همهگیری مهربانی؛ روایت حضور شهید ستاری در سیل زابل
باران بیامان میبارید و زابل را در آب فرو میبرد. سیل سیستان آسیبهای جدی به شهرستان زابل، بهویژه روستاهای محروم منطقه، وارد کرده بود و بسیاری از مردم برای تأمین نیازهای اولیه و بازگشت به زندگی عادی به کمک نیاز داشتند.
شهید سرلشکر منصور ستاری که خود دوران کودکی دشواری را پشت سر گذاشته و با محرومیت آشنا بود، برای کمک به مردم وارد میدان شد. میل او به یاری دیگران ریشه در سالهای کودکیاش در روستای ولیآباد ورامین داشت؛ سالهایی که مسیر مدرسه را با کمترین امکانات طی میکرد و دشواریهای زندگی را از نزدیک تجربه کرده بود.
از جنگ تا میدان بازسازی
جنگ به پایان رسیده بود، اما شرایط تازه، مأموریتهای دیگری را پیش روی کشور قرار داده بود؛ مقابله با محدودیتها و خرابیها و آغاز دوره بازسازی و نوسازی.
با وقوع سیل در زابل، نیروی هوایی ارتش به دستور شهید ستاری وارد عمل شد. ستاد کمکرسانی بیتالزهرای نهاجا فراخوانده شد تا امکانات خود را برای کمک به سیلزدگان بسیج کند.
فرمانده نیروی هوایی با نگرانی از وضعیت مردم زابل سخن میگفت و دستور داد کمکرسانی با همان جدیتی که در دوران جنگ وجود داشت، سازماندهی شود. گروهی مأمور رسیدگی به وضعیت تغذیه مردم، بهخصوص ساکنان روستاها شدند و گروه دیگری با استفاده از امکانات مهندسی رزمی، آمادهسازی مدارس و ایجاد محلهای اسکان موقت را برعهده گرفتند. بیتالزهرای نهاجا نیز مأمور شد آشپزخانه خود را فعال کند و غذای مناسب در اختیار مردم قرار دهد.
از تأمین امکانات اولیه تا بازسازی مناطق سیلزده
گستردگی سیل، شرایط بسیار دشواری در زابل ایجاد کرده بود و کمکرسانی وسیع و مستمر را ضروری میکرد.
شهید ستاری به فرماندهی جهاد خودکفایی پدافند هوایی دستور داد وضعیت فرودگاه زابل برای فرود هواپیماهای سی-۱۳۰ بررسی شود. همان هواپیماهایی که در دوران دفاع مقدس برای انتقال مجروحان و حمل مواد غذایی و امکانات بهداشتی به کار گرفته شده بودند، این بار باید در میدان امدادرسانی به مردم سیلزده ایفای نقش میکردند.
پیگیری ستاری به اقدامات اولیه محدود نماند. او بهطور مستمر روند کمکرسانی و بازسازی منطقه را دنبال میکرد و بهویژه نگران وضعیت سالمندان و کودکان بود. از لحن سخنانش میشد دریافت که تا چه اندازه ذهنش درگیر شرایط مردم زابل است.
در کنار رساندن امکانات ضروری، نیروی هوایی ارتش برای بازسازی مناطق آسیبدیده نیز وارد عمل شد. فعالیتهای عمرانی در حوزه راهها، ساختمانها و مراکز حیاتی بخشی از این اقدامات بود. ساخت مدرسه توسط نهاجا نیز از جمله اقداماتی بود که با نظارت شهید ستاری برای بازگرداندن زندگی به مناطق سیلزده انجام گرفت.
روایتی که در روزهای کرونا دوباره خوانده شد
این روایت در روزهای همهگیری کرونا بازخوانی شده بود؛ روزهایی که جامعه با محدودیت، کمبود امکانات و قرنطینه روبهرو بود. نویسنده متن، میان آن شرایط و روزهای سیل ویرانگر زابل پیوندی برقرار کرده و از تجربه حضور شهید ستاری و همرزمانش در میدان امدادرسانی و بازسازی، بهعنوان نمونهای از ایستادگی و یاریرساندن در روزهای دشوار یاد کرده است.
در متن آمده است که روزهای دشوار همهگیری و قرنطینه با روزهای تلخ سیل متفاوت بودند، اما در یک نقطه به یکدیگر شباهت داشتند: دشواریها و کمبود امکانات را میتوان با همدلی، تلاش و همراهی پشت سر گذاشت؛ همان مسیری که شهید ستاری و همرزمانش پس از سالهای جنگ، این بار در جبهه بازسازی و کمک به مردم دنبال کردند.
شهید سرلشکر منصور ستاری در ۱۵ دیماه ۱۳۷۳، در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان، همراه تعدادی از افسران بلندپایه نیروی هوایی به شهادت رسید.