«انقلاب» اسلامی در نگاه منصور
امیر سرلشکر منصور ستاری تحولآفرین بود و انقلابیگری از همین منظر در ذات او وجود داشت. به دیدگاه و تلاشهای او در انقلاب شکوهمند اسلامی نگاهی داریم.
نوآوری که به کمک اسلام آباد غرب آمد
شهید منصور ستاری در دوران دفاع مقدس، مسئولیتی ویژه داشت که شرایط بحرانی کشور، این مسئولیت را از شرایط عادی خطیرتر و سرنوشتسزتر هم ساخته بود.
دمی که مسیحایی بود
ذوق و شوق عجیبی برای گفتن دارد. هر خاطرهای را که با اشتیاق تعریف میکند، نکته دیگری به ذهن اش میآید و صمیمانه، به زبان میآورد. معتقد است روزهای دفاع مقدس، فرصتی بود برای دیدن و آموختن.
یاسینی؛ از آمریکا تا آسمانی شدن
بیش از 75 عملیات برون مرزی موفقیتآمیز را در کارنامهاش دارد. پروازهایی که تبحر و چیره دستی اش در کنترل هواپیما را به نمایش میگذاشت. اما او علاوه بر فرمانده بودن، یک یار و همراه هم بود.
کلام نافذ
کلامش آنچنان نافذ بود و ایمان و اخلاصش چنان تأثیری بر جمع گذاشت که به یکباره نشاط رزم بر دوستان حاکم شد و بار دیگر همچون گذشته پا در رکاب آن قهرمان خستگی ناپذیر نهادند و داوطلبانه برای اجرای وظیفه الهی خود که حفظ اسلام و مرزهای کشور بود، رهسپار شدند.
تحقیر دشمن در آسمان
صدام حسين براي تحقير کردن خلبانان ايرانی در یک مصاحبه تلوزیونی به خبرنگار خارجی گفت: به هر جوجه کلاغ ايرانی که بتواند به 50 مايلی نيروگاه بصره نزديک شود حقوق يک سال خود را جايزه خواهم داد.
«منصور» مراحل تولید را پشت سر گذاشت و روایتگر زندگی فرمانده نیروی هوایی شد
فیلم سینمایی منصور به کارگردانی سیاوش سرمدی، به مراحل پایانی تولید رسیده و محسن قصابیان بازیگر نقش شهید منصور ستاری فرمانده نیروی هوایی ارتش، در گفتوگویی به بیان ویژگیهای نقش و تجربههایش در فیلم منصور میگوید.
رزم جای خود را به نظم داد
کاستی کم نبود و رمق کمتر. جنگ بسیاری از داشتهها را ربوده و کارها روی زمین مانده بود. باید کاری انجام میشد. منصور، از هورالهویزه و اهواز تا بوشهر، این رنج را به چشم دیده و از نزدیک لمس کرده بود.
تیغ رادارها بر ستیغ ابرها
چرخش موفق آنتن رادار حالت را دگرگون کرد و با هر پالس که روی صفحه نمایان میشد گل از گلات میشکفت.
امیر ارتش و لباس خاکی
غذای سربازها سرد شده بود. امیر ستاری اولین نفر جلو آمد و داخل ظرف خودش از همین غذا ریخت و به سربازها هم تعارف کرد جلو بیایند. پرسنل مهندسی بالا و پایین می رفتند که ˝قربان اجازه بدهید غذا را عوض کنیم˝ تیمسار قبول نکرد.
