جابهجا شود.
به این ترتیب، موقعیتی که دشمن در یک روز شناسایی کرده بود، الزاماً در روز بعد محل استقرار سامانه نبود.
این تحول، پیشبینی آرایش پدافندی ایران را دشوارتر میکرد و امکان حمله به سایتهای ثابت و از پیش شناساییشده را کاهش میداد.
از پدافند ثابت به پدافند سیال
مفهوم مهمی که در تجربه والفجر ۸ شکل گرفت، “سیالیت پدافند” بود.
سامانهای که پیش از آن به دلیل حجم تجهیزات و الزامات فنی، تحرک محدودی داشت، اکنون میتوانست در فاصله زمانی کوتاهتری جابهجا شود و از موقعیتی دیگر وارد درگیری شود.
این تغییر فقط یک اصلاح فنی نبود؛ شیوه مواجهه با دشمن را تغییر میداد.
هواپیماهای عراقی دیگر نمیتوانستند با اطمینان فرض کنند سایتی که روز گذشته شناسایی شده، همچنان در همان نقطه قرار دارد.
پدافند از ساختاری که دشمن میتوانست موقعیت آن را کشف و برای انهدامش برنامهریزی کند، به ساختاری متحرکتر تبدیل میشد که فرصت تصمیمگیری دشمن را محدود میکرد.
حضور در کنار سایتها
شهید ستاری تنها طراح این تغییرات نبود.
براساس روایت آرشیوی، او بر ساخت سایتها و جابهجایی آنها نیز نظارت مستقیم داشت و حضورش در مناطق عملیاتی، علاوه بر امکان بررسی دقیق اجرای طرحها، موجب دلگرمی نیروهای پدافند هوایی میشد.
این حضور از یک جهت دیگر نیز اهمیت داشت.
راهحلهایی که برای والفجر ۸ طراحی میشدند باید در شرایط واقعی میدان کار میکردند. فاصله میان یک ایده روی نقشه و سامانهای که باید زیر حملات هوایی دشمن عملیاتی باقی میماند، تنها با آزمون و اصلاح در میدان پر میشد.
وقتی محدودیت به مزیت تبدیل شد
نوآوری شهید ستاری در سامانه هاگ از دل یک محدودیت شکل گرفت.
ایران امکان خرید آزادانه تجهیزات جدید را نداشت و نمیتوانست برای هر تغییر در شرایط جنگ، منتظر راهحل سازنده خارجی بماند. از سوی دیگر، اجرای دقیق دستورالعملهای اولیه سامانه نیز در برابر دشمنی که محل سایتهای موشکی را شناسایی و هدف قرار میداد، کافی نبود.
راهحل، تغییر خود سامانه و شیوه استفاده از آن بود.
کاهش تجهیزات، کنار گذاشتن بخشهای سنگین و افزایش قابلیت جابهجایی، هاگ را از سامانهای با استقرار نسبتاً ثابت به ابزاری چابکتر در میدان نبرد تبدیل کرد.
در نتیجه، مسئله تنها این نبود که پدافند بتواند هواپیمای دشمن را هدف قرار دهد؛ مسئله این بود که پس از درگیری نیز زنده بماند، جابهجا شود و از نقطهای دیگر دوباره وارد نبرد شود.
همین تغییر نگاه، یکی از مهمترین وجوه ابتکارات پدافندی شهید منصور ستاری در عملیات والفجر ۸ بود؛ جایی که برتری صرفاً با داشتن تجهیزات بیشتر تعریف نمیشد و تغییر هوشمندانه شیوه استفاده از امکانات موجود، خود به بخشی از قدرت دفاعی تبدیل شده بود.