کیمیای ناب این روزهای ما؛ خودباوری در روایت محسن رضایی از شهید ستاری
راهی که شهید سرلشکر منصور ستاری، شهید عباس بابایی و دیگر فرماندهان دوران دفاع مقدس در مسیر خودکفایی و تحول آغاز کردند، تنها پاسخی به نیازهای یک مقطع از جنگ نبود. بخش مهمی از آن تجربه، شکلگیری باوری بود که میگفت حتی در شرایط تحریم، کمبود تجهیزات و قطع پشتیبانی خارجی نیز میتوان با اتکا به دانش و ظرفیت داخلی، راهی برای ادامه حرکت پیدا کرد.
محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس، در یادداشتی درباره شهید ستاری، این روحیه خودباوری را “کیمیای ناب” مینامد؛ سرمایهای که به اعتقاد او، جامعه همچنان به آن نیاز دارد.
دو نبرد همزمان
شهید ستاری و فرماندهان همنسل او با دو مسئله متفاوت روبهرو بودند.
یک سوی میدان، دشمنی قرار داشت که از تجهیزات و حمایت قدرتهای شرق و غرب برخوردار بود و سوی دیگر، تفکری در داخل وجود داشت که توان عملیاتی نیروی هوایی را به حضور مستشاران و پشتیبانی خارجی وابسته میدانست.
با خروج مستشاران آمریکایی، این تصور وجود داشت که نیروی هوایی ایران بهتدریج توان خود را از دست خواهد داد.
از نگاه محسن رضایی، شهید ستاری باید همزمان در برابر هر دو مسئله میایستاد: مقابله با دشمن در میدان جنگ و مقابله با این باور که بدون اتکا به خارج نمیتوان کارهای بزرگ انجام داد.
سلاحی فراتر از تجهیزات
در چنین نبردی، تجهیزات بهتنهایی تعیینکننده نبودند.
رضایی نوآوری، خلاقیت و ابتکار را از مهمترین ابزارهای شهید ستاری و همراهانش میداند؛ ویژگیهایی که با باور، اعتقاد و ایمان آنان پیوند خورده بود و به شکلگیری جریان تحول و خودکفایی در نیروی هوایی، ارتش و ساختار دفاعی کشور کمک کرد.
ستاری به خودکفایی اعتقاد داشت، اما اهمیت این اعتقاد در آن بود که آن را به فعالیت عملی تبدیل میکرد.
او خود نیز فرماندهای خودساخته و متکی به توان و دانش خویش بود و همین ویژگی در شیوه مواجههاش با مشکلات نیروی هوایی بازتاب پیدا میکرد.
چگونه منصور ستاری فرمانده نیروی هوایی شد؟
یکی از بخشهای مهم روایت محسن رضایی به نحوه انتخاب فرمانده جدید نیروی هوایی در سال ۱۳۶۵ بازمیگردد.
در آن مقطع، گزینههای مختلفی برای این مسئولیت مطرح بودند و یکی از مهمترین آنها شهید عباس بابایی بود.
رضایی روایت میکند که شهید بابایی به شورای عالی دفاع دعوت شد و پیشنهاد فرماندهی نیروی هوایی به او ارائه شد.
بابایی، خلبانی برجسته و از فرماندهان توانمند نیروی هوایی بود؛ با این حال، پاسخ او به این پیشنهاد مسیر انتخاب فرمانده را تغییر داد.
به روایت رضایی، شهید عباس بابایی گفت:
“نه، شهید منصور ستاری از من برای این سمت لایقتر هستند.”
این جمله از آن جهت اهمیت دارد که از زبان یکی از برجستهترین خلبانان و فرماندهان نیروی هوایی درباره فردی بیان میشد که خود خلبان نبود و تخصص اصلیاش در حوزه کنترل شکاری و پدافند هوایی قرار داشت.
انتخاب ستاری پس از مشورت و ارزیابی
پس از بررسی گزینهها و انجام مشورتها، تصمیم بر انتخاب منصور ستاری گرفته شد.
محسن رضایی میگوید ارزیابیها به این نتیجه رسید که ستاری از تخصص، تعهد و توانایی بالایی برخوردار است و میتواند مسئولیت فرماندهی نیروی هوایی ارتش را بر عهده بگیرد.
این انتخاب در شرایطی صورت گرفت که نیروی هوایی با مشکلات جدی روبهرو بود.
بخشی از هواپیماها زمینگیر شده بودند، تأمین قطعات خارجی با محدودیت مواجه بود و ادامه فعالیت ناوگان هوایی کشور نیازمند یافتن راههایی تازه برای تعمیر، نگهداری و تأمین نیازهای فنی بود.
ستاری در چنین شرایطی فرماندهی نیرو را بر عهده گرفت.
از زمینگیری هواپیماها تا مسیر خودکفایی
رضایی یکی از نتایج مهم دوران فرماندهی ستاری را تحول در مسیر تولید داخلی و خودکفایی میداند.
مسئله فقط تأمین چند قطعه نبود. نیروی هوایی باید به تدریج بخشی از دانشی را که پیشتر به خارج وابسته بود، در داخل سازمان ایجاد میکرد.
همین ضرورت، اهمیت نیروی انسانی متخصص، تعمیرات، ساخت قطعات و ایجاد ظرفیتهای فنی داخلی را افزایش میداد.
به تعبیر رضایی، آنچه این حرکت را امکانپذیر کرد، ترکیب سه عامل بود: خودباوری، ایمان و تخصص.
این ترکیب را میتوان در بسیاری از اقدامات شهید ستاری دید؛ از ابتکارات دوران دفاع مقدس و پدافند هوایی تا توجه به جهاد خودکفایی و توسعه توان داخلی نیروی هوایی.
خودکفایی پیش از آنکه یک پروژه باشد، یک فرهنگ بود
یکی از نکات مهم این روایت، نگاه به خودکفایی بهعنوان یک “فرهنگ” است.
اگر خودکفایی تنها به معنای تولید یک قطعه یا ساخت یک تجهیز دیده شود، با پایان یافتن یک پروژه نیز مأموریت آن تمام میشود.
اما آنچه در تجربه ستاری اهمیت بیشتری داشت، تغییر باور سازمان نسبت به توانایی خودش بود.
نیرویی که در آغاز با قطع پشتیبانی خارجی و زمینگیر شدن بخشی از تجهیزات مواجه شده بود، باید به این باور میرسید که متخصصان خودش نیز میتوانند بخشی از مسائل فنی را حل کنند.
این تغییر ذهنیت، مقدمه هر تحول فنی بعدی بود.
ضایعهای که به آسانی جبران نمیشد
محسن رضایی شهادت منصور ستاری را ضایعهای برای کشور میداند که به آسانی قابل جبران نبود.
دلیل این ارزیابی تنها از دست رفتن یک فرمانده نظامی نبود؛ تجربه، دانش و نوع مدیریتی که طی سالها در ستاری شکل گرفته بود، مجموعهای از ظرفیتها را در یک فرد گرد آورده بود که جایگزینی آن آسان نبود.
با این حال، بخشی از ارزش کار فرماندهانی مانند ستاری در آن است که مسیر ایجادشده توسط آنان با رفتنشان متوقف نشود.
فرهنگ خودکفایی زمانی ماندگار میشود که از یک فرد عبور کند و به بخشی از حافظه و رفتار یک سازمان تبدیل شود.
کیمیای ناب؛ خودباوری همراه با تخصص
در پایان یادداشت، محسن رضایی بر مفهومی تأکید میکند که میتوان آن را هسته اصلی روایت او از شهید ستاری دانست.
او معتقد است روحیه خودباوری و ایمانی که با تخصص همراه باشد، باید در میان مسئولان و در حوزههای دفاعی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و دیگر بخشهای جامعه مورد توجه قرار گیرد.
نکته تعیینکننده، همین همراهی خودباوری با تخصص است.
اعتماد به توان داخلی بدون دانش و مهارت، به نتیجه نمیرسد؛ همانگونه که تخصص بدون اراده و اعتماد به امکان تغییر، ممکن است در برابر محدودیتها متوقف شود.
تجربه شهید منصور ستاری در روایت محسن رضایی، نقطه اتصال این دو است.
او در دورهای فعالیت کرد که دشمن از بیرون فشار میآورد و در داخل نیز تردید درباره امکان ادامه مسیر بدون اتکا به خارج وجود داشت. پاسخ ستاری به هر دو، ساختن بود.
همین باور به توانستن، هنگامی که با دانش، تخصص و عمل همراه شود، همان “کیمیای ناب”ی است که تجربه شهید منصور ستاری از خود به یادگار گذاشته است.