یک گام جلوتر از دیگران؛ منصور ستاری چگونه یاد میگرفت؟
برای بعضیها درس خواندن یعنی گرفتن نمره و عبور از امتحان؛ برای منصور ستاری چنین نبود.
امیر مسعود امینی، از همدورهایها و همرزمان شهید سرلشکر منصور ستاری، وقتی از سالهای دانشکده افسری سخن میگوید، تفاوت او را در یک عادت ساده اما مداوم میبیند: ستاری منتظر نمیماند تا استاد موضوعی را برای نخستین بار در کلاس به او آموزش دهد.
پیش از کلاس میخواند، هنگام تدریس یادداشت میکرد، بعد از کلاس آموختههایش را دوباره بررسی میکرد و در نهایت، برداشت خودش را نیز به آنها اضافه میکرد.
همین شیوه، سالها پیش از آنکه ستاری به یکی از فرماندهان نیروی هوایی تبدیل شود، بخشی از شخصیت حرفهای او را ساخته بود.
«درس میخواند تا مطلب را بفهمد»
امینی تفاوت ستاری با بسیاری از دانشجویان آن دوره را اینگونه به یاد میآورد:
«آن وقتها خیلیها درس میخواندند برای آنکه نمره بگیرند و قبول شوند، اما ستاری درس میخواند تا مطلب را بفهمد.»
ستاری معتقد بود دانشجو باید پنج یا ده دقیقه پیش از ورود به کلاس، موضوع درس را مطالعه کند تا بداند استاد قرار است درباره چه چیزی صحبت کند.
کار نیز با پایان کلاس تمام نمیشد.
او یادداشتهایش را با جزوه و مطالب استاد تطبیق میداد. به همین دلیل، جزوههای ستاری گاهی مطالبی داشت که در نوشته هیچیک از همدورهایهایش دیده نمیشد.
وقتی دوستانش درباره این مطالب سؤال میکردند، پاسخ میداد:
«این برداشتهای خودم است. من اینطوری برداشت کردم.»
یعنی تنها مطالب کلاس را ثبت نمیکرد؛ آنها را پردازش میکرد و به برداشت شخصی میرسید.
وقتی استاد میگفت: «ستاری، بیا کاملش کن»
این تفاوت در کلاس نیز دیده میشد.
به روایت امینی، ستاری در نقشهخوانی و «هنر جنگ» توانایی بالایی داشت. وقتی استاد از دانشجویان میخواست درس جلسه قبل را پای تخته توضیح دهند، ستاری از کسانی بود که داوطلب میشد.
حتی اگر دانشجوی دیگری درس را ارائه میکرد، گاهی در پایان استاد از ستاری میخواست پای تخته بیاید:
«ستاری بلند شو، بیا کاملش کن.»
مطالعه تاریخ نظامی نیز بخشی از علایق او بود. در دورهای که برخی دانشجویان، فرماندهان تاریخی را بهعنوان الگوی مطالعاتی خود انتخاب میکردند، ستاری به شیوه فرماندهی و طراحی عملیاتهای اروین رومل توجه نشان میداد و درباره نقشهها و توان طراحی او مطالعه میکرد. یک گام جلوتر از دیگران
آمریکا؛ دوره آموزشی یا فرصت جستوجو؟
این الگوی یادگیری پس از اعزام به آمریکا نیز ادامه پیدا کرد.
ستاری برای گذراندن دورههای تخصصی به آنجا رفت، اما برنامه خود را به کلاسهای رسمی محدود نکرد.
به روایت همدورهایهایش، مجلات مرتبط با هواپیما و پرواز را تهیه میکرد و هرجا امکان بازدید از هواپیماها وجود داشت، تلاش میکرد از آن فرصت استفاده کند.
به کتابخانه میرفت و درباره تاریخ هوانوردی و تجربه برادران رایت مطالعه میکرد.
هنگام بازگشت نیز مجموعهای از کتابهای مرتبط با هواپیما و رادار با خود به ایران آورد.
نتیجه این شیوه فقط انباشتن کتاب نبود. ستاری دوره تخصصی خود را با رتبه نخست به پایان رساند و مهمتر از آن، با مجموعهای از یادداشتها و آموختههایی بازگشت که بعدها در حوزه پدافند مورد استفاده قرار گرفت.
دانش فقط برای خودش نبود
مرحله بعدی در شیوه یادگیری ستاری اهمیت بیشتری داشت.
او دانشی را که به دست میآورد، نزد خود نگه نمیداشت.
در اعزامهای آموزشی بعدی نیز مطالعه و تدوین مطالب تخصصی را ادامه داد. بخشی از آموختههایش به کتاب، ترجمه و محتوای آموزشی تبدیل شد و برخی از همین آثار بعدها در دانشگاه مورد استفاده قرار گرفتند.
به روایت امینی، از جمله آثاری که در محیط دانشگاهی تدریس میشد، ترجمههای ستاری در موضوعات تخصصی مانند سوخت هواپیما بود. یک گام جلوتر از دیگران
اینجا چرخه یادگیری او کامل میشد:
پیشمطالعه، آموزش، تحلیل شخصی، جستوجوی بیشتر و در نهایت انتقال دانش به دیگران.
یادگیری برای او فقط در کتاب اتفاق نمیافتاد
وجه دیگری از خاطرات امینی نشان میدهد که روحیه یادگیری و ساختن ستاری به مسائل تخصصی نظامی محدود نبود.
پس از بازگشت به ایران، خانهای قدیمی خرید و تصمیم گرفت آن را بازسازی کند. بخشی از کارهای خانه را خودش انجام داد؛ در و پنجرهها را رنگ کرد و از مهارت نجاری خود نیز استفاده کرد.
حتی درباره هزینه بازسازی نگاه محاسبهگرانهای داشت. وقتی امینی پیشنهاد خرید خانه را به دلیل احتمال کاهش قیمت به تعویق انداخت، ستاری استدلال کرد که شاید قیمت زمین پایین بیاید، اما هزینه کارگر و مصالح الزاماً ارزان نخواهد شد.
این جزئیات در ظاهر ارتباطی با رادار، پدافند یا فرماندهی نیروی هوایی ندارند؛ اما یک ویژگی مشترک را نشان میدهند: ستاری ترجیح میداد سازوکار چیزها را بفهمد و تا جای ممکن خودش وارد فرایند حل مسئله شود.
پیش از فرماندهی، یک یادگیرنده بود
سالها بعد، همین دانشجوی دانشکده افسری درگیر مسائل پیچیده پدافند هوایی، خودکفایی، بازسازی تجهیزات و توسعه نیروی هوایی شد.
اما توانایی حل آن مسائل ناگهان در دوران فرماندهی به وجود نیامده بود.
ریشه آن را میتوان در همان دانشجویی دید که چند دقیقه پیش از کلاس کتابش را باز میکرد؛ بعد از کلاس یادداشتهایش را دوباره میخواند؛ چیزی به جزوه استاد اضافه میکرد؛ در سفر آموزشی به جای محدود شدن به برنامه رسمی، کتابخانه و مراکز مرتبط با هواپیما را جستوجو میکرد و هنگام بازگشت، آموختههایش را با خود به ایران میآورد.
شاید به همین دلیل تعبیر «یک گام جلوتر از دیگران» درباره او فقط به تصمیمهای دوران فرماندهی مربوط نباشد.
ستاری پیش از آنکه در میدان عملیات یک گام جلوتر فکر کند، یاد گرفته بود در آموختن یک گام جلوتر برود.
شهید سرلشکر منصور ستاری در ۱۵ دیماه ۱۳۷۳، در سانحه هوایی نزدیک اصفهان، همراه جمعی از فرماندهان نیروی هوایی ارتش به شهادت رسید.