وقتی اسکایگارد متحول شد؛ ابتکار شهید ستاری برای تقویت پدافند کوتاهبرد
در سالهای دفاع مقدس، بخش مهمی از حفاظت هوایی مراکز حساس کشور بر عهده سامانههای پدافند کوتاهبرد بود. اسکایگارد یکی از این سامانهها بود؛ سامانهای که در ابتدا بر توپخانه ضدهوایی متکی بود، اما با پیگیری شهید منصور ستاری و تلاش متخصصان پدافند هوایی، طرحی برای افزودن قابلیت موشکی به آن شکل گرفت.
امیر سرتیپ ستاد احمد صادقنژاد، از افسران متخصص پدافند هوایی، در خاطرات خود از این پروژه و نقش شهید ستاری در شکلگیری و به نتیجه رسیدن آن سخن گفته است؛ طرحی که چالش اصلی آن، پیوند دادن یک سامانه اروپایی با موشکی با منشأ شرقی بود.
اسکایگارد؛ پدافند برای حفاظت از نقاط حساس
در ساختار دفاع هوایی دوران جنگ، سامانههای مختلف هر یک بخشی از مأموریت پدافندی را بر عهده داشتند.
براساس روایت صادقنژاد، سامانههای کوتاهبرد سهم قابل توجهی از بار پدافندی کشور را بر عهده داشتند و اسکایگارد نیز در همین بخش مورد استفاده قرار میگرفت.
این سامانهها برای حفاظت از نقاط حساس اهمیت ویژهای داشتند. مراکز نفتی، تأسیسات مهم و برخی مراکز حیاتی کشور از جمله مناطقی بودند که با استفاده از اسکایگارد تحت پوشش پدافندی قرار گرفتند.
تصویر موجود در صفحه نخست سند آرشیوی نیز مجموعه اسکایگارد و توپ ضدهوایی آن را نشان میدهد؛ سامانهای که قرار بود با اجرای یک پروژه تازه، قابلیت دیگری نیز به آن افزوده شود.
پیشنهادی متفاوت از سوی شهید ستاری
احمد صادقنژاد از افسران فنی و متخصص سامانههای پدافندی بود. او پس از گذراندن دورههای مقدماتی در ایران، برای آموزش الکترونیک سامانه موشکی هاگ به آمریکا اعزام شد و پس از بازگشت، در راهاندازی و فعالیت این سامانه در ایران نقش داشت.
تجربه تخصصی او باعث شد در یکی از پروژههای متفاوت پدافند هوایی نیز در کنار شهید ستاری قرار گیرد.
صادقنژاد روایت میکند که او و یکی دیگر از همکارانش به دفتر شهید منصور ستاری فراخوانده شدند.
ستاری طرحی را مطرح کرد که اجرای آن ساده نبود:
قرار بود سامانه اسکایگارد به موشک مجهز شود.
یک سامانه اروپایی و یک موشک شرقی
مسئله اصلی پروژه، تفاوت میان دو فناوری بود.
اسکایگارد یک سامانه اروپایی بود، اما موشکی که قرار بود به آن افزوده شود منشأ شرقی داشت.
براساس روایت صادقنژاد، چنین تلفیقی تا آن زمان سابقه نداشت و برای عملی کردن آن، حدود یک سال مطالعه و کار تخصصی انجام شد.
در واقع مسئله فقط نصب یک موشک در کنار توپخانه نبود. دو سامانه با خاستگاههای متفاوت باید به شکلی با یکدیگر هماهنگ میشدند که مجموعه حاصل قابلیت عملیاتی پیدا کند.
پروژه سرانجام به نتیجه رسید.
خبری که به بیمارستان رسید
زمانی که کار پروژه به پایان رسید، شهید ستاری در بیمارستان بستری بود.
صادقنژاد برای رساندن خبر موفقیت طرح به بیمارستان رفت. در ابتدا اجازه ورود به او داده نمیشد، اما با اصرار توانست خود را به ستاری برساند.
وقتی خبر موفقیت پروژه را به او داد، شهید ستاری از جای خود بلند شد، او را بوسید و گفت:
صادق جان، قربانت! این کار در خاورمیانه سابقه ندارد. قدر خودتان را بدانید.
این واکنش، تنها خوشحالی از پایان یک پروژه فنی نبود. طرحی که در آغاز با مسئله سازگاری دو فناوری متفاوت روبهرو بود، با اتکا به کار متخصصان داخلی به نتیجه رسیده بود.
مشکل بعدی؛ چرا اسکایگارد همه جا یکسان عمل نمیکرد؟
افزوده شدن قابلیت موشکی پایان کار نبود.
سامانه اسکایگارد در نقاط مختلف کشور مستقر شد و صادقنژاد همزمان مسئولیت آموزش و عملیات آن را بر عهده داشت.
در این مرحله، شهید ستاری متوجه مسئله دیگری شد و از او پرسید چرا سامانه در همه مناطق عملکرد یکسان و مناسبی ندارد.
پاسخ صادقنژاد به یک عامل فنی بازمیگشت: اطلاعات بالستیکی کافی برای همه نقاط استقرار در اختیار نبود.
تهیه این اطلاعات نیز به دادههای هواشناسی در محلهای استقرار اسکایگارد نیاز داشت.
از سامانه موشکی تا ایستگاه هواشناسی
واکنش شهید ستاری به این مسئله، فراهم کردن امکانات لازم برای رفع آن بود.
با دستور او، زیرساختهای مورد نیاز برای تأمین اطلاعات لازم فراهم شد تا عملکرد اسکایگارد در نقاط مختلف با مشکل کمتری روبهرو شود.
این بخش از روایت، وجه مهم دیگری از شیوه برخورد ستاری با مسائل فنی را نشان میدهد.
تحول یک سامانه با اجرای یک تغییر بزرگ پایان پیدا نمیکرد. اگر عملکرد آن در میدان با مشکل مواجه میشد، باید علت شناسایی میشد و حلقههای مکمل نیز شکل میگرفتند؛ حتی اگر مسئله بعدی، نه خود موشک یا توپخانه، بلکه دسترسی به دادههای هواشناسی مورد نیاز برای محاسبات بالستیکی بود.
حفاظت از پالایشگاهها و تلمبهخانههای نفتی
در سالهای پایانی جنگ، اسکایگارد در حفاظت از پالایشگاهها، تلمبهخانههای نفتی و دیگر نقاط حساس مورد استفاده قرار گرفت.
این مأموریت اهمیت ویژهای داشت؛ زیرا حمله به زیرساختهای نفتی میتوانست علاوه بر خسارت مستقیم، بر توان اقتصادی کشور در شرایط جنگ نیز اثر بگذارد.
صادقنژاد در توصیف کارایی این سامانه از تعبیری کوتاه استفاده میکند و میگوید اسکایگارد از تجهیزاتی بود که “پول خود را درآورد”.
منظور از این تعبیر، نقشی بود که سامانه در حفاظت از تأسیسات حیاتی و جلوگیری از خسارتهای احتمالی ایفا میکرد.
خودکفایی فقط ساخت یک موشک نبود
روایت تحول اسکایگارد، مفهوم خودکفایی در نگاه شهید ستاری را نیز روشنتر میکند.
در این پروژه، خودکفایی الزاماً به معنای ساخت تمام اجزای یک سامانه از نقطه صفر نبود. مسئله این بود که متخصصان داخلی بتوانند تجهیزات موجود را بشناسند، محدودیتهای آنها را تشخیص دهند و در صورت نیاز، قابلیت تازهای به آنها اضافه کنند.
پیوند دادن یک سامانه اروپایی با موشکی شرقی، رفع مشکلات عملیاتی پس از استقرار و ایجاد زیرساختهای مکمل، مراحل مختلف همین فرایند بودند.
صادقنژاد از شهید ستاری نقل میکند که بر این باور بود:
ما چیزی از غربیها کم نداریم و تنها باید استقامت خود را افزایش دهیم.
تحول یک سامانه؛ ساختن یک توان
اهمیت ماجرای اسکایگارد تنها در این نیست که یک سامانه توپخانهای به قابلیت موشکی مجهز شد.
پشت این تغییر، مجموعهای از تواناییها در حال شکل گرفتن بود: شناخت فناوری، مطالعه، تلفیق تجهیزات با منشأ متفاوت، آزمایش، آموزش نیروها، رفع اشکالات عملیاتی و ایجاد زیرساختهای مورد نیاز برای بهرهبرداری مؤثرتر.
شهید ستاری همین مسیر را در حوزههای دیگری نیز دنبال میکرد. در روایت صادقنژاد، تأسیس دانشگاه علوم و فنون هوایی، راهاندازی هنرستان نیروی هوایی و توسعه شبکه دیدبانی نیز در امتداد تلاش برای ایجاد توان داخلی مورد اشاره قرار گرفته است.
از این منظر، تحول اسکایگارد تنها داستان تغییر یک سامانه پدافندی نیست؛ نمونهای از رویکردی است که میخواست نیروی هوایی و پدافند، به جای وابستگی کامل به مشخصاتی که سازنده خارجی برای تجهیزات تعریف کرده بود، توان تغییر، سازگار کردن و توسعه آنها را نیز در داخل به دست آورند.