طرح انحرافی شهید ستاری؛ چهار روز مانده به عملیات والفجر ۸
چهار روز مانده به آغاز عملیات والفجر ۸ در زمستان ۱۳۶۴، طرحی با هدایت شهید منصور ستاری در پدافند هوایی به اجرا درآمد که هدف آن منحرف کردن توجه نیروی هوایی عراق از منطقه اصلی عملیات بود؛ طرحی که ترکیبی از بازسازی یک سامانه موشکی، استقرار تجهیزات واقعی و استفاده از سایت ماکت برای فریب دشمن بود.
مقدمات این اقدام از ماهها قبل آغاز شده بود. از اوایل تابستان ۱۳۶۴، سرهنگ منصور ستاری، معاون وقت عملیات فرماندهی پدافند هوایی، از معاونت جهاد خودکفایی نیروی هوایی خواست پروژه بهسازی و بازسازی سامانه موشکی راپیر را برای استفاده در عملیات پیش رو آماده کند. راپیر سامانهای ساخت انگلستان بود که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی خریداری شده بود.
پروژهای که محرمانه پیش رفت
براساس روایت موجود، در آن مقطع جزئیات برنامهای که شهید ستاری برای این سامانه در نظر گرفته بود، برای بسیاری از افراد مشخص نبود.
پروژه بهسازی و بازسازی راپیر با نظارت او و بهصورت محرمانه در معاونت جهاد خودکفایی نیروی هوایی دنبال شد تا سامانه برای استفاده عملیاتی آماده شود.
در اوایل اسفندماه ۱۳۶۴، سرهنگ رشید قشقایی که در آن دوره مسئولیت مرکز جهاد خودکفایی پدافند هوایی و مهندسی رزمی را بر عهده داشت، به شهید ستاری اطلاع داد که پروژه آماده آزمایش است.
پس از آن، جلسهای با حضور همافر عطا بازرگان، معاون وقت جهاد خودکفایی نیروی هوایی، برگزار شد و بر انتقال محرمانه تجهیزات به خوزستان تأکید شد.
قرار بود تجهیزات با استتار کامل به اهواز منتقل و در آشیانه مجموعه مهندسی رزمی مستقر در این شهر نگهداری شوند.
چهار روز مانده به والفجر ۸
چهار روز پیش از آغاز عملیات والفجر ۸، با هماهنگی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا و قرارگاه عملیاتی رعد نیروی هوایی، طرح وارد مرحله اجرا شد.
در این مقطع، شهید سرهنگ خلبان عباس بابایی، فرمانده وقت قرارگاه رعد، نیز در هماهنگیهای عملیاتی حضور داشت.
برای منحرف کردن توجه دشمن، منطقه شط علی در هورالعظیم، در مسیر جزیره مجنون، بهعنوان یکی از نقاط اجرای طرح در نظر گرفته شد.
در این منطقه، یک سایت ماکت سامانه موشکی هاگ ایجاد شد؛ سایتی که باید از دید شناسایی هوایی دشمن، تصویری از حضور و فعالیت پدافند در منطقه ایجاد میکرد.
یک سایت ماکت و یک سامانه واقعی
طرح تنها به ایجاد سایت ماکت هاگ محدود نبود.
براساس روایت آرشیوی، تجهیزات آمادهشده در محدوده سایتی که پیشتر برای عملیات بدر در سال ۱۳۶۳ ایجاد شده بود مستقر شدند و همزمان سامانه واقعی راپیر نیز برای آزمایش عملیاتی آماده شد.
ترکیب این دو اقدام، بخش اصلی طرح انحرافی را شکل میداد: ایجاد نشانههایی که توجه دشمن را به هورالعظیم جلب کند، در حالی که عملیات اصلی در منطقه دیگری در حال آمادهسازی بود.
واکنش نیروی هوایی عراق
نتیجه طرح خیلی زود آشکار شد.
یک روز پس از استقرار تجهیزات، هواپیماهای عراقی به منطقه حمله کردند و سایت ماکت هاگ و محل استقرار سامانه راپیر مورد توجه آنان قرار گرفت.
در جریان این درگیری، سامانه راپیر نیز وارد عمل شد و شلیک موشک انجام گرفت.
این واکنش نشان میداد که حضور پدافندی ایجادشده در منطقه توانسته است توجه دشمن را به خود جلب کند.
براساس روایت موجود، طرح در مشغول کردن نیروی هوایی عراق در منطقه هورالعظیم مؤثر بود و شهید ستاری و دیگر دستاندرکاران اجرای آن، نتیجه این اقدام را راهگشا ارزیابی کردند.
فریب؛ بخشی از طراحی پدافندی
اهمیت این طرح تنها در بازسازی و استفاده مجدد از سامانه راپیر نبود.
شهید ستاری در آستانه یکی از مهمترین عملیاتهای دفاع مقدس، از ترکیب چند ظرفیت برای ایجاد یک تصویر گمراهکننده در برابر دشمن استفاده کرد: بازسازی یک سامانه قدیمی، انتقال محرمانه تجهیزات، استقرار واقعی پدافند و ساخت یک سایت ماکت هاگ.
در چنین الگویی، ماکت صرفاً وسیلهای برای حفاظت از یک سامانه واقعی نبود؛ بخشی از یک طرح عملیاتی برای هدایت توجه دشمن به منطقهای مشخص محسوب میشد.
چهار روز مانده به والفجر ۸، آنچه در هورالعظیم شکل گرفت، نمونه دیگری از رویکردی بود که در ابتکارات پدافندی شهید منصور ستاری بارها دیده میشود: استفاده از امکانات موجود، شناخت رفتار دشمن و تغییر شیوه بهکارگیری تجهیزات برای ایجاد مزیتی که الزاماً از برتری تسلیحاتی حاصل نمیشد.
در این طرح، قرار نبود دشمن فقط با موشک و رادار مواجه شود؛ قرار بود آن چیزی را ببیند که طراحان پدافند میخواستند ببیند.