امید به خویشتن

۵ دقیقه

زمان مطالعه :

امید به خویشتن؛ خودکفایی در اندیشه شهید منصور ستاری

خودکفایی در ساخت تجهیزات و اتکا به توان داخلی در صنایع نظامی، یکی از پایه‌های اقتدار ملی، توسعه توان دفاعی و استقلال یک کشور است؛ ضرورتی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به‌ویژه در سال‌های دفاع مقدس، برای نیروهای مسلح ایران معنایی عینی و حیاتی پیدا کرد.

پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، بخش قابل توجهی از سامانه‌ها و تجهیزات مورد نیاز ارتش از کشورهای خارجی، به‌ویژه ایالات متحده آمریکا و کشورهای بلوک غرب، تأمین می‌شد و براساس روایت این مطلب، تحقیقات دفاعی داخلی هنوز جایگاه مؤثری در تأمین نیازهای ارتش پیدا نکرده بود.

پس از پیروزی انقلاب، شرایط به‌سرعت تغییر کرد. نیروهای مسلح از پشتیبانی‌های فنی و آمادی کشورهای سازنده بسیاری از تجهیزات موجود محروم شدند و خروج مستشاران خارجی، تحریم‌های نظامی و تحولات داخلی نیز تعمیر، نگهداری و تأمین قطعات سامانه‌ها را با دشواری روبه‌رو کرد.

در چنین شرایطی، جنگ تحمیلی نیز آغاز شد و ارتش جمهوری اسلامی ایران باید با تجهیزاتی که بخش قابل توجهی از پشتیبانی خارجی آنها متوقف شده بود، توان عملیاتی خود را حفظ می‌کرد.

این وضعیت، مسئله خودکفایی را از یک انتخاب مطلوب به یک ضرورت عملیاتی تبدیل کرد.

«ما خود باید کارهای خود را انجام دهیم»

شهید منصور ستاری بخش مهمی از تلاش خود را بر خودکفایی، کاهش وابستگی به خارج و ارتقای توان نیروی هوایی با تکیه بر ظرفیت داخلی متمرکز کرده بود.

او در یکی از سخنرانی‌های خود می‌گوید:

«ما خود باید با تلاش پیگیر، کارهای خود را انجام دهیم و نتیجه کارهایمان را هم به آیندگانی که بعد از ما می‌آیند منعکس کنیم تا راه را اشتباه نروند

این سخن تنها بر انجام کار با اتکا به توان داخلی تأکید نمی‌کند؛ بخش دوم آن نیز قابل توجه است: انتقال تجربه به نسل بعد.

در این نگاه، خودکفایی صرفاً ساخت یک قطعه یا تعمیر یک سامانه نیست؛ دانش و تجربه حاصل از حل مسئله نیز باید ثبت و منتقل شود تا نسل بعد مجبور نباشد همان مسیر را دوباره از ابتدا طی کند.

تجربه آمریکا و بازگشت به ایران

منصور ستاری در سال ۱۳۴۶، پس از پایان تحصیلات متوسطه و اخذ دیپلم، وارد دانشکده افسری شد و پس از پایان دوره آموزشی به درجه ستوان دومی رسید.

او در سال ۱۳۵۰ برای گذراندن دوره عملی کنترل رادار به آمریکا اعزام شد و پس از حدود یک سال به ایران بازگشت و به‌عنوان افسر رهگیر نیروی هوایی فعالیت خود را ادامه داد.

این دوره از زندگی ستاری از منظر نگاه بعدی او به استقلال فنی اهمیت دارد. او با فناوری و توان نظامی کشورهای غربی از نزدیک آشنا شده بود، اما این شناخت به پذیرش دائمی وابستگی منجر نشد.

برعکس، آنچه در سخنان سال‌های بعد او دیده می‌شود، تأکید بر ضرورت ایجاد توانایی در داخل کشور است.

به امید چه کسی نشسته‌ایم ?

یکی از صریح‌ترین بیان‌های این نگاه در سخنرانی شهید ستاری در جمع کارکنان نظامی دیده می‌شود:

«ما باید این واقعیت را بپذیریم که در یک مرحله‌ای قرار گرفته‌ایم که دیگر آمریکایی و انگلیسی نمی‌آید برای ما کار کند؛ پس به امید چه کسی نشسته‌ایم؟»

این پرسش، بخش مهمی از منطق خودکفایی در نگاه ستاری را نشان می‌دهد.

مسئله صرفاً مخالفت با استفاده از فناوری خارجی نبود؛ واقعیت این بود که در شرایط تحریم و جنگ، نیروی هوایی نمی‌توانست بقای عملیاتی خود را بر حضور متخصصان خارجی یا دسترسی دائمی به سازندگان تجهیزات بنا کند.

اگر قطعه‌ای تأمین نمی‌شد، باید برای ساخت آن راهی پیدا می‌شد؛ اگر سامانه‌ای از کار می‌افتاد، دانش تعمیر آن باید در داخل شکل می‌گرفت؛ و اگر پشتیبانی خارجی متوقف شده بود، توان فنی داخلی باید بخشی از این خلأ را جبران می‌کرد.

از این منظر، «امید به خویشتن» برای شهید ستاری بیش از آنکه یک مفهوم شعاری باشد، پاسخی به یک مسئله واقعی بود.

از وابستگی فنی تا شکل‌گیری توان داخلی

سال‌های دفاع مقدس این ضرورت را آشکارتر کرد. نیروی هوایی باید همزمان با انجام مأموریت‌های عملیاتی، برای نگهداری تجهیزات، تعمیر سامانه‌ها، تأمین قطعات و استمرار آمادگی رزمی نیز راه‌حل پیدا می‌کرد.

در چنین بستری بود که توجه به تحقیق، تعمیر، بازسازی، ساخت داخلی و انتقال دانش اهمیت بیشتری پیدا کرد.

نگاهی که شهید ستاری بعدها در مسئولیت‌های مختلف و سپس در دوران فرماندهی نیروی هوایی دنبال کرد، بر همین اصل استوار بود: نیرویی که مسئول دفاع از کشور است، نمی‌تواند برای ادامه مأموریت خود کاملاً وابسته به اراده و پشتیبانی دیگران باقی بماند.

دو جمله باقی‌مانده از سخنان او، این نگاه را شاید بهتر از هر توضیح دیگری در کنار یکدیگر قرار می‌دهند:

«ما خود باید با تلاش پیگیر، کارهای خود را انجام دهیم…»

و:

«دیگر آمریکایی و انگلیسی نمی‌آید برای ما کار کند؛ پس به امید چه کسی نشسته‌ایم؟»

میان این دو جمله، بخش مهمی از منطق مدیریتی و فنی شهید منصور ستاری قابل مشاهده است: شناخت محدودیت، پذیرش واقعیت و سپس تلاش برای ایجاد توانایی در داخل.

شهید سرلشکر منصور ستاری در ۱۵ دی‌ماه ۱۳۷۳، همراه با تعدادی از فرماندهان، افسران بلندپایه نیروی هوایی و همرزمانش، در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان به شهادت رسید.

 

پربازدیدترین

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

وقتی خود رادار به هدف تبدیل شد

مرد رادارها؛ وقتی...

تبدیل اراده به عمل

تبدیل اراده به...

پرواز بر فراز ناممکن‌ها

پرواز بر فراز...

برچسب ها

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

نظرات کاربران

نظرات ثبت شده از کاربران و علاقمندان به این محتوا…

نظرات کاربران

نام و نام خانوادگی