آغازی که پایانی نداشت
جنگ و همه تلاطمهایش تمام شد؛ اما آنچه به یادگار ماند، الگوهای ارزنده در ارادهمندی، نهراسیدن از سختیها و باور به توانستن بود.
قصه فرماندهان روایتگر «شهید منصور ستاری» شد
مجموعه 6جلدی فرماندهان که روایتگر زندگی شهدای ساکن ورامین است در نخستین مجلد خود زندگی امیر سرلشکر شهید منصور ستاری فرمانده فقید نهاجا را روایت میکند.
پیام فرمانده نیروی هوایی ارتش به مناسبت سالروز شهادت سرلشکر لشکری
امیر سرتیپ نصیرزاده به مناسبت سالروز شهادت امیر سرلشکر خلبان حسین لشکری پیامی صادر کرد.
لحظههای پراضطراب
گاهی لازم است در لحظه تصمیمهایی با بیشترین سرعت و کمترین درنگ گرفته شود. دوران جنگ، مملو بود از این لحظهها. لحظههایی که دلهره و اضطراب امان میبرید و قدرت تصمیمگیری آنی و توأمان صحیح را مختل میکرد. اما این هنر مردان جنگ بود؛ اینکه بتوانند تصمیمهای سرنوشتساز را در لحظه بگیرند.
دیدار در آسمان
دو دوست دیرین. یکی چشم بر آسمان داشت از پشت اسکوپ رادار و آن دیگری، از میان ابرها حافظ دوستان زمینیاش بود. عباس و منصور، دو دوستی که دل در گروی آسمان داشتند و قرارشان را برای دیدار معبود همانجا انتخاب کردند.
روحیه بخش همرزمانش بود
خلبان سی ۱۳۰بوده است. در طول 8 سال جنگ تحمیلی برای پشتیبانی رزمندگان به پایگاههای مختلف پرواز کرده و در میانه سالهای 62 یا 63 برای انجام مأموریتی عازم پایگاه چهارم شکاری در دزفول میشود. آشنایی همین جا کلید میخورد.
یک گام تا احداث یک پایگاه راهبردی
دفاع 8ساله، تحریم و محدودیت امکانات، اجازه نمیداد طرحهای نیمهتمام و برنامهریزی شده برای امور دفاع هوایی کشور اجرایی شود. پایان جنگ و حجم انبوه کارهای روی زمینمانده، تجهیزات فرسوده یا ناکارآمد، نیازمند یک روح بلند و بزرگ بود. عزمی میخواست که خستگی و خمودگی نشناسد.
همنشین سفره سربازها
بزرگان روزگار، در ویژگیهای اخلاقی و روحی مملو از اشتراک و تشابهاند. شهید علیرضا یاسینی هم در مشی متواضعانه خود، چون دیگر بزرگان نهاجا برجسته بود و زبانزد. سرگرد غلامرضا سلیمانی که از همسنگران اوست، از این ویژگی شهید یاسینی روایتی خواندنی دارد.
پشتجلد
ساختن از مخروبهها
هواپیما در سیستان و بلوچستان سانحه داده بود. سوخت هواپیما که به اتمام میرسد، روی جاده مینشیند و مسیری طولانی طی میکند در حالی که سرعتش کاهش یافته، از دور میبیند که بخشی از جاده نیمه کاره و تحت عملیات عمرانی است.
معبری بر نتوانستن
با اینکه بسیاری از اوقات به تصورهایمان باور داریم و میدانیم نمیشود، اما سخن نغزی هست که میگوید محال، تنها کار محال این دنیا است. با این حال فشارهای بی امان و چندجانبه اندیشه به توانستن را دورتر میکند.
