نبردی پس از جنگ؛ وقتی مأموریت ستاری از دفاع به بازسازی رسید
پایان جنگ برای شهید سرلشکر منصور ستاری به معنای پایان یک مأموریت نبود. هشت سال دفاع مقدس تمام شده بود، اما نیروی هوایی با مجموعهای از مسائل باقیمانده از جنگ روبهرو بود؛ از ساماندهی نیروی انسانی و بازسازی یگانها تا رسیدگی به زندگی خانوادههایی که سالهای دشواری را پشت سر گذاشته بودند.
برای فرمانده نیروی هوایی، میدان نبرد تغییر کرده بود. این بار بهجای مقابله با هواپیماهای دشمن، باید با فرسودگی، عقبماندگی، مشکلات معیشتی و پیامدهای انسانی جنگ مقابله میشد.
جنگ تمام شد، کار نه
منصور ستاری بخش مهمی از دوران دفاع مقدس را در پدافند هوایی گذرانده بود و بعدها در مقام فرمانده نیروی هوایی، نیروهای عملیاتی و گردانهای نگهداری را برای پاسخ به نیازهای جنگ سازماندهی کرده بود.
با پایان جنگ و بازگشت نیروهای رزمنده به یگانها، فرصت بیشتری برای بازسازی فراهم شد. اما حجم کارها به اندازهای بود که ستاری معتقد بود زمانی برای درنگ وجود ندارد.
یکی از اولویتهای او، ساختار پرسنلی و نیروی انسانی نهاجا بود. نیروی هوایی پس از هشت سال جنگ، فقط به بازسازی تجهیزات و تأسیسات نیاز نداشت؛ شرایط زندگی کارکنان و خانوادههای آنان نیز بخشی از مسئله بازسازی بود. نبردی پس از جنگ
زمینی که قرار بود ساخته شود
در ضلع جنوبی شهرک قصر فیروزه شماره ۲، زمینی وسیع و بدون استفاده وجود داشت. تعدادی از جوانان محله مشیریه بخشی از فنس اطراف آن را باز کرده و در زمین خاکی، محلی برای فوتبال ساخته بودند.
در برنامه توسعه مجموعه، قرار شد زمین تسطیح و بناهای جدیدی در آن احداث شود.
هنگامی که شهید ستاری برای بازدید به محل آمد، یکی از جوانان مشیریه که نگران از دست رفتن زمین فوتبال بود، جلو آمد و اعتراض خود را مطرح کرد.
فرمانده نیروی هوایی حرفهای او را شنید.
میتوانست مسئله را صرفاً از منظر مالکیت زمین یا نیاز سازمانی ببیند و کار را ادامه دهد؛ اما تصمیم دیگری گرفت.
ستاری دستور داد در نقطه دیگری یک زمین ورزشی ساخته شود و تا زمانی که محل جدید آماده نشده است، اهالی همچنان بتوانند از همان زمین قبلی استفاده کنند.
بازسازی فقط ساختمانسازی نبود
در همان سالها، مسئله دیگری نیز ذهن ستاری را درگیر کرده بود.
برخی کارکنان نیروی هوایی بر اثر بیماری یا حوادثی مانند تصادف جان خود را از دست میدادند و خانوادههایشان علاوه بر فقدان سرپرست، با مشکلات مالی نیز روبهرو میشدند.
ستاری برای بخشی از این خانوادهها به دنبال راهی بود که فقط کمک مقطعی نباشد.
در همان زمین واقع در جنوب قصر فیروزه، دستور ساخت یک خیاطخانه را صادر کرد تا خانوادههای نیازمند بتوانند در آن فعالیت کنند و در کنار اشتغال، منبع درآمدی نیز داشته باشند. نبردی پس از جنگ
دو تصمیم کوچک، یک نگاه متفاوت
زمین فوتبال و خیاطخانه در مقایسه با پروژههای بزرگ نیروی هوایی شاید موضوعاتی کوچک به نظر برسند. اما همین دو روایت، بخش دیگری از نگاه مدیریتی ستاری پس از جنگ را نشان میدهند.
در ماجرای زمین فوتبال، توسعه سازمانی را مقابل نیاز جامعه محلی قرار نداد؛ راهحلی پیدا کرد که هر دو امکان ادامه داشته باشند.
در مسئله خانواده کارکنان نیز تنها به حمایت کوتاهمدت فکر نکرد؛ تلاش کرد امکان درآمدزایی برای خانوادههایی ایجاد شود که با مشکلات مالی روبهرو شده بودند.
این همان نقطهای است که مفهوم «بازسازی» از تعمیر ساختمانها و تجهیزات فراتر میرود.
نیرویی که از یک جنگ هشتساله بیرون آمده بود، علاوه بر هواپیما، آشیانه و یگان، باید سرمایه انسانی و زندگی خانوادههای خود را نیز بازسازی میکرد.
نبردی که شکلش عوض شده بود
در دوران جنگ، بخشی از هنر فرماندهی ستاری یافتن راهحل در شرایط کمبود تجهیزات و فشار عملیاتی بود. پس از جنگ نیز همان منطق حل مسئله باقی ماند، اما موضوعات تغییر کردند.
اکنون یک زمین ورزشی محلی، وضعیت خانواده یک نیروی از دسترفته یا ساماندهی کارکنان نیز میتوانست به مسئله فرمانده تبدیل شود.
از این زاویه، «نبرد پس از جنگ» برای ستاری، نبرد برای بازگرداندن توان یک سازمان و زندگی انسانهای درون و پیرامون آن بود.
بازسازی نهاجا تنها با ساخت تأسیسات تازه کامل نمیشد؛ نیروی هوایی باید دوباره سازمان مییافت، نیروهایش سامان پیدا میکردند و خانوادههایی که هزینه سالهای دشوار را پرداخته بودند، در این بازسازی دیده میشدند.
شهید سرلشکر منصور ستاری در ۱۵ دیماه ۱۳۷۳، در سانحه هوایی نزدیک فرودگاه اصفهان، همراه جمعی از فرماندهان نیروی هوایی ارتش به شهادت رسید.