فراتر از معیارها در جنگ ناهمتراز؛ از تجربه خیبر تا ابتکار پدافندی شهید ستاری در والفجر ۸
جنگ همیشه رویارویی دو نیروی هموزن نیست. گاهی یک طرف از نظر تجهیزات، فناوری یا امکانات برتری دارد و طرف دیگر ناچار است فاصله موجود را با تغییر روش نبرد، ابتکار و استفاده متفاوت از امکانات موجود جبران کند.
در سالهای دفاع مقدس، پدافند هوایی ایران نیز با چنین مسئلهای روبهرو بود. محدودیت تجهیزات از یک سو و افزایش توان و تنوع هواپیماهای عراق از سوی دیگر، ادامه استفاده از روشهای ثابت و کلاسیک را دشوار میکرد.
یکی از روایتهای آرشیوی پایگاه اطلاعرسانی شهید ستاری، شکلگیری مجموعهای از ابتکارات پدافندی را از زمستان ۱۳۶۲ دنبال میکند؛ مسیری که با تجربه عملیات خیبر آغاز شد و در عملیات والفجر ۸ به شکل گستردهتری مورد استفاده قرار گرفت.
زمستان ۱۳۶۲؛ جلسهای برای یک عملیات مهم
در یکی از روزهای سرد سال ۱۳۶۲، جلسهای در دفتر سرهنگ خلبان محمود خضرایی، فرمانده وقت پدافند هوایی، برگزار شد.
موضوع جلسه، آمادهسازی مقدمات پدافندی برای عملیاتی در منطقه هورالهویزه و جفیر در خوزستان بود.
منصور ستاری که بهتازگی بهعنوان معاون عملیاتی پدافند هوایی منصوب شده بود، در این نشست حضور داشت.
پس از توضیحات سرهنگ خضرایی درباره اهمیت نقش پدافند هوایی در عملیات پیش رو، ستاری دیدگاه خود را درباره نحوه حضور پدافند مطرح کرد.
او معتقد بود موفقیت عملیات ارتباط مستقیمی با عملکرد پدافند هوایی دارد و درباره نقش رادار و چگونگی سازماندهی پدافند در منطقه عملیاتی توضیح داد.
دیگر نمیشد مانند گذشته جنگید
محور اصلی دیدگاه ستاری این بود که پدافند هوایی نمیتواند در عملیات جدید دقیقاً با همان شیوههایی وارد میدان شود که در عملیاتهایی مانند فتحالمبین و بیتالمقدس استفاده شده بود.
دلیل آن نیز تغییر شرایط دشمن بود.
براساس متن آرشیوی، عراق به هواپیماهای جدید دست یافته بود و این تغییر، ضرورت استفاده از روشهای تازه را افزایش میداد.
در همین جلسه، از رویکرد “جنگ ناهمتراز” سخن گفته شد.
اما در این روایت، جنگ ناهمتراز یک مفهوم انتزاعی باقی نمیماند. مجموعهای از روشهای عملی برای آن مطرح میشود:
انحراف دشمن
طرحهای دامی
فریب
سبکسازی تجهیزات
چابکسازی
جابهجایی سریع
آگاهی لحظهای نیروهای پدافندی از وضعیت میدان
و استفاده بهموقع از اطلاعات راداری.
هدف این بود که تجهیزات و نیروها در موقعیت مناسب قرار بگیرند، دشمن درباره آرایش واقعی پدافند دچار خطا شود و امکان غافلگیری او فراهم شود.
مسئلهای مهمتر از کمبود تجهیزات
برای اجرای طرح، همکاری معاونت عملیاتی پدافند، گروه پدافند هوایی دزفول و جهاد خودکفایی پدافند پیشبینی شد.
ستاری به دزفول رفت و در جلسهای با حضور سرهنگ یداللهیفر، نیازهای اجرای طرح بررسی شد.
فهرستی از تجهیزات مورد نیاز تهیه شد.
اما یک مشکل اساسی وجود داشت:
نه همه تجهیزات مورد نیاز در دسترس بود و نه فرصت کافی برای تأمین آنها وجود داشت.
راهحل ستاری، تغییر صورت مسئله بود.
به جای آنکه اجرای طرح به خرید یا تأمین تجهیزات جدید وابسته شود، باید با همان امکانات موجود راهی برای عملیاتیکردن آن پیدا میشد.
استفاده متفاوت از امکانات موجود
براساس این طرح، از محورهای مواصلاتی موجود در منطقه عملیاتی برای جابهجایی تجهیزات سنگین استفاده شد.
نیروهای مهندسی رزمی نیز در حاشیه جادهها محلهایی ایجاد کردند که امکان استقرار و جابهجایی تجهیزات را فراهم میکرد.
این تغییر ظاهراً ساده، یک اثر عملیاتی مهم داشت: تجهیزات پدافندی دیگر الزاماً به یک موضع ثابت وابسته نبودند و میتوانستند متناسب با وضعیت میدان جابهجا شوند.
براساس گزارش آرشیوی، نخستین اجرای این شیوه در اسفندماه ۱۳۶۲ و در جریان عملیات خیبر، توسط عوامل گروه پدافند هوایی دزفول و جهاد خودکفایی پدافند و با هدایت عملیاتی سرهنگ منصور ستاری انجام شد.
از توپهای پدافندی تا سامانه هاگ
در مرحله نخست، این الگو برای جنگافزارهایی مانند توپهای ۲۳ میلیمتری، ۳۵ میلیمتری و اورلیکن مورد استفاده قرار گرفت.
نتیجه اجرای طرح، براساس روایت منبع، فراتر از انتظار ارزیابی شد.
همین تجربه زمینهای برای یک گام دشوارتر فراهم کرد:
استفاده از منطق سبکسازی و چابکسازی در سامانه موشکی هاگ.
اهمیت این مرحله در آن بود که سامانه هاگ اساساً برای استقرار ثابت طراحی شده بود و جابهجایی سریع آن در میدان نبرد، بخشی از شیوه معمول بهرهبرداری از سامانه محسوب نمیشد.
تجربهای که در خیبر آغاز شده بود، دو سال بعد در یکی از مهمترین عملیاتهای جنگ به مرحله دیگری رسید.
والفجر ۸؛ بازگشت به تجربه جنگ ناهمتراز
در اواخر سال ۱۳۶۴، طرح عملیات والفجر ۸ به مرحله اجرا رسید.
براساس متن آرشیوی، نیروی هوایی ارتش مأموریت پشتیبانی هوایی از نیروهای عملکننده و دفاع از آسمان منطقه نبرد را بر عهده داشت.
عملیات هوایی “شفق” نام گرفت و قرارگاه رزمی ویژه هوایی “رعد” برای پشتیبانی و هدایت نبرد هوایی تشکیل شد.
در این مقطع، نیروی هوایی تجربه سالهای قبل را نیز در اختیار داشت.
یکی از مسائل مهم این بود که سامانههای موشکی هاگ موجود، برای جابهجایی سریع در صحنه نبرد طراحی نشده بودند.
در مقابل، نیروی هوایی عراق از هواپیماهای متنوع و پیشرفتهتری برخوردار بود.
بنابراین بار دیگر مسئله اصلی همان بود:
چگونه میتوان با امکانات موجود، آرایش پدافندیای ایجاد کرد که دشمن انتظار آن را ندارد؟
نقش ستاری و بابایی در والفجر ۸
در متن آرشیوی از دو فرمانده جوان بهطور مشخص نام برده شده است:
شهید منصور ستاری که در عملیات والفجر ۸ با درجه سرهنگی، فرمانده گروه پدافند هوایی منطقه عملیات معرفی شده است.
و شهید سرلشکر خلبان عباس بابایی که با درجه سرهنگی، معاون عملیات نیروی هوایی و فرمانده قرارگاه هوایی رعد بود.
براساس همین روایت، مجموعه طرحها و ابتکارات این فرماندهان و دیگر کارکنان و کارشناسان نیروی هوایی و پدافند، نحوه کنترل فضای منطقه عملیات را تغییر داد.
چابکسازی سامانه هاگ
یکی از مهمترین ابتکارات منتسب به شهید ستاری در این روایت، چابکسازی سامانه دفاعی هاگ است.
هدف، ایجاد سایتهای موشکیای بود که برخلاف الگوی ثابت متداول، قابلیت جابهجایی داشته باشند.
در متن آمده است که این سایتها باید در کمتر از ۲۴ ساعت امکان جابهجایی پیدا میکردند.
این تغییر صرفاً جابهجایی یک تجهیز نبود.
سامانه موشکی از اجزای مختلفی تشکیل میشد که برای انجام موفق عملیات باید با یکدیگر کار میکردند. در شیوه کلاسیک، سایت هاگ ثابت بود و سکوی پرتاب موشک در نزدیکی مجموعه راداری قرار داشت.
در طرح جدید، این آرایش تغییر کرد.
فاصله سکوی پرتاب و بخش راداری افزایش یافت و شکل استقرار اجزای سامانه متناسب با شرایط عملیاتی تغییر کرد.
وادار کردن دشمن به ورود به موقعیت نامطلوب
براساس توضیح متن، یکی از اهداف این آرایش آن بود که هواپیمای دشمن نتواند از فاصلهای امن، سامانه پدافندی را هدف قرار دهد.
با تغییر آرایش اجزای سامانه، هواپیمای مهاجم ناچار میشد برای اجرای مأموریت خود بیشتر به منطقه نزدیک شود.
این نزدیکشدن، میتوانست آن را وارد محدوده مؤثر سامانه موشکی هاگ کند یا امکان درگیری جنگنده F-14 با موشک فونیکس را فراهم سازد.
این بخش از سند اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد “فریب” و “تحرک” در این طرح صرفاً برای حفاظت از تجهیزات نبود؛ هدف دیگر، تغییر رفتار هواپیمای دشمن و کشاندن آن به موقعیتی بود که شرایط درگیری برای پدافند و جنگندههای خودی مناسبتر شود.
بیش از ۷۰ هواپیما و بالگرد؛ آماری که باید با احتیاط خوانده شود
متن آرشیوی، مجموعه اقدامات آفندی و پدافندی در عملیات والفجر ۸ را با انهدام و سرنگونی بیش از ۷۰ فروند از هواپیماها و بالگردهای نیروهای عراقی مرتبط میداند.
این عدد در منابع و روایتهای مختلف مربوط به والفجر ۸ با صورتهای متفاوتی نقل شده است. بنابراین در نسخه جدید سایت، درستتر است که عدد “بیش از ۷۰ فروند” را به همین منبع نسبت دهیم و تا زمانی که بررسی مستقل اسناد عملیاتی انجام نشده، آن را بهعنوان آمار قطعی تحریریه سایت مطرح نکنیم.
از خیبر تا والفجر ۸؛ تکامل یک روش
اهمیت این روایت در کنار هم قراردادن دو مقطع زمانی است.
اسفند ۱۳۶۲، در عملیات خیبر، مسئله این بود که چگونه میتوان با امکانات محدود، تجهیزات پدافندی را از وضعیت ثابت خارج کرد و امکان جابهجایی سریعتر آنها را فراهم ساخت.
دو سال بعد، در والفجر ۸، همین منطق در مقیاسی پیچیدهتر به سامانه موشکی هاگ رسید.
در هر دو مقطع، مسئله اصلی کمبود امکانات نبود؛ زیرا این کمبود واقعیتی بود که امکان حذف سریع آن وجود نداشت.
مسئله اصلی این بود که با همان امکانات موجود چگونه میتوان متفاوت جنگید.
در روایت موجود، پاسخ شهید ستاری و همرزمانش را میتوان در چند واژه خلاصه کرد:
تحرک، فریب، چابکسازی، تغییر آرایش، استفاده بهموقع از اطلاعات و غافلگیری.
از همین منظر، “جنگ ناهمتراز” در این روایت بیش از آنکه یک اصطلاح نظری باشد، توصیف شیوهای برای جبران بخشی از نابرابری میدان از طریق تغییر روش استفاده از امکانات موجود است.
نتایج دیگری که منبع به والفجر ۸ نسبت میدهد
در پایان متن آرشیوی، علاوه بر سرنگونی هواپیماها و بالگردهای عراقی، از انهدام سکوهای پرتاب موشک عراق در منطقه فاو و تأمین امنیت تردد کشتیها در خلیج فارس و بندر امام خمینی نیز بهعنوان بخشی از نتایج عملیات یاد شده است.
این موارد در سند فعلی جزئیات بیشتری ندارند؛ بنابراین در نسخه جدید نیز بهتر است فراتر از اطلاعات موجود درباره آنها توضیح اضافه نکنیم.
آنچه این سند درباره شهید ستاری ثبت میکند
این روایت، بیش از هر چیز یک الگوی تصمیمگیری را از شهید منصور ستاری ثبت میکند.
تهدید تغییر کرده بود.
تجهیزات جدید بهسادگی قابل تأمین نبود.
زمان نیز محدود بود.
پاسخ، درخواست امکانات ناموجود نبود؛ بلکه تغییر شیوه استفاده از امکانات موجود بود.
تجربهای که براساس این روایت از خیبر آغاز شد، با توسعه سبکسازی و تحرک تجهیزات ادامه یافت و در والفجر ۸ به یکی از نمونههای شاخص ابتکار پدافند هوایی در دوران دفاع مقدس تبدیل شد.
شهید سرلشکر منصور ستاری، فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در ۱۵ دیماه ۱۳۷۳ همراه با تعدادی از فرماندهان، افسران نیروی هوایی و همرزمانش در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان به شهادت رسید.