افتخارات پدافند در والفجر ۸ مرهون شهید ستاری بود ؛ روایت امیر محمود یمینی از همرزم خود
جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، عرصه ظهور فرماندهان و نیروهایی بود که تجربههای آنان بخش مهمی از تاریخ نظامی و دفاعی کشور را شکل داد. یکی از این چهرهها شهید سرلشکر منصور ستاری بود؛ فرماندهای که نقش او در تحول پدافند هوایی، خودکفایی نیروی هوایی و بهکارگیری ابتکارات عملیاتی، در خاطرات بسیاری از همرزمانش ثبت شده است.
امیر سرتیپ محمود یمینی، پیشکسوت نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و از همرزمان شهید ستاری، در گفتوگویی مفصل، از سالهای همکاری با او، نقش ستاری در عملیات والفجر ۸، تحولات دوران فرماندهی نیروی هوایی و آخرین دیدارشان در روز شهادت شهید ستاری روایت کرده است.
آشنایی شما با شهید ستاری به چه مقطعی بازمیگردد؟
از ۲۰ شهریور ۱۳۶۴ فرماندهی پدافند کل کشور را بر عهده گرفتم. پیش از سال ۱۳۶۴ نیز آشنایی مختصری با شهید ستاری داشتم، اما آشنایی بیشتر من با ایشان به زمانی مربوط میشود که مسئولیت پدافند هوایی را عهدهدار شدم.
نخستین عملیاتی که پس از پذیرفتن این مسئولیت انجام دادیم، عملیات والفجر ۸ بود. شهید ستاری در این عملیات بسیار فعال بودند و به واسطه مسئولیتهای قبلی و حضور در عملیاتهای مختلف، تجربه زیادی داشتند.
برای عملیات والفجر ۸، قرارگاهی به نام «رعد» از اول آبان ۱۳۶۴ تشکیل شد و شهید ستاری در آن قرارگاه مسئولیت امور پدافند هوایی ستاد کل پدافند کشور را بر عهده داشتند.
نقش شهید ستاری در والفجر ۸ چه بود؟
در عملیات والفجر ۸ ابتکارات بسیار خوبی از سوی شهید ستاری به منصه ظهور رسید.
در آن روزها سامانه موشکی هاگ، موشکهای دوشپرتاب و توپهای ضدهوایی در اختیار ارتش و سپاه پاسداران بود و شهید ستاری در ستاد پدافند کشور اشراف زیادی بر این امکانات داشتند.
چابکسازی رادار هاگ یکی از ابتکارات و حاصل نبوغ شهید ستاری بود.
اما در والفجر ۸ از شیوهای استفاده کردیم که تا پیش از آن سابقه نداشت.
مشکل این بود که وقتی سایت هاگ تعدادی از هواپیماهای دشمن را هدف قرار میداد، صبح روز بعد تعداد زیادی از هواپیماهای دشمن برای بمباران سایت میآمدند و به اصطلاح ما آن منطقه را «شخم میزدند».
سرهنگ قشقایی، از معاونان شهید ستاری، سایتهای کاذبی ایجاد کرده بود تا هنگام جابهجایی سایت اصلی هاگ، در محل آن قرار گیرند و دشمن به اشتباه این سایتهای کاذب را بمباران کند.
ما این سایتها را شبانه جابهجا میکردیم و شهید ستاری در همه این اقدامات حضور داشتند.
ایشان در آن زمان معاون طرح و برنامه نیروی هوایی بودند و همزمان امور پدافند هوایی ستاد کل پدافند کشور را نیز بر عهده داشتند.
«افتخارات پدافند هوایی در والفجر ۸ مرهون شهید ستاری است»
یمینی در بخش دیگری از این گفتوگو، نقش ستاری در والفجر ۸ را چنین جمعبندی میکند:
«در یک جمله افتخارات پدافند هوایی در والفجر ۸ مرهون شهید ستاری میباشد.»
او در متن اصلی مصاحبه، انهدام ۷۰ فروند هواپیمای عراقی را نیز به عملکرد پدافند در این عملیات نسبت میدهد.
این عدد در اینجا بهعنوان روایت امیر محمود یمینی ثبت میشود؛ نه بهعنوان آماری که مستقلاً در این بازنویسی راستیآزمایی شده باشد.
از نحوه انتخاب شهید ستاری برای فرماندهی نیروی هوایی چه میدانید؟
در اواخر سال ۱۳۶۵ قرار بر این بود که شهید عباس بابایی به فرماندهی نیروی هوایی منصوب شود، اما خود شهید بابایی، شهید ستاری را به دلیل هوش و نبوغی که داشت برای این مسئولیت پیشنهاد کرد.
شهید ستاری نخستین فرمانده نیروی هوایی بود که از میان خلبانان انتخاب نشده بود. البته بعدها خلبانی را فراگرفت و با هواپیمای سبک نیز پرواز کرد.
پس از فرماندهی شهید ستاری چه تغییراتی در نیروی هوایی ایجاد شد؟
یکی از اقدامات مهم دوران فرماندهی شهید ستاری، تأسیس دانشگاه نیروی هوایی بود که بعدها به نام ایشان نامگذاری شد.
در دانشگاه هوایی، از یک سو دانش روز به نیروهای جدید آموزش داده میشد و از سوی دیگر تجربیات نسلهای پیشین به آنان منتقل میشد تا افسرانی کارآزموده تربیت شوند.
تجربه نیز نشان داد افسرانی که در دانشگاه هوایی آموزش دیدند، چه از نظر علمی و چه از نظر انضباطی نیروهای قابلی شدند.
اقدام دیگر شهید ستاری، توجه به ارتقای سطح تحصیلی نیروهای جدیدالورود بود. افسرانی که با مدرک سیکل وارد نیروی هوایی میشدند، پس از گذراندن آموزشهای اولیه و حضور در واحدها، امکان ارتقای مدرک تحصیلی پیدا میکردند.
بازسازی تجهیزات آسیبدیده نیروی هوایی نیز از دیگر اقدامات آن دوران بود. شهید ستاری نوعی رقابت میان واحدهای هوایی و پدافندی ایجاد کرده بود تا روند بازسازی تجهیزات با سرعت بیشتری انجام شود.
بازسازی تأسیسات نیروی هوایی، پایگاههای آسیبدیده در جنگ و خانههای سازمانی نیمهتمام نیز با استفاده از ظرفیت نیروهای موجود و با هزینه کمتر دنبال میشد.
نگاه شهید ستاری به سربازان
حساسیت نسبت به وضعیت سربازان از ویژگیهای دوران فرماندهی شهید ستاری بود.
او تأکید میکرد سرباز پس از پایان دو سال خدمت باید تخصصی آموخته باشد که هم نیروی هوایی بتواند از آن استفاده کند و هم خود سرباز پس از پایان خدمت در زندگی شخصی از آن بهره ببرد.
یمینی در بخش پایانی گفتوگو نیز به همین نگاه بازمیگردد و میگوید:
«شهید ستاری سرباز را فرزند خود میدانست.»
او پیشنهاد میکرد به جای استفاده از سربازان برای نگهبانی پیرامون پادگانها، از فنس الکترونیکی استفاده شود و فرصت سرباز برای فراگیری یک تخصص صرف شود.
رفاه کارکنان؛ از فروشگاههای تعاونی تا بیمارستان بعثت
رفاه کارکنان نیز از دغدغههای شهید ستاری بود.
اردوگاه تفریحی تابستانی توسعه پیدا کرد تا تعداد بیشتری از کارکنان بتوانند از آن استفاده کنند و فروشگاههای تعاونی نیروی هوایی نیز در همین چارچوب مورد توجه قرار گرفتند.
یمینی از شهید ستاری نقل میکند که هدف این فروشگاهها نباید سودآوری باشد؛ بلکه باید شرایطی فراهم شود که اگر یکی از نیروها برای تهیه جهیزیه یا وسایل ازدواج فرزندش نیاز داشت، بتواند آنها را بهصورت اقساط تهیه کند.
پیگیری تکمیل و تجهیز بیمارستان بعثت نیز در همین چارچوب انجام شد تا کارکنان نیروی هوایی بتوانند از خدمات درمانی مناسب برخوردار شوند.
ابتکار ستاری در مقابله با موشکهای ضد رادار
یمینی در مرور تحولات پدافند هوایی دوران جنگ، به یکی دیگر از اقدامات شهید ستاری اشاره میکند.
به روایت او، در سال ۱۳۶۱ سه سامانه موشکی ایران بر اثر موشکهای ضد رادار عراق از دست رفتند. در چنین شرایطی، ستاری که در آن دوره افسر عملیات رادار در ایستگاه همدان بود، دستورالعمل جدیدی برای رادارها تدوین کرد که به گفته یمینی، در مقابله با موشکهای ضد رادار مؤثر واقع شد.
این بخش از خاطرات یمینی، اهمیت تجربه تخصصی ستاری در حوزه رادار را پیش از رسیدن او به فرماندهی نیروی هوایی نشان میدهد.
تحولات پدافند در دوران فرماندهی شهید ستاری
به روایت یمینی، شهید ستاری در سالهای فرماندهی خود، افزایش توان رزمی پدافند هوایی را از مسیرهای مختلف دنبال کرد؛ از توسعه سامانههای راداری و شبکه فرماندهی و کنترل تا راهاندازی گروههای پدافند هوایی و ساخت قطعات در داخل نیروی هوایی.
پروژه هواپیماسازی اوج نیز از فعالیتهای مهم این دوره بود.
یمینی همچنین از ساخت سایت مورد نیاز برای استقرار یک سامانه موشکی جدید سخن میگوید؛ پروژهای که اجرای آن هزینه بالایی داشت اما ستاری با استفاده از ظرفیت نیروهای موجود تلاش کرد هزینهها را کاهش دهد و پروژه را به نتیجه برساند.
فرماندهای که خودش فنس رنگ میکرد
حساسیت شهید ستاری نسبت به هزینهها در خاطرات یمینی با نمونههایی بسیار جزئی نیز همراه است.
او روایت میکند در جریان یکی از جلسات فرماندهان پدافند، ناگهان متوجه شدند شهید ستاری مشغول رنگکردن فنسهای اطراف پادگان است.
یکی از کارکنان هنگام رنگآمیزی مقدار زیادی رنگ را هدر میداد و ستاری شخصاً وارد کار شد تا شیوه صحیح انجام آن را نشان دهد.
یمینی خاطره مشابه دیگری از جلسه شورای فرماندهان در مشهد نقل میکند؛ جایی که ستاری را در حال کار روی سقف رستوران دیدند. وقتی علت را پرسیدند، پاسخ داد که غذای سربازان در حال سردشدن است و برای حل مشکل خودش دستبهکار شده است.
این خاطرات در روایت یمینی نمونههایی از شیوه مدیریتی ستاریاند: ورود مستقیم به مسئله به جای محدودشدن به دستور اداری.
حیرتانگیزترین اقدام شهید ستاری در پدافند چه بود؟
یمینی پاسخ خود را دوباره به والفجر ۸ بازمیگرداند:
«به نظرم اقدام ایشان در عملیات والفجر ۸ و جابهجایی سایتهای موشکی هاگ از جمله جالبترین اقدامات در پدافند هوایی بود.»
به روایت او، ستاری با وجود درجه و مسئولیت خود، شخصاً پشت رادار مینشست و از رادار مادر برای هدایت سایتهای هاگ استفاده میکرد.
ستاری از طریق سایت مادر با سایتهای هاگ ارتباط برقرار میکرد و اطلاعات مربوط به موقعیت هواپیماهای دشمن را در اختیار نیروهای مستقر در سایتها قرار میداد.
یمینی این اقدام را یکی از ابتکارات برجسته ستاری در عملیات والفجر ۸ میداند.
آخرین دیدار؛ صبح ۱۵ دی ۱۳۷۳
یکی از مهمترین بخشهای این گفتوگو، روایت امیر محمود یمینی از آخرین روز زندگی شهید ستاری است.
آخرین دیدار آنها در جلسه شورای فرماندهان پدافند در پایگاه کیش اتفاق افتاد.
یمینی چند روز قبل از شهید ستاری خواسته بود در اختتامیه شورای فرماندهان پدافند در ۱۵ دیماه ۱۳۷۳ شرکت کند و ستاری نیز پذیرفته بود.
آن روز، شهید ستاری حدود ساعت ۹:۳۰ صبح به جزیره کیش رسید.
جلسه نیمهتمام گذاشته شد و فرماندهان به استقبال او رفتند. تا حدود ساعت ۱۰ بازدید کوتاهی از پایگاه انجام شد و پس از آن شهید ستاری در جلسه فرماندهان حضور یافت.
او در آن روز دو سخنرانی داشت؛ یکی سخنرانی عمومی که در آن درباره نحوه بهکارگیری فارغالتحصیلان دانشگاه نیروی هوایی، توجه به نیروهای جدید و پیشرفتهای نیروی هوایی سخن گفت و دیگری درباره یک سامانه جدید پدافند هوایی برای فرماندهان پدافند بود.
پس از جلسات نیز مطابق سنت همیشگی خود با فرماندهان عکس یادگاری گرفت.
«چرا با ما برنمیگردی؟»
لحظه خداحافظی آن روز در ذهن یمینی باقی ماند.
او میگوید خداحافظی شهید ستاری با فرماندهان، این بار نسبت به گذشته صمیمانهتر بود.
هنگام رفتن، ستاری از یمینی پرسید:
«چرا با ما برنمیگردی؟»
یمینی پاسخ داد جلسه هنوز نیمهتمام است و روز بعد همراه فرماندهان به تهران بازخواهد گشت.
شهید ستاری از کیش راهی اصفهان شد.
یمینی روایت میکند که حدود ساعت هفتونیم شب خبر شهادت او به فرماندهان رسید.
شهید منصور ستاری همان روز، ۱۵ دیماه ۱۳۷۳، همراه با جمعی از فرماندهان، افسران نیروی هوایی و همرزمانش در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان به شهادت رسید.
مهمترین ویژگی مدیریتی شهید ستاری
یمینی، ستاری را مدیری مدبر و استراتژیستی برجسته توصیف میکند و یکی از مهمترین ویژگیهای او را قاطعیت همراه با مهربانی در برخورد با کارکنان میداند.
به تعبیر او، همین ویژگی باعث شده بود ستاری «بر قلب کارکنان مدیریت کند».
ارتباط مستمر با دانشگاهها نیز از دیگر ویژگیهایی بود که یمینی بر آن تأکید میکند. این ارتباط به نیروی هوایی امکان میداد از ظرفیت علمی استادان دانشگاه برای بازسازی، بهروزرسانی و حل مسائل فنی استفاده کند و به خودکفایی نزدیکتر شود.
حضور مستقیم ستاری در پروژهها نیز محدود به گزارشگیری نبود. یمینی از قول امیر صفری درباره پروژه اوج روایت میکند که ستاری هفتهای دو یا سه بار از پروژه بازدید میکرد و اگر کاری نیمهتمام باقی مانده بود، گاه شخصاً وارد کار میشد.
مهمترین درسی که از شهید ستاری گرفتید چه بود؟
پاسخ یمینی کوتاه و روشن است:
مسئولیتپذیری.
او نمونه برجسته این ویژگی را بار دیگر در عملیات والفجر ۸ میبیند؛ زمانی که ستاری، به تعبیر او، «شب و روز نداشت» و برای هدایت نیروها میان سایت هاگ و سایت رادار در رفتوآمد بود.
این روایت، تصویری از شهید منصور ستاری ارائه میکند که در آن تخصص فنی، ابتکار عملیاتی، مسئولیتپذیری، حضور میدانی و توجه به نیروها در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند؛ ویژگیهایی که امیر محمود یمینی پس از سالها همکاری، از همرزم خود به یاد داشت.