موسم بازسازی و نوسازی؛ وقتی شهید ستاری نیروی هوایی را از جنگ به فردا برد
شهید سرلشکر منصور ستاری در سالهای دشوار دفاع مقدس، بخش مهمی از توان خود را صرف دفاع از آسمان کشور کرد و در جایگاه فرمانده نیروی هوایی، تجربه سالهای جنگ را با نوآوری و یافتن راههایی برای عبور از محدودیتها همراه ساخت. با پایان جنگ نیز همان نگاه ادامه یافت؛ با این تفاوت که این بار میدان اصلی، بازسازی و نوسازی نیرویی بود که هشت سال جنگ، فشار سنگینی بر تجهیزات و امکانات آن وارد کرده بود.
از ضرورتهای جنگ تا تجربه ساختن
جنگ طولانی و دشوار بود. فشار عملیات تنها نیروهای انسانی را فرسوده نکرده بود؛ هواپیماها، تجهیزات پدافندی، تأسیسات و زیرساختهای نیروی هوایی نیز زیر فشار مداوم جنگ قرار داشتند.
در سالهای دفاع مقدس، هواپیماهای جنگنده و تجهیزات زمینی پدافندی به آشیانهها و محلهایی نیاز داشتند که بتوان آنها را در برابر حملات دشمن محافظت کرد. خروج مستشاران غربی نیز نمیتوانست این نیاز را متوقف کند.
شرایط جنگ، نیروها را وادار کرده بود راههایی برای انجام کارهایی پیدا کنند که پیش از آن به کمک خارجی وابسته بود. ساخت آشیانههایی که به دست مستشاران چندین شبانهروز زمان میبرد و جابهجایی سایتهای بزرگ پدافندی که ممکن بود ماهها طول بکشد، با تدبیر فرماندهان و نیروهای ایرانی با سرعت بیشتری انجام میشد.
شهید ستاری و همراهانش در همین شرایط، تجربهای از کار کردن با امکانات موجود و یافتن راههای تازه برای عبور از محدودیتها به دست آوردند.
جنگ تمام شد؛ بازسازی آغاز شد
با پایان دفاع مقدس، مسئله دیگری پیش روی نیروی هوایی قرار گرفت. جنگ پایان یافته بود، اما آثار آن همچنان بر تجهیزات، تأسیسات و بخشهای مختلف نیرو باقی مانده بود.
ستاری معتقد بود نیرویی که فشار سالهای جنگ را تحمل کرده، اکنون باید جانی تازه بگیرد و نوسازی شود.
امکانات محدود بود، اما این محدودیت مانع حرکت نشد. همان نوآوری و خلاقیتی که در دوران جنگ برای حل مشکلات عملیاتی به کار گرفته شده بود، این بار باید در خدمت بازسازی قرار میگرفت.
برای شهید ستاری، پایان جنگ به معنای پایان تلاش نبود؛ شکل مأموریت تغییر کرده بود. اگر در دوران دفاع مقدس مسئله اصلی حفظ توان عملیاتی و دفاع از کشور بود، در دوران پس از جنگ، بازسازی و نوسازی بخشهای مختلف نیروی هوایی به یکی از ضرورتها تبدیل شد.
فرماندهی که خودش دست به کار میشد
ستاری برای ایجاد تحول و از میان بردن آثار فرسودگی آرام و قرار نداشت. توجه او تنها معطوف به طرحهای بزرگ نبود و گاه به جزئیترین مسائل محیطی نیز توجه میکرد.
اگر لازم بود، خودش قلممو و رنگ به دست میگرفت و نردههای پایگاه هوایی را رنگ میکرد. اگر ساختمانهای سازمانی نیمهکاره مانده بودند، برای تکمیل و جان گرفتن دوباره آنها پیگیری میکرد.
این همان شیوهای بود که از سالهای جنگ با او همراه مانده بود؛ انتظار نداشت دیگران کاری را آغاز کنند که خودش حاضر به انجام آن نبود.
موسم بازسازی و نوسازی برای شهید منصور ستاری، ادامه همان مسیری بود که در دوران دفاع مقدس طی شده بود؛ مسیری که در آن، کمبود امکانات و دشواری شرایط نمیتوانست بهانهای برای متوقف ماندن باشد. جنگ پایان یافته بود، اما برای نیروی هوایی، مرحله تازهای از کار آغاز شده بود: بازسازی نیرویی که باید پس از سالهای دشوار جنگ، دوباره توان و آمادگی خود را بازیابد.