وقتی امکان خرید نبود؛ ستاری چگونه مسئله پدافند را تغییر داد؟
سالهای میانی دفاع مقدس، صحنه یک رقابت برابر نبود. عراق پس از آزادسازی خرمشهر، بازسازی و نوسازی توان هوایی خود را با سرعت بیشتری دنبال کرد؛ هواپیماهای جدید در اختیار گرفت و با تجهیزات تازهنفس، حمله به مناطق عملیاتی، مراکز اقتصادی و تأسیسات حیاتی ایران را ادامه داد.
در سوی دیگر، ایران با محدودیت در تأمین تجهیزات، قطعات، تعمیرات و پشتیبانی فنی مواجه بود. بسیاری از سامانههای موجود نیز بر اثر استفاده مستمر در جنگ، بهتدریج فرسوده میشدند.
در چنین وضعیتی یک پرسش اساسی پیش روی پدافند هوایی قرار داشت:
وقتی نمیتوان تجهیزات از دسترفته را بهسادگی جایگزین کرد، چگونه باید توان دفاعی موجود را حفظ کرد؟
یکی از پاسخهای منصور ستاری به این مسئله، تغییر شیوه استفاده از داشتهها بود.
مسئله فقط کمبود تجهیزات نبود
منصور ستاری در اوایل دیماه ۱۳۶۲، پس از تجربه حضور در عملیاتهایی همچون فتحالمبین و بیتالمقدس و فعالیت در نقاط حساس پدافندی، بهعنوان معاون عملیاتی پدافند هوایی منصوب شد.
او با شرایطی مواجه بود که در آن، جایگزینی تجهیزات از دسترفته یا فرسوده بهآسانی امکانپذیر نبود. بنابراین حفظ توان رزمی فقط با افزودن تجهیزات تازه معنا پیدا نمیکرد؛ عمر عملیاتی تجهیزات موجود نیز باید مدیریت میشد.
این تغییر نگاه اهمیت زیادی داشت. سامانهای که بدون ضرورت روشن میماند، فقط انرژی مصرف نمیکرد؛ بخشی از عمر عملیاتی خود را نیز از دست میداد.
پس یکی از مسائل اصلی، یافتن راهی برای کاهش استهلاک بدون کاهش آمادگی دفاعی بود.
خاموش بودن، بخشی از آمادگی شد
یکی از اقداماتی که در این دوره دنبال شد، کاهش فعالیت غیرضروری سامانههای پدافندی بود.
سامانهها قرار نبود دائماً فعال باشند. شبکه هشدار و دیدهبانی باید به شکلی عمل میکرد که تجهیزات اصلی در زمان مناسب وارد مدار شوند.
در کنار آن، شبکه دیدهبانی بصری در سواحل خلیج فارس توسعه یافت و سپس در نقاط دیگری که ضرورت داشت مورد استفاده قرار گرفت.
به این ترتیب، بخشی از بار مراقبت از آسمان به شبکهای منتقل شد که برای فعالیت خود به روشن ماندن دائمی سامانههای اصلی وابسته نبود.
این فقط یک اقدام فنی نبود؛ نوعی مدیریت منابع محدود در میدان جنگ بود.
تمرکز اطلاعات بهجای پراکندگی تصمیم
گام دیگر، افزایش نقش رادارهای اصلی و مادر منطقهای بود.
ستاری تلاش کرد کنترل شلیک سامانههای زمینبههوای هاگ و راپیر و همچنین توپهای ضدهوایی، هماهنگتر شود. ایجاد پستهای فرعی فرماندهی با حضور نمایندگان نیروهای نظامی مختلف نیز در همین چارچوب دنبال شد.
هدف این بود که اجزای مختلف پدافند، بهجای عملکرد پراکنده، در یک ساختار هماهنگتر عمل کنند.
اجرای چنین تغییری ساده نبود. ردههای مختلف عملیاتی و ستادی باید با روش تازه هماهنگ میشدند و به همین دلیل، ستاری شخصاً به بخشهای مختلف سر میزد و ضمن آموزش نیروها، جزئیات شیوه جدید را توضیح میداد.
در واقع، مسئله تنها داشتن رادار، موشک یا توپ ضدهوایی نبود؛ اطلاعات این تجهیزات باید در یک منطق مشترک به تصمیم تبدیل میشد.
تجهیزاتی که قدیمی بودند، اما بیاستفاده نبودند
یکی از نمونههای روشن این نگاه در منطقه بندر امام خمینی و ماهشهر دیده شد.
در شرایطی که امکان تأمین سریع یک رادار جدید وجود نداشت، یک رادار متحرک قدیمی که سالها قبل از انگلیس خریداری شده بود، دوباره مورد توجه قرار گرفت.
راهاندازی آن آسان نبود. محدودیتها به اندازهای بود که حتی تهیه برخی تجهیزات ساده مورد نیاز نیز دشوار شده بود.
اما متخصصان فنی نیروی هوایی و پدافند هوایی، با استفاده از امکانات موجود، رادار را نصب و عملیاتی کردند.
ارزش این تجربه فقط در بازگشت یک رادار به شبکه نبود. متخصصان در جریان تعمیر و راهاندازی آن، تجربهای به دست آوردند که بعدها میتوانست در بازگرداندن کارایی سایر سامانههای پدافندی نیز به کار گرفته شود.
تغییر صورت مسئله
آنچه در این دوره رخ داد، یک نکته مهم در شیوه مدیریت شهید ستاری را نشان میدهد.
در شرایط عادی، پاسخ به کاهش توان تجهیزات ممکن است خرید تجهیزات جدید باشد. اما وقتی چنین گزینهای وجود ندارد، اصرار بر همان صورت مسئله نتیجهای ندارد.
ستاری صورت مسئله را تغییر داد:
بهجای اینکه فقط بپرسد «چگونه تجهیزات بیشتری به دست آوریم؟»، این پرسش را نیز مطرح کرد که «چگونه از هرآنچه داریم، مؤثرتر و طولانیتر استفاده کنیم؟»
کاهش استهلاک، استفاده از دیدهبانی بصری، تمرکز بیشتر فرماندهی، افزایش نقش رادارهای مادر و احیای تجهیزات قدیمی، پاسخهای متفاوتی به همین پرسش بودند.
نتیجه، تنها حفظ چند سامانه نبود؛ تجربهای شکل گرفت که نشان میداد در شرایط محدودیت، نوآوری الزاماً به معنای ساخت یک فناوری کاملاً جدید نیست؛ گاهی نوآوری یعنی طراحی دوباره شیوه استفاده از آن چیزی که از قبل در اختیار داریم.
شهید سرلشکر منصور ستاری در ۱۵ دیماه ۱۳۷۳، در سانحه هوایی نزدیک فرودگاه اصفهان، همراه جمعی از فرماندهان نیروی هوایی ارتش به شهادت رسید.