منصور در محدودیتها؛ از وابستگی تا خودکفایی در نیروی هوایی
شهید منصور ستاری سالها پیش از آنکه به فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران برسد، با یکی از مهمترین آسیبهای ساختاری این نیرو روبهرو شده بود: وابستگی به خارج برای آموزش، نگهداری، تعمیر و تأمین تجهیزات.
تجربه این وابستگی، جنگ و سپس تحریمها، نگاه او را به یک ضرورت اساسی معطوف کرد؛ نیروی هوایی برای حفظ توان عملیاتی خود باید بتواند بخش مهمی از نیازهایش را با اتکا به دانش، نیروی انسانی و ظرفیتهای داخلی تأمین کند.
این نگاه بهتدریج از یک ضرورت ناشی از محدودیت، به یکی از محورهای مهم دوران فعالیت و فرماندهی شهید ستاری تبدیل شد.
تجربهای که از سال ۱۳۵۰ آغاز شد
در سال ۱۳۵۰، منصور ستاری برای گذراندن دوره تخصصی کنترل رادار به آمریکا اعزام شد. او پس از طی دورهای یکساله، در سال ۱۳۵۱ به ایران بازگشت و بهعنوان افسر کنترل شکاری نیروی هوایی فعالیت خود را ادامه داد. این بخش از سوابق او در منابع دیگر مربوط به زندگی و خدمت شهید ستاری نیز ثبت شده است.
اما دوران آموزش در آمریکا برای ستاری فقط فرصتی برای فراگیری یک تخصص نبود.
براساس روایت موجود، او و یکی از دوستانش در جریان دوره آموزشی قصد بازدید از یکی از بخشهای راداری را داشتند، اما با ممانعت آمریکاییها روبهرو شدند. همین تجربه، بخشی از واقعیتی را که پشت تجهیزات پیشرفته نظامی قرار داشت برای او آشکارتر کرد: ایران خریدار تجهیزات بود، اما دسترسی به دانش فنی و جزئیات مربوط به ساخت، تعمیر و بهینهسازی آنها بهشدت محدود میشد.
تجهیزاتی که ایرانیان فقط شاهد کار با آنها بودند
این محدودیت تنها به دوره آموزشی ستاری در آمریکا مربوط نبود.
در سالهای حضور مستشاران خارجی در ایران، بخشهایی از فرایند نگهداری و تعمیر تجهیزات نظامی نیز در اختیار آنان قرار داشت.
براساس متن آرشیوی، از باز کردن بستهبندی برخی قطعات تا تعویض و نصب آنها، کار توسط مستشاران انجام میشد و نیروهای ایرانی در مواردی بیشتر شاهد فرایند بودند تا اینکه دانش لازم برای ساخت یا تعمیر اساسی تجهیزات در اختیارشان قرار گیرد.
برای افسری که تخصص اصلیاش با رادار و پدافند هوایی ارتباط داشت، این وضعیت معنای روشنی داشت: توانایی استفاده از یک تجهیز، با توانایی حفظ و بازتولید آن یکسان نیست.
تا زمانی که دانش نگهداری، تعمیر، بهینهسازی و ساخت در داخل شکل نگرفته باشد، بخشی از توان نظامی همچنان به تأمینکننده خارجی وابسته خواهد ماند.
جنگ، مسئله وابستگی را به یک ضرورت عملیاتی تبدیل کرد
با آغاز جنگ ایران و عراق، آنچه پیشتر یک آسیب ساختاری بود، به مسئلهای مستقیم برای حفظ توان رزمی تبدیل شد.
تأمین قطعات دشوارتر شده بود و نیروی هوایی باید هواپیماها، رادارها، سامانههای پدافندی و تجهیزات خود را در شرایطی عملیاتی نگه میداشت که امکان استفاده از سازوکارهای پیشین برای پشتیبانی خارجی وجود نداشت.
در چنین شرایطی، خودکفایی دیگر یک انتخاب بلندمدت نبود؛ بخشی از نیاز روزانه برای ادامه عملیات بود.
طرحها و برنامههای شهید ستاری در همین دوره زمینه افزایش مسئولیتهای او را فراهم کرد. در سال ۱۳۶۲ به معاونت عملیات فرماندهی پدافند هوایی و در سال ۱۳۶۴ به معاونت طرح و برنامه نیروی هوایی رسید. سرانجام در بهمنماه ۱۳۶۵ با درجه سرهنگی به فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد.
انتقال تجربه و دانش؛ بخشی از مسیر خودکفایی
نگاه ستاری به خودکفایی فقط به ساخت تجهیزات محدود نبود.
متن آرشیوی به فعالیت او در زمینه انتشار تجربیات و دانش تخصصی نیز اشاره میکند. او از مجله نیروی هوایی و دیگر نشریات آن دوران برای انتشار مطالب تخصصی استفاده میکرد و برخی نوشتههای خود را با نام مستعار منتشر میکرد.
در این نگاه، دانش نباید نزد یک فرد باقی میماند.
تجربهای که به دست آمده بود باید ثبت و منتقل میشد تا نفر بعدی مجبور نباشد همان مسیر را از ابتدا طی کند.
همین منطق را میتوان در یکی از سخنان نقلشده از شهید ستاری نیز دید:
ما باید این واقعیت را بپذیریم که در یک مرحلهای قرار گرفتهایم که دیگر آمریکایی و انگلیسی نمیآید برای ما کار کند. پس به امید چه کسی نشستهایم؟ ما خود باید با تلاش پیگیر، کارهای خود را انجام دهیم و نتیجه کارهایمان را هم به آیندگانی که بعد از ما میآیند منعکس کنیم تا راه را اشتباه نروند.
از محدودیت تا شکلگیری ظرفیت داخلی
با افزایش محدودیتها، ساختارهای مرتبط با خودکفایی در نیروی هوایی نیز توسعه یافتند.
هدف این بود که نیازهای فنی تنها از مسیر خرید خارجی دنبال نشوند و ظرفیت تعمیر، بازسازی و ساخت در داخل مجموعه شکل بگیرد.
جهاد خودکفایی نیروی هوایی یکی از بسترهایی بود که این رویکرد در آن دنبال شد و زمینهای برای فعالیت متخصصان در حوزه قطعات، تجهیزات و پروژههای فنی فراهم کرد. منابع مرتبط با زندگی شهید ستاری نیز تأسیس جهاد خودکفایی نهاجا در سال ۱۳۶۶ با مشارکت او و تعدادی از افسران نیروی هوایی را ثبت کردهاند.
ساخت قطعه به جای انتظار برای تأمین آن
یکی از محورهای مورد تأکید شهید ستاری، ساخت قطعات بحرانی و پرمصرف هواپیماها و تجهیزات نیروی هوایی در داخل کشور بود.
او ارتباط میان نیروی هوایی، صنایع و مراکز دانشگاهی را برای تحقق این هدف ضروری میدانست.
این رویکرد به معنای تغییر یک پرسش بود.
به جای اینکه تنها پرسیده شود قطعه مورد نیاز را چگونه میتوان تهیه کرد، این پرسش نیز مطرح شد:
چگونه میتوان آن را ساخت؟
همین تغییر نگاه، مسیر را برای استفاده گستردهتر از ظرفیت متخصصان داخلی باز میکرد.
بازگرداندن جنگندههای آسیبدیده به چرخه عملیاتی
یکی دیگر از عرصههای این تلاش، تعمیرات اساسی و بازسازی هواپیماهای آسیبدیده بود.
در متن آرشیوی از جنگندههای F-5، F-4 و F-14 و تلاش برای تعمیرات سنگین آنها با استفاده از امکانات موجود در نیروی هوایی یاد شده است.
پروژه اوج نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا میکند؛ مجموعهای از فعالیتها برای افزایش ظرفیت تعمیر، نگهداری و بازسازی هواپیماها که در دوران فرماندهی شهید ستاری با جدیت دنبال شد.
در چنین شرایطی، بازسازی یک هواپیمای آسیبدیده فقط یک موفقیت فنی نبود. هر هواپیمایی که بدون وابستگی کامل به پشتیبانی خارجی دوباره به چرخه عملیاتی بازمیگشت، بخشی از توان رزمی نیروی هوایی را حفظ میکرد.
خودکفایی در پدافند هوایی
حوزه پدافند هوایی، به دلیل سابقه تخصصی شهید ستاری، یکی از مهمترین عرصههای بروز این نگاه بود.
سامانههایی مانند هاگ، تجهیزات راداری و دیگر اجزای شبکه پدافندی، برای نگهداری و ادامه فعالیت به دانش فنی و قطعات نیاز داشتند.
تلاش برای تعمیر، بازسازی و تغییر شیوه استفاده از این تجهیزات، بخشی از مسیری بود که در سالهای جنگ دنبال شد.
در مطالب دیگر مربوط به شهید ستاری نیز نمونههایی از همین رویکرد دیده میشود؛ از تغییر آرایش تجهیزات پدافندی و افزایش تحرک آنها تا یافتن راههای عملیاتی برای ادامه کار سامانهها در شرایط خرابی یا کمبود امکانات.
در همه این نمونهها، محدودیت نقطه پایان کار نبود؛ محدودیت به مسئلهای تبدیل میشد که باید برای آن راهحل پیدا کرد.
از تعمیر و بازسازی تا اندیشه ساخت
مسیر خودکفایی در نگاه شهید ستاری در تعمیر تجهیزات متوقف نماند.
گام بعدی، حرکت از نگهداری و بازسازی به سمت طراحی و ساخت بود.
متن آرشیوی از پروژههای هواپیماهای آموزشی پرستو و تذرو و همچنین فعالیتهایی که بعدها در مسیر هواپیماهای ساخت داخل ادامه یافت، بهعنوان بخشی از این روند یاد میکند.
با این حال، در نسبت دادن پروژههایی که تکمیل یا معرفی نهایی آنها پس از شهادت شهید ستاری صورت گرفته، باید میان نقش او در ایجاد زیرساخت، آغاز مسیر یا حمایت از پروژه و محصول نهایی تمایز قائل شد.
آنچه با اطمینان بیشتری میتوان درباره دوران فرماندهی او گفت، تأکید مستمر بر توسعه ظرفیت طراحی، تعمیر، بازسازی و ساخت در داخل نیروی هوایی است.
خودکفایی فقط برای نیروی هوایی نبود
نگاه شهید ستاری به توان داخلی، به حوزه نظامی محدود نماند.
یکی از نمونههای شناختهشده آن، طراحی خودرویی بود که پس از شهادتش “شمس” نام گرفت.
این اقدام نیز از همان منطق پیروی میکرد: نشان دادن اینکه توان طراحی و ساخت، اگر به متخصصان داخلی اعتماد شود، الزاماً محدود به حوزهای خاص نیست.
به همین دلیل، میان پروژههای نظامی شهید ستاری و تجربهای مانند شمس یک نقطه مشترک وجود داشت:
تلاش برای تبدیل “توانستن” از یک ادعا به یک تجربه عملی.
اگر باز هم جنگی پیش بیاید
یکی از سخنان نقلشده از شهید ستاری، منطق این مسیر را روشنتر بیان میکند:
شما باید ثابت کنید که در این مملکت چه کار دارید و در عین حال از این نکته هم نباید غافل باشید که اگر باز هم جنگی پیش بیاید، دنیا به ما چیزی نخواهد داد. کسی ما را پشتیبانی نخواهد کرد. بنابراین باید به فکر برنامهریزیهای اساسی خود باشیم و از درون خود را بسازیم، برای اینکه اگر بنشینیم به این امید که دیگران به ما کمک خواهند کرد، این یک خیال واهی بیش نیست و با چنین تفکری هیچ کاری از پیش نخواهیم برد.
این سخن، خودکفایی را از سطح یک پروژه فنی فراتر میبرد.
مسئله اصلی، آمادگی برای شرایطی بود که مسیر تأمین خارجی بسته شود و کشور ناچار باشد توان دفاعی خود را با ظرفیتهایی که در اختیار دارد حفظ کند.
منصور در محدودیتها
بخش مهمی از دوران فعالیت شهید منصور ستاری در شرایط محدودیت سپری شد.
محدودیت دسترسی به دانش فنی خارجی، جنگ، تحریم، کمبود قطعات و دشواری نگهداری تجهیزاتی که برای پشتیبانی آنها وابستگی خارجی وجود داشت.
اما آنچه در روایتهای مربوط به او بارها تکرار میشود، تلاش برای تغییر نسبت نیروی هوایی با همین محدودیتهاست.
اگر قطعهای تأمین نمیشد، امکان ساخت آن بررسی میشد.
اگر تجهیزی آسیب میدید، راه بازسازی آن جستوجو میشد.
اگر دانش فنی در اختیار نیرو قرار نداشت، باید آموخته و منتقل میشد.
و اگر قرار بود نسل بعدی همان مسیر را ادامه دهد، تجربهها باید برای او باقی میماند.
از این منظر، میراث شهید ستاری فقط مجموعهای از پروژهها و تجهیزات نیست. بخش مهمتری از آن، تغییری در نوع نگاه به مسئله وابستگی بود: اینکه محدودیت را باید شناخت و پذیرفت، اما نباید آن را به ناتوانی تبدیل کرد.
شهید سرلشکر منصور ستاری، فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، ۱۵ دیماه ۱۳۷۳ همراه با تعدادی از فرماندهان، افسران نیروی هوایی و همرزمانش در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان به شهادت رسید.