به عاقبتم می‌اندیشیدم

۳ دقیقه

زمان مطالعه :

به عاقبتم می‌اندیشیدم”؛ روایتی از یک مأموریت زمستانی شهید علیرضا یاسینی

شهید سرلشکر خلبان سید علیرضا یاسینی، از خلبانان برجسته نیروی هوایی و از یاران و معاونان شهید سرلشکر منصور ستاری، در سال‌های پس از دفاع مقدس نیز به‌عنوان معاون هماهنگ‌کننده نیروی هوایی، مسئولیت‌های خود را در این نیرو ادامه داد.

سرهنگ خلبان احسان فاضلی، از همرزمان شهید یاسینی، در روایت یکی از مأموریت‌های مشترک خود با او، از فرمانده‌ای می‌گوید که موفقیت را در عزم و اراده می‌دید و برای شناخت مشکلات نیروها، حضور در سخت‌ترین شرایط را انتخاب می‌کرد.

بازرسی در سرمای زمستان

در یکی از مأموریت‌ها، شهید یاسینی از سوی تیمسار ستاری مأمور شده بود تعدادی از پایگاه‌های نیروی هوایی را بازرسی کند. پایگاه دوم شکاری تبریز یکی از مقصدهای این مأموریت بود و احسان فاضلی نیز او را همراهی می‌کرد.

انتخاب فصل زمستان برای بازرسی از پایگاهی در منطقه‌ای سردسیر، برای فاضلی سؤال‌برانگیز بود. از یاسینی پرسید چرا زمستان را برای انجام این مأموریت انتخاب کرده است.

یاسینی با خنده پاسخ داد:

“از روی عمد چنین تصمیمی را گرفته‌ام تا سایرین تصور نکنند برای گردش و ییلاق می‌رویم.”

با نزدیک شدن به پایگاه تبریز، وضعیت هوا نامساعدتر شد. توده‌های ابر میدان دید را کاهش داده بودند و شرایط برای فرود دشوار به نظر می‌رسید، اما خلبان با مهارت، هواپیما را از میان ابرها به سمت زمین هدایت کرد و فرود آمد.

برف سنگینی باریده بود و زمین یکپارچه سفیدپوش بود. گروه بازرسی بدون وقفه به سوی ایستگاه رادار حرکت کرد؛ ایستگاهی که در ارتفاعات قرار داشت و شدت بارش برف در آن بیشتر بود.

پرسنل رادار انتظار نداشتند گروه بازرسی در چنین شرایط سختی خود را به آنجا برساند. به روایت فاضلی، با دیدن آنان اشک شوق در چشمان نیروها حلقه زد؛ چرا که حضور مسئولان در محل، فرصتی بود تا مشکلات و مسائل آنان از نزدیک دیده و بررسی شود.

تمام آن روز به بررسی پیشرفت‌ها و شناسایی مشکلات و موانع موجود گذشت.

به عاقبتم می‌اندیشیدم

پس از یک روز پرمشغله، گروه برای رفع خستگی به استخر و سونایی رفت که فرمانده پایگاه تدارک دیده بود. در آنجا رفتار یاسینی توجه احسان فاضلی را جلب کرد.

او در فاصله اندکی از کوره داغ نشسته و در سکوت به فکر فرو رفته بود. فاضلی به او نزدیک شد و با لحنی صمیمانه پرسید:

“تیمسار! چی شده، کشتی‌هات غرق شدند؟!”

یاسینی پس از لحظه‌ای تأمل پاسخ داد:

“به عاقبتم می‌اندیشیدم. با خود می‌گفتم، من که تحمل گرمای این تنور کوچک را در فاصله سه چهار متری ندارم، چگونه می‌توانم آتش قهر خداوند را تحمل کنم!”

پاسخی کوتاه که برای همرزمش، از دغدغه‌ای فراتر از مأموریت‌ها و مسئولیت‌های نظامی حکایت داشت.

بازرسی‌هایی برای شناخت مشکلات نیروها

در مسیر بازگشت از مأموریت، اعضای گروه نشستی برگزار کردند. یاسینی از نتیجه مأموریت رضایت داشت و تصمیم داشت چنین بازرسی‌های سازنده‌ای را در دیگر پایگاه‌های نیروی هوایی نیز ادامه دهد.

او برای افزایش کارایی گروه بازرسی تلاش می‌کرد باتجربه‌ترین افراد را انتخاب کند و با ثابت نگه داشتن اعضای تیم، بازدهی آن را افزایش دهد؛ روشی که امکان شناخت دقیق‌تر مسائل و پیگیری بهتر مشکلات پایگاه‌ها را فراهم می‌کرد.

شهید سرلشکر خلبان سید علیرضا یاسینی، از فرماندهان نیروی هوایی و یاران شهید سرلشکر منصور ستاری، در ۱۵ دی‌ماه ۱۳۷۳ در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان به همراه تعدادی از همرزمانش به شهادت رسید.

 

پربازدیدترین

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

رویارویی با قهرمان نیروی هوایی پاکستان

“تو قهرمانی، نه...

طبق قانون در مورد نامبرده عمل شود

“طبق قانون در...

رنگ تازه‌ای به آسمان زندگی می‌زد

رنگ تازه‌ای به...

دانشگاهی که مبدأ نوآوری‌ها شد

دانشگاهی که مبدأ...

امید در دل امیدیه

امید در دل...

بازدید شهید امیر سرلشکر خلبان عزیز نصیرزاده از روند تولید پهپاد در مجتمع اوج

بازدید شهید امیر...

برچسب ها

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

نظرات کاربران

نظرات ثبت شده از کاربران و علاقمندان به این محتوا…

نظرات کاربران

نام و نام خانوادگی