علاقه شهید منصور ستاری به هواپیما و پرواز، تنها به سالهای فرماندهی او در نیروی هوایی محدود نبود. این علاقه از سالهای جوانی همراهش بود و حتی در یکی از سرگرمیهای شخصی او نمود پیدا میکرد: ساختن ماکت هواپیما.
حمیده پیاهور، همسر شهید منصور ستاری، در خاطرهای از علاقه او به پرواز و دقتی که در ساخت ماکتهای هواپیما داشت، روایت کرده است:
«منصور عاشق هواپیما بود. اولین چیزی هم که از پسانداز اولین حقوقمان خریداری کرد، ماکت یک هواپیما بود.»
ماکتسازی به یکی از سرگرمیهای جدی منصور ستاری تبدیل شده بود. کاری که برای او تنها کنار هم قراردادن چند قطعه کوچک نبود؛ هر ماکت با دقت و ظرافت ساخته میشد و حتی اجزایی که پس از تکمیل کار دیگر دیده نمیشدند، باید درست در جای خود قرار میگرفتند.
نزدیک به ۵۰۰ ماکت از منصور به یادگار ماند
همسر شهید ستاری درباره مجموعهای که از این سالها باقی مانده است، میگوید:
«سرگرمیاش ساختن ماکت هواپیما بود. بعد از شهادتش نزدیک به پانصد تا ماکت هواپیما برایمان به یادگار ماند که من همه را به پسرم دادم.»
این مجموعه به سورنا ستاری سپرده شد و براساس روایت حمیده پیاهور، ماکتها در یکی از اتاقهای خانه او نگهداری میشدند.
«انگار قرار بود با آن پرواز کند»
آنچه در خاطره همسر شهید ستاری بیش از تعداد ماکتها جلب توجه میکند، شیوه ساختن آنهاست.
او روایت میکند:
«وقتی منصور میرفت سراغ ماکتسازی، غرق آن میشد. خیلی با دقت و ظرافت ماکتهای هواپیما را درست میکرد. حتی موتورهای هواپیما را با چنان دقتی تنظیم و جاگذاری میکرد که انگار قرار بود با آن پرواز کند!»
این دقت حتی درباره قسمتهایی وجود داشت که پس از تکمیل ماکت دیده نمیشدند.
حمیده پیاهور میگوید یک بار از همسرش پرسید:
«این موتور داخل ماکت را که کسی نمیبیند؛ چرا اینقدر دقت میکنی و با حوصله با آن ور میروی؟»
پاسخ منصور ستاری در ذهن او باقی مانده است:
«تو الان نمیدانی. چون نمیدانی، فکر میکنی دارم وقتم را تلف میکنم. بعدها میفهمی.»
همسر شهید ستاری در ادامه این خاطره میگوید:
«واقعاً هم بعدها فهمیدم؛ وقتی که فرمانده نیروی هوایی شد.»
فرماندهای که خلبان نبود
منصور ستاری برخلاف بسیاری از فرماندهان نیروی هوایی، در آغاز خلبان نبود. تخصص اصلی او در حوزه رادار و پدافند هوایی بود.
حمیده پیاهور در خاطرات خود به واکنش برخی خلبانان پس از انتخاب او برای فرماندهی نیروی هوایی اشاره میکند:
«چون خلبان نبود، بعضی خلبانها اعتراض کردند که چرا یکی غیرخلبان را گذاشتهاید فرمانده.»
اما از نگاه همسرش، سالها علاقه و مطالعه درباره هواپیما باعث شده بود شناخت ستاری از این حوزه بسیار فراتر از یک علاقه شخصی باشد:
«درست بود که منصور خلبان نبود، ولی بهتر از هر خلبانی هواپیما را میشناخت. با قطعاتش آشنا بود. از همه فرآیند پرواز جزءبهجزء خبر داشت.»
این بخش را باید دقیقاً بهعنوان روایت حمیده پیاهور خواند؛ تعبیر «بهتر از هر خلبانی» ارزیابی شخصی راوی است و نه گزارهای که سایت باید مستقلاً بهعنوان یک واقعیت فنی مطرح کند.
از ساخت ماکت تا یادگیری خلبانی
علاقه ستاری به پرواز پس از رسیدن به فرماندهی نیروی هوایی نیز ادامه پیدا کرد.
به روایت همسرش، او یادگیری خلبانی را آغاز کرد و زیر نظر یکی از خلبانان باسابقه آموزش دید:
«وقتی هم فرمانده شد، شروع به یادگیری خلبانی کرد؛ چون از اول هم به پرواز و خلبانی علاقه داشت. زیر نظر یکی از خلبانهای پرسابقه هم آموزش میدید. بعد از سه چهار ماه هم توانست سوار شود؛ یعنی به تنهایی میتوانست پرواز کند.»
این خاطره وقتی در کنار اسناد دیگری مانند دفتر پرواز شهید ستاری قرار میگیرد، وجه کمتر دیدهشدهای از زندگی او را نشان میدهد؛ علاقهای که از ساخت ماکتهای کوچک هواپیما آغاز نشده بود، اما در همان ماکتها نیز خود را نشان میداد و بعدها با تجربه عملی پرواز ادامه یافت.
شهید سرلشکر منصور ستاری، فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در ۱۵ دیماه ۱۳۷۳ همراه با جمعی از فرماندهان، افسران نیروی هوایی و همرزمانش در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان به شهادت رسید.