نظم و قاعده‌مندی همراه با پشتکار بخشی جدایی‌ناپذیر از کار

۵ دقیقه

زمان مطالعه :

نظم و پشتکار؛ روایت امیر سیدمحمود یمینی از راز موفقیت شهید ستاری در والفجر ۸

نظم و صبوری از ویژگی‌هایی بود که همرزمان شهید سرلشکر منصور ستاری در توصیف شیوه کار و مدیریت او بر آن تأکید کرده‌اند؛ ویژگی‌هایی که در سال‌های دفاع مقدس و به‌ویژه در عرصه پدافند هوایی، در کنار دانش، پشتکار و حضور مستمر او در میدان نمود پیدا کرد.

امیر سیدمحمود یمینی، از همرزمان شهید ستاری، در خاطرات خود از سال‌های همکاری و سفرهای مشترک با او، از فرمانده‌ای سخن گفته است که نظم و قاعده‌مندی را بخشی جدایی‌ناپذیر از کار می‌دانست و همین ویژگی را در برنامه‌ریزی و اجرای عملیات نیز دنبال می‌کرد.

تا زمانی که من هستم، تو هم هستی

یمینی می‌گوید در مقطعی از دوران خدمت، شرایط به گونه‌ای پیش رفته بود که به فکر بازنشستگی افتاده بود، اما با مسئولیت گرفتن شهید ستاری، شرایط تغییر کرد.

او درباره آن روزها می‌گوید:

“برخی از فرماندهان نظامی ما آن‌طور که باید و شاید، به طور خیلی جدی پایبند به نظم و انضباط نبودند. شهید ستاری این‌گونه نبود و پایبندی خاصی به نظم و انضباط داشت. شرایط در حدی بود که به جایی رسیده بودم که می‌خواستم درخواست بازنشستگی کنم و بروم. اما شهید ستاری که مسئولیت گرفت و نظم را در من دیده بود گفت به کارت ادامه بده و تا زمانی که من هستم تو هم هستی.”

این شناخت البته به همان مقطع محدود نبود و سابقه آشنایی این دو به مأموریت‌ها و سفرهایی بازمی‌گشت که پیش‌تر در کنار یکدیگر تجربه کرده بودند.

مذاکرات فشرده برای خرید رادار در انگلیس

یکی از این تجربه‌ها، سفر به انگلیس برای خرید تعدادی رادار بود.

یمینی می‌گوید در جریان این مأموریت، تیم ایرانی ساعت‌های طولانی با طرف انگلیسی مذاکره می‌کرد. پس از پایان هر بخش از مذاکرات نیز اعضای تیم برای مدت کوتاهی استراحت می‌کردند و در ساعتی مشخص دوباره گرد هم می‌آمدند تا بررسی دستگاه‌ها، قرارداد و دیگر موضوعات فنی را ادامه دهند.

او درباره آن مذاکرات می‌گوید:

“خیلی جدی و تمام‌وقت، برای مطالعه، وضعیت دستگاه‌ها، قرارداد و چیزهای دیگر می‌نشستیم و مذاکره می‌کردیم.”

یکی از مسائل اصلی، دستیابی به دانش فنی مورد نیاز برای توسعه و عملیاتی کردن رادارها بود. به گفته یمینی، شرکت سازنده در ابتدا حاضر به پذیرش این خواسته نبود:

“کمپانی زیر بار نمی‌رفت که با کسب دانش فنی، ما رادارشان را گسترش دهیم و عملیاتی کنیم، اما کار به جایی رسیده بود که وادارشان کردیم که این کار را انجام بدهیم.”

شهید ستاری نیز در این گفت‌وگوها حضور داشت و روند مذاکرات و پیگیری‌های تیم را از نزدیک می‌دید.

نظمی که در سفر چین دیده شد

یمینی خاطره دیگری از سفر مشترک با شهید ستاری به چین دارد. این سفر بین سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۳ و در دوره فرماندهی تیمسار معین‌پور در نیروی هوایی انجام شد؛ زمانی که یمینی فرمانده آموزش‌های هوایی بود.

در آن مأموریت، افسری از وزارت دفاع مسئولیت تیم را بر عهده داشت و یمینی و ستاری نیز از اعضای گروه بودند.

یمینی می‌گوید اگرچه تا آن زمان همکاری زیادی با ستاری نداشت، در همین سفرها فرصت پیدا کرد نظم و رفتار منضبط او را از نزدیک ببیند:

“اگرچه خیلی با ستاری کار نکرده بودم، ولی در این سفرها همراه ایشان بودم و این نظم را از نزدیک می‌دیدم. با هم بودیم و همیشه نیز با هم رابطه خوبی داشتیم.”

نظمی که در چینش سامانه هاگ به کار آمد

عملیات والفجر ۸ یکی از مقاطع مهم فعالیت شهید ستاری در پدافند هوایی بود. در این عملیات، چابک‌سازی سامانه‌ها و سرعت بخشیدن به تغییر موقعیت و جابه‌جایی آنها، امکان شناسایی و برنامه‌ریزی برای حملات بعدی را از دشمن می‌گرفت.

امیر یمینی یکی از شب‌های عملیات را به یاد می‌آورد؛ شبی که باید سامانه هاگ جابه‌جا می‌شد. او و تعدادی از همکاران برای سرعت بخشیدن به کار و برطرف کردن مشکلات احتمالی در محل حضور داشتند.

شهید ستاری نیز همان شب در کنار نیروها بود.

یمینی می‌گوید با توجه به حجم فعالیت‌ها و خستگی ناشی از کار مداوم، ستاری می‌توانست در آن مقطع برای استراحت محل را ترک کند، اما چنین نکرد:

“در عملیات والفجر ۸، در یک شب که باید سیستم هاگ جابه‌جا می‌شد، من و تعدادی از همکاران برای اینکه سریع‌تر کار انجام شود و مشکلات احتمالی برطرف شود در آنجا حضور داشتیم. شهید ستاری هم حضور داشت. با توجه به فعالیت‌های مکرر و خستگی، ضمن اینکه ما حضور داشتیم می‌توانست نیاید و استراحت کند.”

اما ستاری ماند و روند جابه‌جایی را از نزدیک دنبال کرد.

همیشه از نزدیک شاهد کارهایش بودم

یمینی، ابتکار، نظم و پشتکار شهید ستاری را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد و نقش این ویژگی‌ها را در عملکرد او در عملیات والفجر ۸ چنین روایت می‌کند:

“شهید ستاری خوب و زیاد کار می‌کرد و با ابتکارهایی که همراه با نظم و پشتکار ایجاد کرده بود، توانست زمینه‌ساز سقوط خیلی از هواپیماهای دشمن شود. من نیز خیلی دوستش دارم، چراکه همیشه از نزدیک شاهد کارهایش بودم.”

خاطرات امیر سیدمحمود یمینی، از مذاکرات خرید رادار در انگلیس و سفر چین تا شب‌های جابه‌جایی سامانه هاگ در والفجر ۸، روایتی از نظم و پشتکاری است که به گفته یکی از همرزمان شهید منصور ستاری، در مراحل مختلف فعالیت او دیده می‌شد؛ نظمی که در میدان عملیات نیز با حضور مستمر و پیگیری تا انجام کار همراه بود.

شهید سرلشکر منصور ستاری در ۱۵ دی‌ماه ۱۳۷۳، در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان، همراه با جمعی از افسران بلندپایه نیروی هوایی و همرزمانش به شهادت رسید.

 

پربازدیدترین

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

نگاه سوباشی به آسمان

نگاه سوباشی به...

چه شد که امام خمینی (ره) از شهید ستاری تقدیر کرد؟

چه شد که...

عملیاتی برای بازپس‌گیری مهران

عزمی که “مهران”...

از ثبت تاریخ شفاهی تا ترجمه زندگی‌نامه شهدای نهاجا

از ثبت تاریخ...

از تحول پدافند تا خودکفایی در نیروی هوایی

خلاقیت‌هایی که ماندگار...

می‌شود محتاج دیگران نبود

“می‌شود محتاج دیگران...

برچسب ها

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

نظرات کاربران

نظرات ثبت شده از کاربران و علاقمندان به این محتوا…

نظرات کاربران

نام و نام خانوادگی