تاوان ضربه به شهرها؛ از فتحالمبین تا آمادهسازی پدافند برای آزادسازی خرمشهر – بخش نخست
ضربههای پیدرپی نیروی هوایی و پدافند هوایی ایران به نیروی هوایی عراق در عملیات فتحالمبین در نخستین روزهای بهار ۱۳۶۱، دشمن را به تلاش برای جبران خسارتها واداشت.
براساس روایت آرشیوی پایگاه اطلاعرسانی شهید ستاری، نیروی هوایی عراق در واکنش به این ضربات، حمله به شهرهای ایران را با استفاده از موشکهای زمینبهزمین و هواپیماهای شکاری دنبال کرد.
در همان زمان، نیروهای مسلح ایران خود را برای عملیاتی بزرگتر آماده میکردند؛ عملیاتی که هدف آن آزادسازی خرمشهر بود و پدافند هوایی و نیروی هوایی باید بار دیگر نقشی مهم در آن ایفا میکردند.
از فتحالمبین تا عملیات آزادسازی خرمشهر
موفقیت نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش در عملیات فتحالمبین، انتظار برای حضور گستردهتر این نیروها در عملیات بعدی را افزایش داده بود.
اما تحقق این مأموریت آسان نبود.
شرایط دشوار تأمین قطعات و محدودیتهای ناشی از تحریم، نگهداری و آمادهسازی تجهیزات نیروی هوایی را دشوار کرده بود. در بخش پدافند نیز محل استقرار سایتهای موشکی هاگ نیازمند بررسی بیشتری بود.
برخی از نقاط انتخابشده برای استقرار این سایتها در برد توپخانه عراق قرار داشتند و تجهیزات حساس و الکترونیکی سامانه هاگ در برابر گلولهباران توپخانه آسیبپذیر بودند.
با این حال، شرایط جنگ اجازه نمیداد همه چیز در موقعیت ایدهآل انجام شود. زمان محدود بود و عملیات بزرگ دیگری در پیش قرار داشت.
راداری قدیمی برای یک نیاز فوری
یکی از مسائل مهم پدافند هوایی، تأمین پوشش راداری مورد نیاز در منطقه بود.
در گزارش آرشیوی آمده است که با توجه به از دست رفتن پوشش راداری منطقه خوزستان و ایلام در دهلران، ضرورت داشت یک رادار موبایل قدیمی ساخت انگلیس که به سالهای پایانی جنگ جهانی دوم مربوط میشد، به منطقه منتقل و هرچه سریعتر عملیاتی شود.
تجهیزات سنگین این رادار به پایگاه هوایی دزفول انتقال یافت و با تلاش نیروهای پدافند هوایی نصب و راهاندازی شد.
این رادار در عملیات فتحالمبین نقش مؤثری ایفا کرد؛ هم در کنترل شکاری و رصد هواپیماهای دشمن و هم در کنترل و فرماندهی سایتهای موشکی زمینبههوای هاگ و دیگر تجهیزات پدافند هوایی.
این بخش از متن از نظر تاریخ فناوری اهمیت دارد، اما منبع فعلی نام و مدل رادار را مشخص نکرده است. بنابراین در نسخه جدید نیز نباید براساس حدس، نوع رادار را به متن اضافه کنیم.
تجربه دزفول؛ این بار در بندر امام خمینی
با نزدیکشدن عملیات آزادسازی خرمشهر، نیاز به تمهیدات تازهای وجود داشت.
تجربه موفق رادار دزفول نشان داده بود که برای عملیات آینده نیز باید پوشش راداری مناسبی در منطقه ایجاد شود.
براساس گزارش، تصمیم گرفته شد رادار موبایل دیگری در بندر امام خمینی، بندر شاهپور سابق، در ساحل ماهشهر نصب و راهاندازی شود.
افسران، همافران و درجهداران پدافند هوایی که تجربه نصب و راهاندازی رادار دزفول را داشتند، این بار تجربه خود را در بندر امام خمینی به کار گرفتند و رادار جدید با سرعت عملیاتی شد.
مأموریت خودخواسته منصور ستاری
در همین مقطع، نام منصور ستاری بار دیگر در متن ظاهر میشود.
او در آن زمان با درجه سرگردی و در تخصص کنترل شکاری فعالیت میکرد.
براساس روایت موجود، ستاری با توجه به تجربهای که از فعالیت در رادار دزفول داشت، با یک “مأموریت خودخواسته” در رادار بندر امام خمینی مستقر شد.
تعبیر “مأموریت خودخواسته” را عمداً حفظ کردم؛ زیرا نکتهای معنادار در متن اصلی است و نشان میدهد حضور ستاری در این موقعیت، براساس روایت منبع، صرفاً نتیجه یک مأموریت اداری معمول نبوده است.
اردیبهشت ۱۳۶۱؛ همه آماده آزادسازی خرمشهر
در اواسط اردیبهشت ۱۳۶۱، شرایط برای آغاز عملیات بزرگ بعدی آماده میشد.
گرمای خوزستان بر منطقه حاکم بود، اما براساس توصیف متن آرشیوی، این شرایط تأثیری بر روحیه کارکنان پدافند هوایی نداشت.
تجربه فتحالمبین هنوز تازه بود و نیروهای پدافند هوایی خود را برای مأموریتی دیگر آماده میکردند.
رادار بندر امام خمینی عملیاتی شده بود.
نیروها در مواضع خود مستقر شده بودند.
سرگرد منصور ستاری نیز در رادار بندر امام حضور داشت.
و عملیاتی در پیش بود که قرار بود به آزادسازی خرمشهر منتهی شود.
ادامه دارد…