پیش به سوی عبور از موانع با نوآوری؛ وقتی ستاری برای بازگرداندن چشم پدافند راه تازهای پیدا کرد
در سالهای آغازین دفاع مقدس، نیروی هوایی با مسئلهای فراتر از مقابله مستقیم با حملات دشمن روبهرو بود؛ تجهیزاتی که پیش از انقلاب بخش مهمی از نگهداری و پشتیبانی آنها در اختیار مستشاران خارجی قرار داشت، اکنون باید بدون حضور آنان عملیاتی باقی میماند. در چنین شرایطی، شهید سرلشکر منصور ستاری و گروهی از افسران، همافران و سربازان جوان، یافتن راههای تازه برای عبور از محدودیتها را دنبال کردند. پیش به سوی عبور از موانع با نوآ…
وقتی فناوری به عنصر تعیینکننده قدرت تبدیل شد
در متن اصلی، روایت از تغییری بزرگ در مفهوم قدرت آغاز میشود؛ دورانی که دیگر کارخانههای عظیم و تجهیزات سنگین بهتنهایی نشانه برتری کشورها نبودند و فناوری، نوآوری و نیروی انسانی خلاق به عوامل تعیینکننده توسعه تبدیل شده بودند.
جنگ تحمیلی، این ضرورت را برای ایران به شکلی ملموستر آشکار کرد. خروج مستشاران آمریکایی و مشکلات ایجادشده در ساختار نیروهای مسلح باعث شده بود نیروی هوایی دیگر نتواند بر پشتیبانی پیشین خارجی تکیه کند و ناچار بود برای حفظ توان عملیاتی، راهحلهای خود را از درون مجموعه پیدا کند.
یکی از افسرانی که در این مسیر وارد میدان شد، منصور ستاری بود.
یک رادار از دست رفته و خلأیی در آسمان خوزستان
یکی از مشکلات جدی، از بین رفتن سایت راداری دهلران بر اثر حملات عراق بود.
این رادار بخشی از دید پدافند هوایی در منطقه را تأمین میکرد و از دست رفتن آن، علاوه بر دشوار کردن رصد فعالیتهای دشمن، هدایت هواپیماهای شکاری و هواپیماهای سنگین ترابری خودی را نیز با مشکل روبهرو کرده بود.
راهاندازی مجدد چنین ظرفیتی در مدت کوتاه، آسان نبود. آمریکاییها پیشتر برای ایجاد یک سایت راداری ماهها زمان صرف کرده بودند و حالا در میانه جنگ، نه فرصتی برای اجرای یک پروژه عمرانی طولانی وجود داشت و نه امکان انتظار برای کمک خارجی.
ستاری معتقد بود باید راه دیگری پیدا کرد.
ایدهای برای بازگرداندن “چشم پدافند“
او پس از بررسی امکانات موجود، پیشنهاد استفاده و راهاندازی سامانهای را مطرح کرد که در متن از آن با عنوان “رادار انگلیسی” یاد شده است؛ سامانهای که میتوانست بخشی از خلأ ایجادشده در پوشش راداری منطقه را جبران کند.
این پیشنهاد در نگاه نخست بلندپروازانه به نظر میرسید، اما بر تجربه تخصصی ستاری، آموزشهایی که پیشتر دیده بود و مطالعات مستمر او تکیه داشت.
فرصت برای اجرای روشهای متعارف وجود نداشت. بنابراین ستاری همسنگرانش را گرد هم آورد، ظرفیتهای موجود را بررسی کرد و طرحی را برای بازگرداندن توان رصد پدافند به منطقه در میان گذاشت.
اما برای اجرای این طرح، تجهیزات بهتنهایی کافی نبود.
سرمایهای که ستاری در سربازان دید
یکی از نکات قابل توجه این روایت، نگاه ستاری به نیروی انسانی است.
او معتقد بود میتوان از سربازان فراخواندهشده موسوم به “۵۶” که به دلیل سن بالاتر، تجربه بیشتری داشتند، پس از آموزش در مأموریتهای تخصصیتر استفاده کرد.
این نگاه به استفاده از سربازان در امور عمومی و خدماتی محدود نماند. آموزش برای بهکارگیری توپهای ضدهوایی ۲۳ میلیمتری، توپهای چهارلول ۱۴٫۵ میلیمتری و حتی موشکهای دوشپرتاب، از مواردی است که در متن به آن اشاره شده است.
پیگیری این طرح کمک کرد بخشی از کمبود نیروی انسانی جبران شود و سربازان آموزشدیده در بخشهای مختلف جنگافزارهای پدافند زمینبههوا، مناطق عملیاتی و حفاظت از منابع نفت و گاز به کار گرفته شوند. بنا بر روایت منبع، این اقدام در افزایش توان عملیاتی و کاهش مشکل کمبود نیروی انسانی در پدافند و نیروی هوایی مؤثر بود.
این تجربه، بخشی از الگویی بود که در سالهای بعد نیز در فعالیتهای شهید ستاری دیده شد: پیش از جستوجوی امکاناتی که وجود نداشت، ظرفیتهای موجود را دوباره دیدن و با آموزش، تخصص و نوآوری از آنها کارکردی تازه ساختن.
شهید سرلشکر منصور ستاری در ۱۵ دیماه ۱۳۷۳، در سانحه هوایی حوالی فرودگاه اصفهان، همراه جمعی از فرماندهان نیروی هوایی ارتش به شهادت رسید.