مثبت‌اندیش و در اندیشه‌های بزرگ

۶ دقیقه

زمان مطالعه :

مثبت‌اندیش و در اندیشه‌های بزرگ؛ روایت یک هم‌دانشگاهی از شهید منصور ستاری

دوران دانشجویی شهید سرلشکر منصور ستاری، بخشی از زندگی اوست که ویژگی‌هایی از شخصیت، رفتار و شیوه تفکرش را سال‌ها پیش از رسیدن به فرماندهی نیروی هوایی نشان می‌دهد. سرتیپ محمد عمادالساداتی، دوست و همکلاسی دیرین شهید ستاری، در خاطرات خود از جوانی سخن گفته که جدیت در آموزش، مطالعه مستمر، پشتکار، مسئولیت‌پذیری، مثبت‌اندیشی و رفتار صبورانه با دیگران، از همان سال‌های دانشکده افسری در او دیده می‌شد.

دوستی از دانشکده افسری

عمادالساداتی آشنایی نزدیک خود با شهید ستاری را به دوران دانشکده افسری بازمی‌گرداند؛ دانشکده‌ای با بیش از ۴۰۰ دانشجو که در چهار گروهان سازماندهی شده بودند. او و منصور ستاری در یک گروهان قرار گرفتند و همین هم‌گروهی، زمینه دوستی آنها را فراهم کرد.

او می‌گوید چون برای نخستین بار مدت طولانی از اصفهان دور شده بود، تلاش می‌کرد دوستان آرام‌تر و سالم‌تری برای خود انتخاب کند و در همان دوران با منصور ستاری، خسرو فرهناکیان و داریوش مشکین‌قلم نزدیک‌تر شد.

شهید ستاری در سال‌های نخست دانشجویی، منشی دفتری بود. دستخط زیبایی داشت و کارهای دفتری را با نظم انجام می‌داد. پس از آن نیز دو سال در سایت راداری سوباشی خدمت کرد و سپس برای گذراندن دوره طرح انتقالی به دفتر تیمسار وکیلی رفت.

به گفته عمادالساداتی، توجه جدی ستاری به حفظ اسرار و رعایت ضرورت‌های کاری سبب شده بود مدیران و فرماندهان به او اعتماد داشته باشند.

وقتی تمرین را مانند یک عملیات واقعی می‌دید

یکی از ویژگی‌هایی که عمادالساداتی از همان دوران دانشجویی در ستاری دیده بود، جدی گرفتن مسئولیت‌ها و آموزش بود.

او می‌گوید اگر در جریان آموزش اعلام می‌شد قرار است یک حمله شبانه تمرین شود، ستاری آن را چنان جدی دنبال می‌کرد که گویی قرار است یک عملیات واقعی انجام شود.

این جدیت تنها به برنامه‌های رسمی دانشکده محدود نبود. زمانی که بسیاری از دانشجویان اوقات آزاد خود را به تفریح می‌گذراندند یا برنامه مشخصی نداشتند، ستاری مطالعه می‌کرد؛ زبان می‌خواند، مجلات خارجی را بررسی می‌کرد و درباره مسائل ارتش و نیروی هوایی مطالعه داشت.

عمادالساداتی می‌گوید همین مطالعات سبب شده بود ستاری حتی در دوره ستوان دومی، درباره ساختار سازمانی نیروها ایده‌ها و دیدگاه‌هایی برای مطرح کردن داشته باشد.

با وجود مسئولیت‌های دفتری، از مسائل فنی نیز عقب نمی‌ماند و در مانورها در شمار نیروهای قوی قرار می‌گرفت و مأموریت‌های خود را به خوبی انجام می‌داد.

بی‌آنکه منتی بر کسی بگذارد

رفتار ستاری با همکاران نیز بخش دیگری از خاطرات عمادالساداتی است. او می‌گوید ستاری در برنامه‌ریزی نوبت‌ها و انجام امور دفتری تلاش می‌کرد تا حد ممکن به دیگران کمک کند.

در دوران حضور در همدان نیز اگر شرایط یکی از نیروها به گونه‌ای بود که نمی‌توانست شیفت خود را انجام دهد، ستاری داوطلب می‌شد و جای او می‌ایستاد.

عمادالساداتی می‌گوید ستاری در همان سنین جوانی، در کنار برنامه‌ریزی و سیاستگذاری امور اداری، به افسرانی که بسیار قدیمی‌تر از خودش بودند کمک می‌کرد و بدون آنکه منتی بر کسی بگذارد، کارهای مهمی انجام می‌داد.

همین رفتار سبب شده بود جای خود را در میان همکاران و فرماندهان باز کند.

او درباره دوست قدیمی خود می‌گوید:

“چیزی که در وجود شهید ستاری نهفته بود، چیزی به جز پشتکار و عدم تبلیغات نبود.”

عمادالساداتی می‌گوید ویژگی‌هایی که بعدها در دوران فرماندهی ستاری بیشتر شکوفا شد، ریشه در همان سال‌های جوانی داشت؛ ویژگی‌هایی که به گفته او، برخی از آنها از ۱۸ سالگی در رفتار ستاری دیده می‌شد.

مطالعه برای ساختن و تولید

شهید ستاری از نظر تحصیلی نیز در شمار دانشجویان خوب دانشکده افسری قرار داشت و اهل مطالعه بود.

عمادالساداتی به یاد دارد که موضوع بخش زیادی از کتاب‌هایی که ستاری می‌خواند، مسائل نظامی و موضوعات مرتبط با ساخت و تولید بود. در کنار کتاب‌ها، برخی نشریات خارجی را نیز ترجمه می‌کرد.

این شیوه در سال‌های بعد نیز ادامه پیدا کرد. چه در دانشکده افسری، چه در پدافند هوایی و چه در دوران فرماندهی نیروی هوایی، ستاری ساعت‌های زیادی کار می‌کرد، بی‌آنکه به دنبال تبلیغ فعالیت‌هایش باشد.

عمادالساداتی، سواد بالا و کار دلسوزانه بدون چشمداشت برای دیده شدن را از دلایلی می‌داند که سبب شده بود نگاه همکاران به او مثبت باشد.

او همچنین از ارتباط خوب شهید ستاری با خلبانان و همافران در دوران فرماندهی یاد می‌کند و این روابط اجتماعی را در نوع خود “یک کلاس درس ارزشمند” می‌داند.

من قدرت‌ها را مقایسه نمی‌کنم

مثبت‌اندیشی، یکی دیگر از ویژگی‌هایی است که عمادالساداتی در روایت خود بر آن تأکید دارد؛ ویژگی‌ای که به گفته او، در کنار جدیت ستاری در انجام مسئولیت‌هایش قرار داشت.

در دوران جنگ، عمادالساداتی درباره وضعیت جنگ، توان نیروها و قدرت طرف مقابل با ستاری صحبت می‌کرد. پرسش او این بود که در جلسات رده‌بالا و برنامه‌ریزی‌های پیش از عملیات، چگونه تفاوت میان توان دو طرف ارزیابی می‌شود.

پاسخ ستاری چنین بود:

“من قدرت‌ها را مقایسه نمی‌کنم. مثلاً اینکه آمریکا از طریق ماهواره حمایت اطلاعاتی می‌کند یا غیره؛ بلکه چیزهایی را که قوای ما از ارتش و سپاه و بسیج در اختیار دارند جمع و جور می‌کنم و طرز فکرم را راجع به آنچه که داریم می‌گویم.”

از نگاه ستاری، مسئله اصلی این نبود که توان دشمن شمرده و با امکانات خودی مقایسه شود و در نهایت نتیجه گرفته شود که نیروها چه مدت می‌توانند مقاومت کنند. او معتقد بود وظیفه‌اش یافتن بهترین راه برای دفاع با امکانات موجود و کاهش تلفات است.

عمادالساداتی نگاه او را این‌گونه روایت می‌کند: اگر برای یک نبرد به ۲۰ هواپیما نیاز باشد، اما تنها دو هواپیما در اختیار باشد، باید کاری کرد که با همان دو هواپیما بهترین نتیجه ممکن به دست آید.

برخوردی که دوست قدیمی‌اش را بهت‌زده کرد

عمادالساداتی خاطره دیگری را از زمانی نقل می‌کند که او و ستاری هم‌درجه بودند و شهید ستاری به عنوان معاون عملیات پدافند هوایی فعالیت می‌کرد.

یک روز برای انجام کاری به دفتر ستاری رفت. فصل نقل‌وانتقالات بود و احکام انتقال نیروها صادر شده بود. ناگهان یک درجه‌دار بدون اجازه منشی وارد اتاق شد و با تندی با ستاری صحبت کرد. او نمی‌توانست منتقل شود و برای مخالفت خود دلایلی داشت.

عمادالساداتی با دیدن رفتار تند آن درجه‌دار تصور کرد کار او تمام شده است.

اما واکنش ستاری متفاوت بود. با ملاطفت دست بر سر مرد کشید و گفت:

“بیا بنشین.”

سپس از او خواست مشکلش را توضیح دهد:

“حالا بگو ببینم جریان چیست و مشکلات را بنویس تا دستور بدهم بررسی و حل کنند.”

عمادالساداتی می‌گوید مشاهده این رفتار او را بهت‌زده کرد و همان‌جا با خود گفت:

“با این سطح از تحملی که ایشان دارد، هر مقامی که به ایشان بدهند شایسته اوست.”

خاطرات محمد عمادالساداتی از سال‌های دانشجویی تا دوران خدمت در کنار شهید منصور ستاری، تصویری از ویژگی‌هایی را بازگو می‌کند که از جوانی در رفتار او دیده می‌شد؛ جدیت در کار و آموزش، مطالعه، پشتکار، کمک به دیگران، پرهیز از تبلیغ فعالیت‌های خود، مثبت‌اندیشی و تلاش برای یافتن بهترین راه با امکانات موجود. ویژگی‌هایی که به روایت دوست و همکلاسی دیرینش، در سال‌های بعد و با افزایش مسئولیت‌های ستاری، بیشتر شکوفا شد.

 

پربازدیدترین

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

نگاه سوباشی به آسمان

نگاه سوباشی به...

چه شد که امام خمینی (ره) از شهید ستاری تقدیر کرد؟

چه شد که...

عملیاتی برای بازپس‌گیری مهران

عزمی که “مهران”...

از ثبت تاریخ شفاهی تا ترجمه زندگی‌نامه شهدای نهاجا

از ثبت تاریخ...

از تحول پدافند تا خودکفایی در نیروی هوایی

خلاقیت‌هایی که ماندگار...

می‌شود محتاج دیگران نبود

“می‌شود محتاج دیگران...

برچسب ها

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

نظرات کاربران

نظرات ثبت شده از کاربران و علاقمندان به این محتوا…

نظرات کاربران

نام و نام خانوادگی