از بازگرداندن چشم پدافند تا نقش‌آفرینی در آزادسازی خرمشهر

۵ دقیقه

زمان مطالعه :

یادگار منصور در دهلران؛ از بازگرداندن چشم پدافند تا نقش‌آفرینی در آزادسازی خرمشهر

با اشغال منطقه دهلران در ماه‌های نخست جنگ تحمیلی، بخشی از پوشش راداری غرب و جنوب‌غرب کشور آسیب دید. در چنین شرایطی، نیروهای پدافند هوایی برای جبران این خلأ، یک رادار موبایل قدیمی را که پیش از انقلاب خریداری شده بود، در ارتفاعات سد دز در دزفول مستقر کردند.

سرگرد منصور ستاری، که در آن زمان از افسران متخصص کنترل شکاری بود، همراه با همرزمانش نقش مؤثری در نصب، راه‌اندازی و عملیاتی کردن این رادار داشت؛ اقدامی که بار دیگر امکان مراقبت راداری از بخش مهمی از آسمان منطقه را فراهم کرد.

وقتی دهلران چشم راداری خود را از دست داد

در پاییز ۱۳۵۹ و همزمان با پیشروی ارتش بعث عراق، منطقه دهلران به اشغال نیروهای دشمن درآمد.

با از دست رفتن رادار دهلران، بخشی از شبکه مراقبت و شناسایی هوایی منطقه نیز با مشکل روبه‌رو شد. پدافند هوایی برای جبران این وضعیت به سراغ یک رادار موبایل قدیمی رفت و آن را در ارتفاعات سد دز مستقر کرد.

راه‌اندازی این رادار به تلاش فنی و عملیاتی نیروهای پدافند نیاز داشت و سرگرد منصور ستاری، با توجه به تخصص و تجربه‌اش در کنترل شکاری، در کنار افسران، همافران و درجه‌داران پدافند هوایی در عملیاتی شدن آن نقش داشت.

رادار دزفول در عملیات فتح‌المبین

اهمیت این اقدام در جریان عملیات فتح‌المبین آشکارتر شد.

این عملیات در نخستین روزهای فروردین ۱۳۶۱ آغاز شد و رادار مستقر در منطقه دزفول در هدایت هواپیماهای شکاری و کنترل و هماهنگی سایت‌های موشکی زمین به هوای هاگ نقش ایفا کرد.

شبکه راداری تنها وظیفه مشاهده تحرکات هوایی دشمن را نداشت؛ اطلاعات آن برای هدایت جنگنده‌ها و هماهنگی بخش‌های مختلف پدافند هوایی مورد استفاده قرار می‌گرفت.

در جریان همین عملیات، دهلران نیز از اشغال ارتش بعث عراق خارج شد.

اما آنچه از رادار پیشین دهلران باقی مانده بود، دیگر قابلیت عملیاتی نداشت. براساس روایت موجود، از تجهیزات آن چیزی جز پیکره‌ای فرسوده باقی نمانده بود.

مأموریت بعدی؛ خرمشهر

پس از عملیات فتح‌المبین، نیروهای مسلح خود را برای عملیاتی بزرگ‌تر آماده می‌کردند؛ عملیاتی که هدف اصلی آن آزادسازی خرمشهر بود.

تجربه عملکرد پدافند هوایی در فتح‌المبین نشان داده بود که پوشش مناسب راداری و هماهنگی میان رادارها، جنگنده‌ها و سامانه‌های موشکی چه نقشی در پشتیبانی از عملیات دارد.

برای عملیات پیش رو، تصمیم گرفته شد یک رادار موبایل قدیمی ساخت انگلستان در منطقه بندر امام خمینی نصب و عملیاتی شود.

این بار نیز منصور ستاری در یکی از مأموریت‌های حساس راداری حضور یافت.

مأموریتی برای دیدن آنچه دشمن پنهان کرده بود

طراحی عملیات هوایی نیازمند اطلاعات دقیق از مواضع و استقرار نیروهای عراقی بود و یکی از راه‌های دستیابی به این اطلاعات، تصویربرداری هوایی بود.

انجام چنین مأموریتی در منطقه عملیاتی ساده نبود. هواپیمای عکاسی باید وارد منطقه می‌شد و جنگنده‌های اسکورت نیز از آن حفاظت می‌کردند. هدایت دقیق این مجموعه به پشتیبانی کنترل شکاری نیاز داشت.

براساس روایت آرشیوی، سرگرد منصور ستاری داوطلب این مأموریت شد و در رادار بندر امام استقرار یافت.

در روز اجرای مأموریت، جنگنده‌های اسکورت همراه هواپیمای عکاسی به پرواز درآمدند و کنترل شکاری مأموریت از رادار بندر امام، با هدایت سرگرد منصور ستاری، انجام شد.

تصاویر تهیه‌شده نتیجه مهمی داشتند.

در عکس‌های هوایی، پلی روی رودخانه اروند آشکار شد که ارتش عراق برای پشتیبانی از نیروهای خود ایجاد کرده بود.

از شناسایی پل تا مأموریت انهدام

پس از شناسایی پل، مأموریت انهدام آن به خلبان محمود اسکندری سپرده شد.

در این مأموریت نیز براساس روایت موجود، هدایت از رادار بندر امام و با نقش‌آفرینی سرگرد منصور ستاری در کنترل شکاری انجام گرفت.

پل هدف قرار گرفت و منهدم شد.

در اینجا نقش رادار و کنترل شکاری معنایی فراتر از مشاهده هواپیماها پیدا می‌کند.

اطلاعات باید جمع‌آوری می‌شد، هواپیمای عکاسی و جنگنده‌های همراه هدایت می‌شدند، هدف شناسایی می‌شد و در مرحله بعد، هواپیمای مأمور انهدام نیز برای رسیدن به هدف از پشتیبانی شبکه کنترل شکاری بهره می‌گرفت.

منصور ستاری در این مقطع هنوز فرمانده نیروی هوایی نبود؛ سرگردی متخصص در کنترل شکاری بود که دانش و تجربه خود را در یکی از حساس‌ترین مراحل عملیات به کار می‌گرفت.

اشک شوق برای خرمشهر

عملیات بیت‌المقدس سرانجام به آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱ انجامید.

روایت این خاطره با تصویری متفاوت از منصور ستاری پایان می‌یابد؛ نه در مقابل رادار و نه در حال هدایت جنگنده‌ها.

روزی که خبر آزادسازی خرمشهر رسید، سرگرد منصور ستاری برای شهری که پس از ماه‌ها اشغال دوباره به ایران بازگشته بود، اشک شوق ریخت.

از دهلران تا خرمشهر

مسیر این روایت از یک فقدان آغاز می‌شود: از دست رفتن رادار دهلران و ایجاد خلأ در پوشش راداری منطقه.

پاسخ، راه‌اندازی یک رادار دیگر در دزفول بود.

آن رادار در فتح‌المبین به کار گرفته شد.

تجربه حاصل از آن در ادامه مسیر پدافند مورد استفاده قرار گرفت.

و پیش از عملیات آزادسازی خرمشهر، ستاری بار دیگر در رادار بندر امام در مأموریتی حضور یافت که به شناسایی یکی از اهداف مهم دشمن و سپس هدایت مأموریت برای انهدام آن انجامید.

این روایت، بخشی از سال‌هایی را ثبت می‌کند که منصور ستاری هنوز به فرماندهی نیروی هوایی نرسیده بود؛ اما تخصص او در رادار و کنترل شکاری، زمینه‌ای برای نقش‌آفرینی در مأموریت‌هایی شده بود که مستقیماً با عملیات‌های بزرگ دفاع مقدس پیوند داشت.

سال‌ها بعد، همین افسر کنترل شکاری به فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران رسید.

شهید سرلشکر منصور ستاری، ۱۵ دی‌ماه ۱۳۷۳ همراه با تعدادی از فرماندهان، افسران نیروی هوایی و همرزمانش در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان به شهادت رسید.

 

پربازدیدترین

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

پنجمین شماره ویژه‌نامه منصور

پنجمین شماره ویژه‌نامه...

کیمیای ناب این روزهای ما

کیمیای ناب این...

شهید ستاری؛ غلبه امید بر «نمی‌توانیم»

شهید ستاری؛ غلبه...

برچسب ها

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

نظرات کاربران

نظرات ثبت شده از کاربران و علاقمندان به این محتوا…

نظرات کاربران

نام و نام خانوادگی