شهید ستاری در هشت سال دفاع مقدس چه کرد؟
کارنامه شهید سرلشکر منصور ستاری در دوران دفاع مقدس را نمیتوان تنها با دوران فرماندهی او بر نیروی هوایی توضیح داد. بخش مهمی از نقش او در جنگ، به دانش تخصصی در حوزه رادار و پدافند هوایی، طراحی شیوههای تازه مقابله با حملات دشمن و تلاش برای حفظ زیرساختهای حیاتی و اقتصادی کشور بازمیگردد.
از حفاظت نفتکشها و تأسیسات نفت و گاز تا شبکهسازی رادارها، متحرکسازی پدافند و تغییر تاکتیکهای عملیاتی در والفجر ۸، مجموعه اقداماتی که در روایت همرزمان و شاگردان شهید ستاری ثبت شده، تصویری از فرماندهای ارائه میکند که تلاش داشت محدودیت تجهیزات را با تغییر شیوه بهکارگیری آنها جبران کند.
دفاع از نفت؛ دفاع از توان ادامه جنگ
یکی از مهمترین مسائل ایران در دوران دفاع مقدس، حفاظت از مسیر صادرات نفت و تأسیسات مرتبط با آن بود.
درآمد نفت برای تأمین نیازهای کشور و هزینههای جنگ اهمیت حیاتی داشت و عراق نیز با حمله به نفتکشها، کشتیهای تجاری و تأسیسات نفتی تلاش میکرد این شریان اقتصادی را مختل کند.
براساس گزارش پایگاه اطلاعرسانی شهید ستاری، او با شناخت این تهدید، بر ایجاد شبکههای بههمپیوسته پدافندی، گشت مستمر هواپیماها، اسکورت و دفاع هوایی از این مراکز تأکید داشت. حفاظت از مجتمع پتروشیمی بندر امام و میدان گازی کنگان نیز در همین چارچوب انجام میشد.
در اینجا مأموریت نیروی هوایی تنها مقابله با هواپیماهای دشمن نبود؛ حفظ جریان اقتصادی کشور نیز به بخشی از مأموریت دفاع هوایی تبدیل شده بود.
شبکه کردن رادارها؛ ساختن یک پدافند بههمپیوسته
یکی دیگر از اقدامات مهم شهید ستاری در سالهای جنگ، تلاش برای ایجاد ارتباط میان رادارهای مختلف کشور بود.
سورنا ستاری در روایت خود از اقدامات پدرش، شبکه کردن رادارهای کشور را یکی از ابتکارات مهم او میداند؛ طرحی که براساس این روایت، صدها رادار کوچک و بزرگ را در یک شبکه به یکدیگر متصل میکرد تا اطلاعات آنها در ساختار دفاع هوایی مورد استفاده قرار گیرد.
اهمیت این اقدام در تغییر نگاه به رادار بود.
توان دفاع هوایی دیگر تنها به برد یا قابلیت یک رادار منفرد وابسته نمیماند؛ اتصال اجزای مختلف میتوانست امکان استفاده هماهنگتر از اطلاعات موجود را فراهم کند و تصویری گستردهتر از وضعیت آسمان در اختیار شبکه پدافندی قرار دهد.
والفجر ۸؛ میدان بروز ابتکارات پدافندی
بخش مهمی از روایتهای مربوط به ابتکارات شهید ستاری به عملیات والفجر ۸ بازمیگردد.
شهید سرتیپ فرزاد اسماعیلی، از شاگردان شهید ستاری در دانشگاه هوایی، در روایتی که در زمان فرماندهی قرارگاه پدافند هوایی خاتمالانبیا بیان کرده است، از شیوههای تاکتیکی متفاوتی سخن میگوید که در این عملیات به کار گرفته شد.
یکی از مهمترین این تغییرات، حرکت به سمت پدافند متحرک بود.
تا پیش از آن، سامانههای پدافندی عمدتاً با آرایشهایی نسبتاً ثابت به کار گرفته میشدند. اما در والفجر ۸، ضرورت مقابله با شناسایی و حملات متقابل دشمن باعث شد شیوههای متفاوتی برای افزایش تحرک و کاهش آسیبپذیری سامانهها به کار گرفته شود.
راداری که نباید همیشه روشن میماند
یکی دیگر از ابتکارات مطرحشده در این روایت، تغییر نحوه استفاده از رادارهای سامانه هاگ بود.
فعال بودن رادار جستوجو میتوانست امکان شناسایی موقعیت آن را برای دشمن فراهم کند و سامانه را در معرض حمله قرار دهد.
براساس روایت شهید اسماعیلی، در رادار بندر امام از طرحی زمانبندیشده استفاده شد که براساس آن، پس از کشف هواپیما، رادار مادر برای مدتی خاموش میشد و رادارهای جستوجو و رهگیر هاگ در زمان مناسب وارد عمل میشدند.
هدف، روشن نگه داشتن دائمی همه اجزای راداری نبود؛ بلکه باید هر سامانه در زمانی وارد مدار میشد که برای کشف، رهگیری و درگیری مورد نیاز بود.
این تغییر، امکان شناسایی و هدف قرار دادن رادارهای اصلی توسط دشمن را کاهش میداد و همزمان قابلیت عملیاتی پدافند را حفظ میکرد.
بیش از ۷۰ هواپیما در روایت والفجر ۸
در متن آرشیوی، از شهید فرزاد اسماعیلی نقل شده است که مجموعه این تاکتیکها در عملیات والفجر ۸ به ساقط شدن بیش از ۷۰ فروند هواپیما و بیش از ۱۰ فروند بالگرد دشمن منجر شد.
این رقم در روایتها و منابع مختلف مربوط به تلفات هوایی عراق در والفجر ۸ یکسان گزارش نشده است؛ بنابراین در بازنشر امروز، دقیقتر آن است که این عدد بهعنوان آماری که در همین روایت بیان شده ذکر شود، نه یک رقم قطعی و مورد اجماع.
آنچه فارغ از اختلاف آمار اهمیت دارد، نقش برجسته پدافند هوایی در والفجر ۸ و استفاده از تاکتیکهایی بود که شناسایی و مقابله با آرایش دفاعی ایران را برای نیروی هوایی عراق دشوارتر میکرد.
هایپاور؛ تغییر تاکتیک در میانه عملیات
روایت دیگری در این گزارش به نخستین روز عملیات والفجر ۸ مربوط میشود.
یکی از همرزمان شهید ستاری با نام احمدی روایت میکند که پس از استقرار سایت، منطقه بمباران شد و بخشی از تجهیزات آسیب دید. فرمانده سایت نیز بر اثر اصابت ترکش مجروح شد.
در این شرایط، شهید ستاری تلفنی دستور اجرای روشی متفاوت را صادر کرد.
براساس این خاطره، نیروها برای نخستین بار تاکتیک بهکارگیری رادار هایپاور بدون تجهیزات همراه را اجرا کردند و نتیجه موفقیتآمیز بود. این تغییر امکان داد متناسب با شرایط ایجادشده، تاکتیک عملیاتی با سرعت تغییر کند و موقعیت نیروهای پدافندی حفظ شود.
فرماندهی که تجهیزات را ثابت نمیدید
وجه مشترک این روایتها، نوع نگاه شهید ستاری به تجهیزات موجود است.
یک رادار الزاماً نباید همیشه با همان شیوهای به کار گرفته میشد که در دستورالعمل اولیه آن آمده بود.
یک سامانه پدافندی نیز الزاماً نباید در یک موقعیت ثابت باقی میماند.
اگر روشن ماندن یک رادار آن را به هدف تبدیل میکرد، باید زمان استفاده از آن تغییر میکرد. اگر آرایش ثابت پدافند امکان شناسایی را افزایش میداد، باید پدافند متحرک میشد. اگر بخشی از تجهیزات در جریان عملیات آسیب میدید، باید بررسی میشد آیا میتوان با اجزای باقیمانده مأموریت را ادامه داد.
این شیوه مواجهه با مسئله، یکی از مهمترین وجوه کارنامه شهید ستاری در دوران جنگ بود.
از حفاظت زیرساختها تا تغییر منطق پدافند
اگر بخواهیم مجموعه اقدامات مطرحشده در این گزارش را کنار یکدیگر قرار دهیم، نقش شهید ستاری در دوران دفاع مقدس را میتوان در چند مسیر بههمپیوسته دید: حفاظت از زیرساختهای حیاتی و مسیرهای اقتصادی کشور، توسعه و شبکهسازی رادارها، افزایش تحرک سامانههای پدافندی و طراحی تاکتیکهایی برای کاهش آسیبپذیری تجهیزات در برابر توان هوایی دشمن.
اهمیت این اقدامات تنها در نتایج هر عملیات خلاصه نمیشود.
تجربه جنگ نشان داده بود که داشتن تجهیزات بهتنهایی تضمینکننده برتری نیست؛ شیوه اتصال آنها به یکدیگر، نحوه استفاده از اطلاعات، سرعت تغییر آرایش و توان یافتن راهحل در لحظه بحران نیز بخشی از قدرت دفاعی است.
شهید منصور ستاری در طول هشت سال دفاع مقدس، بخش مهمی از دانش و تجربه خود را صرف همین مسئله کرد: چگونه میتوان با امکانات موجود، دفاعی هوشمندتر، متحرکتر و کمآسیبپذیرتر ساخت و آسمان، نیروها و شریانهای حیاتی کشور را در برابر حملات دشمن حفظ کرد.