پیشرفت در آسمان علم و دانش؛ روایت اعتماد شهید ستاری به سرمایه انسانی
پیشرفت علمی و تربیت نیروهای متخصص از موضوعاتی بود که شهید منصور ستاری در دوران فرماندهی نیروی هوایی ارتش به آن توجه ویژه داشت. نگاه او به خودکفایی، به معنای محدود شدن دانش در مرزهای کشور نبود؛ ستاری علم و دانش را جهانی میدانست و معتقد بود برای افزایش توان علمی نیروی هوایی باید از فرصتهای آموزشی و دانشگاهی موجود در داخل و خارج از کشور استفاده کرد.
سرهنگ علی فضلی، از کارکنان نیروی هوایی، در خاطرهای از شهید ستاری، ماجرای اعزام یکی از نیروهای مستعد این مجموعه برای ادامه تحصیل در خارج از کشور را روایت کرده است؛ ماجرایی که نگاه فرمانده وقت نیروی هوایی به آموزش، اعتماد به نیروی انسانی و مفهوم دانش را نشان میدهد.
دانشجویی که در آزمون کشوری سوم شد
ستوان جاوید راد، دانشآموخته مقطع کارشناسی ارشد رشته مکانیک بود که برای ادامه تحصیل و دریافت مدرک دکترا در آزمون اعزام به خارج از کشور شرکت کرد و توانست رتبه سوم کشور را به دست آورد.
وزارت فرهنگ و آموزش عالی وقت نیز برای ادامه تحصیل او در رشته هوافضا از یکی از دانشگاههای معتبر انگلستان پذیرش گرفت و نامه مربوط به اعزام وی را برای نیروی هوایی ارسال کرد.
در آن مقطع، سرهنگ علی فضلی مسئول آموزش نیروی هوایی بود و باید درباره اعزام این نیروی متخصص تصمیمگیری و پاسخ لازم را ارسال میکرد.
اما تجربهای قبلی باعث شده بود نسبت به این موضوع تردید داشته باشد.
یکی از کارکنان نیروی هوایی پیش از آن برای تحصیل به خارج از کشور اعزام شده بود، اما پس از پایان تحصیلات به ایران بازنگشته بود. فضلی نگران بود که جاوید راد نیز پس از اعزام، مسیر مشابهی را انتخاب کند.
موضوع را با شهید منصور ستاری در میان گذاشت و علاوه بر توضیح شرایط دانشجوی جدید، تجربه ناموفق قبلی را نیز برای او بازگو کرد.
دستور ستاری؛ هرچه سریعتر اعزامش کنید
پس از شنیدن توضیحات، پاسخ شهید ستاری برخلاف انتظار مسئول آموزش نیروی هوایی بود:
هرچه سریعتر نسبت به اعزام او اقدام کنید!
سرهنگ فضلی که انتظار چنین پاسخی را نداشت، پرسید:
تیمسار، اگر برنگشت چی؟
شهید ستاری پاسخ داد:
اولا برمیگردد. ثانیا اگر برنگشت، ما چیزی را از دست ندادهایم.
فضلی هنوز منظور فرمانده نیروی هوایی را بهدرستی درک نکرده بود.
ستاری کمی مکث کرد و توضیح بیشتری داد؛ توضیحی که هسته اصلی این خاطره را تشکیل میدهد.
اگر اعزام نشود، سرخورده میشود
شهید ستاری معتقد بود جلوگیری از ادامه تحصیل چنین نیروی مستعدی، فقط به معنای جلوگیری از یک سفر تحصیلی نیست.
او به سرهنگ فضلی گفت:
اگر چنین شخصی برای ادامه تحصیل اعزام نشود، سرخورده میشود و دیگر برای سازمان مفید نخواهد بود.
در این نگاه، مسئله تنها احتمال بازگشت یا بازنگشتن یک دانشجو نبود. تصمیم سازمان میتوانست بر انگیزه و آینده حرفهای نیروی انسانی آن نیز اثر بگذارد.
فردی که توانسته بود در یک رقابت علمی رتبه بالایی کسب کند و امکان ادامه تحصیل در رشته تخصصی خود را به دست آورد، باید فرصت رشد پیدا میکرد.
علم و دانش متعلق به کشور خاصی نیست
شهید ستاری در ادامه، استدلال دیگری را مطرح کرد:
اگر او را اعزام کردیم و پس از پایان تحصیلات برنگشت، تا آخر عمر خود را مدیون نیروی هوایی میداند.
و سپس جملهای گفت که نگاه او به دانش را روشنتر میکند:
ضمنا شما باید توجه داشته باشید که علم و دانش جهانی است و متعلق به کشور خاصی نیست. او هر جای دنیا که باشد، یک ایرانی است.
این نگاه در کنار تأکید گسترده شهید ستاری بر خودکفایی قابل توجه است.
خودکفایی در نگاه او به معنای قطع ارتباط با دانش جهان نبود. برای ساختن ظرفیت علمی در داخل، باید دانش را آموخت؛ حتی اگر دستیابی به آن مستلزم فرستادن نیروهای مستعد به دانشگاههای خارج از کشور باشد.
بازگشت پس از دو سال و نیم
در نهایت، به دستور شهید ستاری، ستوان جاوید راد برای ادامه تحصیل به انگلستان اعزام شد.
او طی دو سال و نیم دوره دکترای هوافضا را با موفقیت به پایان رساند و برخلاف نگرانی اولیه، به ایران بازگشت.
بازگشت او، نتیجه همان تصمیمی بود که در ابتدا برای مسئول آموزش نیروی هوایی پرریسک به نظر میرسید.
فردی که میتوانست به دلیل نگرانی از بازنگشتنش از فرصت ادامه تحصیل محروم شود، با حمایت فرمانده نیروی هوایی فرصت یافت دانش تخصصی خود را در سطح بالاتری ادامه دهد و پس از بازگشت، آن دانش را در اختیار مجموعهای قرار دهد که امکان تحصیل او را فراهم کرده بود.
اعتماد به جای ترس از دست دادن
اهمیت این خاطره تنها در اعزام یک دانشجو به خارج از کشور نیست.
در برابر شهید ستاری دو انتخاب قرار داشت: جلوگیری از اعزام برای حذف خطر از دست دادن یک نیروی متخصص، یا پذیرفتن این احتمال و فراهم کردن فرصت رشد برای او.
ستاری راه دوم را انتخاب کرد.
منطق او نیز روشن بود؛ اگر سازمان به دلیل ترس از دست دادن نیروهای مستعد، مانع رشد آنان شود، ممکن است همان نیرو را در داخل سازمان نیز از دست بدهد؛ نه لزوما با خروج فیزیکی، بلکه با از بین بردن انگیزه و احساس تعلق او.
در مقابل، اعتماد و فراهم کردن امکان پیشرفت میتوانست سرمایه انسانی توانمندتری برای آینده ایجاد کند.
ماجرای جاوید راد یکی از روایتهایی است که نشان میدهد توجه شهید منصور ستاری به توسعه توان نیروی هوایی تنها در هواپیما، رادار، موشک و تجهیزات خلاصه نمیشد. در نگاه او، پیشرفت سازمان بدون سرمایهگذاری بر انسانهایی که قرار بود این تجهیزات را طراحی کنند، بهبود دهند و به نسل بعد منتقل کنند، امکانپذیر نبود.
و شاید روشنترین بیان این نگاه همان جملهای باشد که در خاطره سرهنگ علی فضلی از او باقی مانده است:
علم و دانش جهانی است و متعلق به کشور خاصی نیست.