فراتر از معیارها

۵ دقیقه

زمان مطالعه :

فراتر از معیارها؛ طرح شهید ستاری برای جنگ ناهمطراز در آسمان

جنگ همیشه با برتری تعداد جنگنده‌ها، موشک‌ها و تجهیزات تعیین نمی‌شود. گاهی طرفی که امکانات کمتری دارد، ناچار است قواعد مواجهه را تغییر دهد؛ نه اینکه با همان الگوی حریف و در زمینی که او برتری دارد وارد نبرد شود.

در سال ۱۳۶۲، پدافند هوایی ایران دقیقاً با چنین مسئله‌ای روبه‌رو بود. عراق توان هوایی خود را تقویت کرده و هواپیماهای جدیدی در اختیار گرفته بود، در حالی که ایران با محدودیت تجهیزات و دشواری تأمین امکانات تازه مواجه بود.

در چنین شرایطی، منصور ستاری معتقد بود ادامه نبرد با روش‌های پیشین کافی نیست. باید کاری کرد که کمبود تجهیزات با تغییر شیوه نبرد جبران شود.

جلسه‌ای برای عملیاتی متفاوت

یکی از روزهای سرد سال ۱۳۶۲، دفتر سرهنگ خلبان محمود خضرایی، فرمانده وقت پدافند هوایی، میزبان گروهی از فرماندهان بود.

موضوع جلسه، آماده‌سازی پدافند هوایی برای عملیاتی مهم در منطقه هورالهویزه و جفیر در خوزستان بود؛ عملیاتی که بعدها با نام «خیبر» شناخته شد.

منصور ستاری که به‌تازگی مسئولیت معاونت عملیاتی پدافند هوایی را برعهده گرفته بود، در این جلسه بر یک نکته اساسی تأکید کرد: موفقیت عملیات زمینی ارتباط مستقیمی با عملکرد پدافند هوایی دارد.

اما مسئله مهم‌تر این بود که پدافند نمی‌توانست دقیقاً همان شیوه‌ای را تکرار کند که در عملیات‌هایی مانند فتح‌المبین و بیت‌المقدس به کار گرفته شده بود.

شرایط تغییر کرده بود و دشمن نیز دیگر همان دشمن گذشته نبود.

وقتی ستاری از تغییر قواعد نبرد گفت

عراق هواپیماهای تازه‌ای در اختیار گرفته و بخشی از توان هوایی خود را تقویت کرده بود. ستاری معتقد بود مقابله با چنین نیرویی، آن هم با امکانات محدود ایران، نیازمند راهکاری متفاوت است.

ایده او بر چند اصل استوار بود: فریب دشمن، ایجاد اهداف دامی، جابه‌جایی سریع تجهیزات، سبک‌سازی و چابک‌سازی پدافند.

به‌جای آنکه سامانه‌های پدافندی در موقعیت‌های ثابت منتظر حمله دشمن بمانند، باید امکان جابه‌جایی سریع آنها فراهم می‌شد.

در کنار این تحرک، رادارها باید اطلاعات را در زمان مناسب در اختیار نیروها قرار می‌دادند تا تجهیزات پدافندی در موقعیتی قرار گیرند که امکان غافلگیری و وارد کردن ضربه به دشمن فراهم شود.

به این ترتیب، تحرک و اطلاعات باید بخشی از کمبود تجهیزات را جبران می‌کردند.

یک مشکل بزرگ؛ فهرستی که امکان تأمینش نبود

برای اجرای طرح، معاونت عملیاتی پدافند، گروه پدافند هوایی دزفول و جهاد خودکفایی پدافند وارد عمل شدند.

ستاری به دزفول رفت و در جلسه‌ای با مسئولان گروه پدافند، نیازهای اجرای طرح بررسی شد.

نتیجه اولیه چندان امیدوارکننده نبود.

فهرستی از تجهیزات مورد نیاز تهیه شد، اما نه امکانات کافی برای تأمین همه آنها وجود داشت و نه فرصت لازم.

در این نقطه، پروژه می‌توانست متوقف شود؛ اما ستاری بار دیگر صورت مسئله را تغییر داد.

قرار نبود منتظر فراهم شدن همه نیازها بمانند. طرح باید با همان امکانات موجود و بدون تحمیل هزینه تازه اجرا می‌شد.

جاده‌هایی که بخشی از سامانه پدافندی شدند

راه‌حل از امکاناتی پیدا شد که اساساً برای پدافند ساخته نشده بودند.

محورهای مواصلاتی ایجادشده در منطقه عملیاتی می‌توانستند برای جابه‌جایی تجهیزات سنگین مورد استفاده قرار گیرند.

نیروهای مهندسی رزمی نیز در حاشیه این مسیرها نقاطی را آماده کردند تا جنگ‌افزارهای پدافندی بتوانند میان آنها جابه‌جا شوند.

به این ترتیب، جاده دیگر فقط مسیر انتقال نیرو و تجهیزات نبود؛ به بخشی از طراحی عملیاتی پدافند تبدیل شد.

سامانه‌ای که پیش‌تر ممکن بود در یک نقطه مستقر بماند و موقعیت آن برای دشمن قابل شناسایی باشد، اکنون می‌توانست جابه‌جا شود، در موقعیتی تازه قرار گیرد و الگوی پیش‌بینی دشمن را برهم بزند.

اسفند ۱۳۶۲؛ آزمون طرح در عملیات خیبر

این الگو در اسفندماه ۱۳۶۲ و همزمان با عملیات خیبر، با مشارکت گروه پدافند دزفول و جهاد خودکفایی پدافند هوایی و با هدایت عملیاتی ستاری به مرحله اجرا رسید.

در مرحله نخست، جنگ‌افزارهایی مانند توپ‌های ضدهوایی ۲۳ و ۳۵ میلی‌متری و اورلیکن در این الگوی متحرک مورد استفاده قرار گرفتند.

نتیجه، براساس روایت موجود، فراتر از انتظار بود.

اما اهمیت اصلی تجربه خیبر فقط در نتیجه همان عملیات خلاصه نشد. موفقیت طرح نشان داد که می‌توان اصل چابک‌سازی و تحرک را در مقیاسی بزرگ‌تر نیز دنبال کرد.

همین تجربه بعدها زمینه طرح‌هایی برای سبک‌سازی و افزایش تحرک سامانه موشکی هاگ را نیز فراهم کرد.

برتری همیشه از تجهیزات بیشتر نمی‌آید

آنچه ستاری در این تجربه دنبال کرد، نمونه‌ای روشن از تغییر منطق مواجهه با یک دشمن مجهزتر بود.

اگر پدافند ایران تلاش می‌کرد صرفاً تعداد تجهیزات دشمن را با تجهیزات مشابه پاسخ دهد، محدودیت منابع از همان ابتدا معادله را به زیان ایران رقم می‌زد.

راه دیگر، تغییر متغیرهای معادله بود:

دشمن تجهیزات بیشتری داشت؛ پدافند باید متحرک‌تر می‌شد.

دشمن به دنبال شناسایی موقعیت سامانه‌ها بود؛ باید با جابه‌جایی و فریب، پیش‌بینی او دشوارتر می‌شد.

امکان خرید همه تجهیزات مورد نیاز وجود نداشت؛ باید زیرساخت‌های موجود کاربرد تازه‌ای پیدا می‌کردند.

و تجهیزات محدود بودند؛ بنابراین اطلاعات راداری باید امکان استفاده دقیق‌تر از همان ظرفیت محدود را فراهم می‌کرد.

در این نگاه، نوآوری قرار نبود الزاماً فاصله تجهیزات دو طرف را از میان ببرد؛ قرار بود اهمیت آن فاصله را در میدان نبرد کاهش دهد.

همین منطق بود که طرحی محدود برای متحرک‌سازی توپ‌های پدافندی را به تجربه‌ای برای چابک‌سازی سامانه‌های بزرگ‌تر تبدیل کرد؛ تجربه‌ای که یکی از وجوه کمتر دیده‌شده اندیشه عملیاتی شهید منصور ستاری در سال‌های دفاع مقدس را نشان می‌دهد. فراتر از معیارها در جنگ ناهمطراز

شهید سرلشکر منصور ستاری در ۱۵ دی‌ماه ۱۳۷۳، در سانحه هوایی نزدیک فرودگاه اصفهان، همراه جمعی از فرماندهان نیروی هوایی ارتش به شهادت رسید.

 

پربازدیدترین

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

یک گام جلوتر از دیگران

یک گام جلوتر...

اوج چگونه «اوج» گرفت؟

اوج چگونه «اوج»...

نبردی پس از جنگ

نبردی پس از...

مأموریت غیرممکنی که انجام شد

مأموریت غیرممکنی که...

صمیمی چون ((منصور))

صمیمی چون «منصور»؛...

مدیریت منابع محدود در میدان جنگ

وقتی امکان خرید...

برچسب ها

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

نظرات کاربران

نظرات ثبت شده از کاربران و علاقمندان به این محتوا…

نظرات کاربران

نام و نام خانوادگی