وقتی ثانیهها جاندار میشوند؛ ابتکار شهید ستاری در مقابله با موشکهای ضدرادار
در عملیات والفجر ۸، پدافند هوایی ایران با تهدیدی جدی روبهرو بود؛ موشکهای ضدراداری که میتوانستند با شناسایی امواج منتشرشده از رادار، محل آن را پیدا و هدف قرار دهند. در چنین شرایطی، روشن ماندن رادارها میتوانست خود به عاملی برای آسیبپذیری سامانههای پدافندی تبدیل شود.
یکی از همرزمان شهید منصور ستاری در پدافند هوایی، از ابتکاری روایت کرده است که در آن، زمان و استفاده دقیق از چند ثانیه به بخشی از تاکتیک دفاعی تبدیل شد؛ رادارها تا لحظه لازم از انتشار امواج خودداری میکردند و تنها در زمان مناسب وارد مرحله عملیاتی میشدند.
وقتی رادار به هدف تبدیل شد
سامانه موشکی هاگ برای کشف، رهگیری و درگیری با اهداف هوایی به مجموعهای از رادارها متکی بود. در کنار آن، شبکه راداری پدافند میتوانست اهداف را از فاصله بیشتری شناسایی و اطلاعات لازم را برای آمادگی سایتهای موشکی فراهم کند.
اطلاعات حاصل از رادارها، دیدهبانی و دیگر بخشهای شناسایی در مراکز فرماندهی و کنترل جمعآوری و بررسی میشد و براساس آن، مأموریت میان سامانههای مختلف پدافندی توزیع میشد.
اما دشمن نیز بهتدریج روشهای مقابله با شبکه پدافندی ایران را توسعه داده بود.
یکی از مهمترین تهدیدها، استفاده از موشکهای ضدرادار بود. این موشکها با شناسایی امواج منتشرشده از رادار میتوانستند به سمت منبع انتشار هدایت شوند و رادار را هدف قرار دهند.
به این ترتیب، ابزاری که باید هواپیمای دشمن را پیدا میکرد، خود به هدف دشمن تبدیل شده بود.
مسئلهای که باید پیش از والفجر ۸ حل میشد
تا پیش از عملیات والفجر ۸، برای افزایش دقت شناسایی، اطلاعات چند بخش مختلف شبکه پدافندی در کنار یکدیگر مورد استفاده قرار میگرفت.
این روش دقت بالایی ایجاد میکرد، اما در شرایط جدید یک مشکل اساسی داشت: فعالیت بیشتر رادارها به معنای انتشار بیشتر امواج و افزایش احتمال شناسایی آنها توسط تجهیزات ضدرادار دشمن بود.
در نتیجه، ادامه کار با همان الگوی گذشته میتوانست به از دست رفتن رادارها منجر شود.
شهید ستاری که مدتها روی مسئله مطالعه کرده بود، تصمیمی جسورانه گرفت: ساختار باید تغییر میکرد.
حذف برای افزایش کارایی
براساس روایت موجود، شهید ستاری در آستانه عملیات والفجر ۸ بر کاهش اجزای مورد استفاده در سامانه و تغییر شیوه بهرهبرداری از آن تأکید کرد.
این تصمیم در ظاهر خلاف یک منطق معمول بود؛ بخشی از تجهیزاتی که برای افزایش دقت و اطمینان بیشتر استفاده میشدند باید کنار گذاشته میشدند.
اما هدف، افزایش چابکی، کاهش آسیبپذیری و جلوگیری از فراهم شدن فرصت لازم برای موشکهای ضدرادار دشمن بود.
منابع دیگری درباره ابتکارات پدافندی عملیات والفجر ۸ نیز به سبکسازی سامانه هاگ و واگذاری بخشی از وظایف کشف هدف به رادارهای مادر و شبکه کنترل شکاری اشاره کردهاند.
رادار روشن بود، اما چیزی منتشر نمیکرد
یکی از مهمترین بخشهای این ابتکار، استفاده متفاوت از وضعیت آمادهباش رادار بود.
رادارها روشن میشدند، اما در حالت آمادهباش قرار میگرفتند.
در این وضعیت، بخشهای الکترونیکی سامانه فعال بودند، اما امواج راداری به محیط منتشر نمیشد. در نتیجه، موشک ضدرادار نمیتوانست از طریق انتشار فرکانس، بهسادگی محل رادار را شناسایی کند.
در عین حال، سامانه برای آغاز عملیات به زمان زیادی نیاز نداشت.
وقتی اطلاعات شبکه شناسایی نشان میداد هواپیمای دشمن به محدوده مناسب نزدیک شده است، رادار میتوانست در مدت کوتاهی از حالت آمادهباش خارج و وارد مرحله عملیاتی شود.
اینجا بود که چند ثانیه اهمیت پیدا میکرد.
برتری در استفاده از ثانیهها
هدف این بود که تا پیش از رسیدن هواپیمای دشمن به محدوده مؤثر درگیری، رادار از انتشار امواج خودداری کند.
سپس در زمان محاسبهشده، رادار فعال میشد.
فرصتی کوتاه برای کشف و درگیری ایجاد میشد و زمان روشنبودن رادار به حداقل میرسید.
همرزم شهید ستاری این مزیت را در جملهای کوتاه خلاصه کرده است:
ویژگی برتر و برد ما در استفاده از ثانیهها بود.
این چند ثانیه فاصله میان دو وضعیت بود: راداری که اگر زودتر فعال میشد، میتوانست خود را در معرض موشک ضدرادار قرار دهد و سامانهای که در لحظه مناسب وارد عمل میشد و فرصت واکنش دشمن را کاهش میداد.
سامانهای کوچکتر و چابکتر
تغییر فقط به زمان روشن و خاموش شدن رادار محدود نبود.
براساس روایت موجود، در عملیات والفجر ۸ بخشی از تجهیزات حجیم کنار گذاشته شد و مجموعه عملیاتی با اجزای محدودتری به کار گرفته شد.
نتیجه، سامانهای کمحجمتر با قابلیت جابهجایی و تحرک بیشتر بود.
این رویکرد با یکی دیگر از ابتکارات شناختهشده شهید ستاری در والفجر ۸ همخوانی داشت: سبکسازی و افزایش تحرک سامانههای پدافند هوایی.
در منابع مربوط به این عملیات نیز آمده است که بخشی از واحدهای سامانه هاگ حذف و وظایف آنها میان رادارهای مادر، کنترل شکاری و اجزای باقیمانده شبکه توزیع شد تا سامانه پدافندی با آسیبپذیری کمتر و تحرک بیشتری فعالیت کند.
وقتی روش جای کمبود تجهیزات را گرفت
اهمیت این ابتکار تنها در تغییر وضعیت یک رادار نبود.
دشمن به فناوری تازهای دست پیدا کرده بود که یکی از نقاط اصلی شبکه دفاع هوایی ایران را تهدید میکرد. امکان پاسخگویی نیز الزاماً با خرید یک فناوری جدید وجود نداشت.
بنابراین باید شیوه استفاده از همان امکانات موجود تغییر میکرد.
رادار مادر هدف را از فاصله دور شناسایی میکرد.
اطلاعات به شبکه فرماندهی و کنترل منتقل میشد.
سامانه هاگ تا زمان لازم از انتشار امواج خودداری میکرد.
و هنگامی که هدف به محدوده مناسب میرسید، در چند ثانیه وارد مرحله عملیاتی میشد.
این همان تغییری بود که امکان میداد در برابر برتری فنی دشمن، از روش، زمانبندی و هماهنگی عملیاتی بهعنوان مزیت استفاده شود.
در یکی از منابع مرتبط با ابتکارات شهید ستاری در والفجر ۸ نیز جملهای از او نقل شده که منطق چنین تصمیمهایی را بهخوبی نشان میدهد:
من به این نتیجه رسیدهام که دیگر با تکنولوژی و تجهیزات نمیتوانیم با عراق بجنگیم. ما باید با روش و با فکر و نوآوری با عراق بجنگیم.
وقتی ثانیهها جاندار میشوند
در میدان نبرد، همیشه برتری با کسی نیست که تجهیزات بیشتری در اختیار دارد.
گاهی فاصله میان آسیبپذیری و بقا، در چند ثانیه خلاصه میشود.
ابتکار شهید منصور ستاری و همرزمانش در عملیات والفجر ۸ نمونهای از همین نگاه بود؛ شناخت دقیق محدودیت تجهیزات خودی و قابلیت سلاح دشمن و سپس طراحی روشی که همان امکانات موجود را با الگویی متفاوت وارد میدان کند.
رادارها همچنان همان رادارها بودند و سامانه هاگ نیز همان سامانه موجود؛ آنچه تغییر کرده بود، شیوه جنگیدن با آنها بود.
و در آن شیوه تازه، ثانیهها دیگر فقط واحد اندازهگیری زمان نبودند؛ بخشی از سلاح پدافند هوایی شده بودند.