رنگ تازهای به آسمان زندگی میزد؛ روایت رحمتالله اکبری از خلاقیت و دانش شهید ستاری
پس از گذشت سالها از دوران دفاع مقدس، هنوز زوایای بسیاری از زندگی و شیوه فرماندهی مردانی چون شهید سرلشکر منصور ستاری جای بازخوانی دارد؛ فرماندهانی که شناخت روشهای مدیریتی، رفتاری و حرفهای آنان میتواند بخشی از تجربه تاریخی نیروی هوایی را برای نسلهای بعد حفظ کند.
سروان بازنشسته رحمتالله اکبری که سالهای دفاع مقدس را در بخشهای پشتیبانی و لجستیک نیروی هوایی ارتش فعالیت کرده و از دوستان و یاران شهید ستاری بوده است، در روایت خود از سالهایی میگوید که نیروی هوایی با خروج مستشاران خارجی، آغاز جنگ و کمبودهای فنی و تجهیزاتی روبهرو بود؛ شرایطی که به گفته او، زمینهای برای بروز توانایی نیروهای داخلی و شکلگیری ابتکارهای تازه فراهم کرد.
خلأیی که باید با دانش نیروهای داخلی پر میشد
پس از انقلاب، ساختار نیروی هوایی دستخوش تغییراتی شد و فرماندهی تاکتیکی هوایی و فرماندهی پدافند هوایی بهعنوان دو رکن بزرگ این نیرو شناخته شدند.
در پدافند هوایی، گروهی از مستشاران آمریکایی با عنوان “تیم تفت” فعالیت میکردند. این گروه متشکل از مشاوران و متخصصانی بود که امور مربوط به جنگافزارهای خریداریشده از آمریکا را، از جابهجایی و انتقال گرفته تا تعمیر و نگهداری، پشتیبانی میکردند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و خروج مستشاران آمریکایی، این تیم نیز منحل شد.
با آغاز جنگ تحمیلی در سال ۱۳۵۹، نیازها و کاستیهایی که پیش از آن به حضور نیروهای خارجی وابسته بود، بیش از گذشته خود را نشان داد. در چنین شرایطی، بار جبران این خلأ بر دوش دانشآموختگان و کارکنان نیروی هوایی، بهویژه نیروهای جوان، قرار گرفت.
منصور ستاری نیز بهعنوان افسری متخصص در حوزه پدافند و رادار، خود را در برابر این شرایط مسئول میدانست و تلاش میکرد سهمی در برطرف کردن مشکلات دفاع هوایی کشور داشته باشد.
به روایت اکبری، در روزهایی که از بخشهای مختلف نیرو اخبار چندان امیدوارکنندهای درباره تأمین نیازها شنیده نمیشد، ستاری ناامید نشد. یکی از نخستین اقدامات او گردآوردن گروهی از متخصصان حوزههای مختلف بود؛ افرادی که اغلب از دوستان و همدورهایهایش بودند و او از تواناییهایشان شناخت داشت. تأکید بر کار گروهی، یکی از ویژگیهای مهم شیوه کار او بود.
یکپارچگی فضای آسمان ایران
اکبری یکی از مهمترین اقدامات شهید ستاری را تلاش برای ایجاد یکپارچگی و شفافیت در فضای آسمان کشور از نظر تشخیص هواپیماهای خودی و دشمن میداند.
تا پیش از آن، نبود انسجام میان بخشهای مختلف درگیر در دفاع هوایی، مشکلاتی را در شناسایی اهداف ایجاد میکرد و گاه خطر گشودن آتش پدافند هوایی به روی جنگندههای خودی وجود داشت.
ساماندهی این وضعیت با هدف جلوگیری از آشفتگی در رصد آسمان و ایجاد انسجام در دفاع هوایی دنبال شد؛ اقدامی که اکبری آن را از کارهای ماندگار شهید ستاری در دوران جنگ تحمیلی میداند.
از ایستگاه راداری جاسک تا سالهای جنگ
آشنایی رحمتالله اکبری با منصور ستاری به سال ۱۳۴۹ و ایستگاه راداری جاسک بازمیگردد. به گفته او، ستاری از همان سالها استعداد و علاقه فراوانی به مسائل راداری و پدافندی داشت و با وجود برخورداری از دانش و تخصص، همواره در حال پرسیدن و آموختن بود.
در همان سال، ستاری برای تحویل ایستگاه راداری جاسک از “تیم تفت” مأمور شد تا سایت را در مدت حداکثر ۴۸ ساعت تحویل بگیرد. اکبری نیز مأمور شده بود مشکلات موجود را به تهران گزارش و سایت را برای تحویل آماده کند.
این تجربهها در سالهای بعد و با خروج مستشاران خارجی، اهمیت بیشتری پیدا کرد؛ زمانی که نیروهای ایرانی باید مسئولیت بخشهایی را برعهده میگرفتند که پیش از آن عمدتاً توسط مستشاران اداره میشد.
اعتماد به توان نیروهای داخلی
اکبری در ادامه به یکی از تجربههای خود در سالهای پس از انقلاب اشاره میکند. بنا بر نیازهای نیروی هوایی، گروههای مختلفی تشکیل شده بودند تا جایگزین تیمهای خارجی شوند. در یکی از این گروهها، سرتیپ خلبان فکوری و سرهنگ نوروزی، معاون عملیات پدافند هوایی، حضور داشتند.
یکی از مشکلات، فرسودگی تابلوهای نشاندهنده پست فرماندهی و محدودیت دید آنها بود. نگرانی اصلی این بود که با خروج مستشاران، آیا امکان تعمیر و تعویض این تجهیزات توسط نیروهای داخلی وجود دارد یا خیر.
اکبری اعلام کرد که میتواند تعمیر تابلوها را انجام دهد. پس از توضیح درباره تجربه و آموختههایش از متخصصان آمریکایی، مسئولان به او و گروهش اعتماد کردند و کار آغاز شد.
پس از باز کردن یکی از تابلوها مشخص شد که در آنها از مبدلی برای تبدیل برق ۲۲۰ ولت به ۱۱۰ ولت استفاده شده است. ترانسهای قوی و سنگین جایگزین و از مهتابیهای باریک استفاده شد. قاب تابلوها نیز توسط یکی از نیروهای بخش لجستیک ساخته شد.
ابتدا تابلوهایی با ابعاد تقریبی پنج در پنج متر آماده شدند و سپس کار به تابلوی بزرگتری رسید که دسترسی به آن نیازمند نصب داربست بود. در نهایت، تعمیر تابلوها ۱۷ روز به طول انجامید و با موفقیت پایان یافت.
به روایت اکبری، نتیجه این کار سبب شد بخش پشتیبانی بیش از گذشته به توانایی نیروهای داخلی امیدوار شود و با انگیزه بیشتری مسیر خود را ادامه دهد.
“ستاری خلاق و صاحب دانش بود“
رحمتالله اکبری درباره شهید ستاری میگوید:
“ستاری به معنای واقعی یک بزرگمرد خلاق و صاحب دانش بود که اگر لایق باشم، خود را از شاگردان ایشان بدانم.”
او روایت میکند که در سال ۱۳۶۳، زمانی که سرهنگ منصور ستاری معاون عملیات پدافند هوایی بود، به دفتر پشتیبانی آمد و از مشکلی درباره دو رادار نصبشده سخن گفت.
رادارها به دلیل شرایط کوهستانی و اقلیم منطقه نمیتوانستند برخی مناطق را پوشش دهند. برای شناسایی عوارض و مناطقی که خارج از پوشش رادار قرار میگرفتند، به کتابی نیاز بود که اطلاعات لازم را در اختیار نیروها قرار دهد.
“بسمالله بگویید و کار را شروع کنید“
به روایت اکبری، ستاری برای تدوین این کتاب بارها از دانشگاهها درخواست همکاری کرده بود، اما پاسخی دریافت نکرده بود. با این حال، در مواجهه با مشکل ناامید نشد و گفت:
“بسمالله بگویید و کار را شروع کنید.”
اکبری میگوید شهید ستاری از عبارتهای “بسمالله” و “یا علی” بسیار استفاده میکرد و همین نگاه امیدوارانه و همراهی او به نیروها انگیزه میداد.
دانش فنی لازم در میان کارکنان وجود داشت، اما انجام کار به امکانات و زیرساخت نیاز داشت. ستاری با پیگیری مستمر تلاش کرد امکانات و پیشنیازهای لازم برای تدوین کتاب را فراهم کند.
به دلیل تأکید او بر سرعت انجام کار، مراحل مختلف بهصورت موازی پیش رفت؛ گروهی طراحی و امور گرافیکی را دنبال میکرد و گروهی دیگر مسئول مسائل فنی بود. سرانجام گردآوری اطلاعات کتاب در مدت یک ماه و نیم به پایان رسید.
پس از آماده شدن کتاب، شهید ستاری آن را با دقت بررسی کرد، از گروه تهیهکننده قدردانی کرد و نکاتی را درباره آن یادآور شد. سپس کتابها را در اختیار کارکنان فنی و الکترونیک قرار داد تا بررسیهای تخصصی نیز انجام شود.
پس از دو مرحله بررسی با رادار، یا به اصطلاح “رادارچک”، کتاب با دقتی بالاتر از حد انتظار تأیید شد. به گفته اکبری، این کتابها همچنان مورد استفاده قرار داشتند و حاصل همکاری نیروهای متخصص و حمایت و پیگیری فرماندهانی چون شهید ستاری بودند.
آموختن، مهمتر از خریدن
در روایت رحمتالله اکبری، یکی از ویژگیهای برجسته شهید ستاری، اولویتی بود که برای دانش و آموزش قائل میشد. او آموختن را مهمتر از خریدن میدانست و در تمام دوران فعالیت خود نشان داد که “دانستن” را سرلوحه کار قرار داده است.
در امتداد همین اندیشه، ارتقای آموزش در نیروی هوایی و در ردههای مختلف بهعنوان یک ضرورت دنبال میشد؛ نگاهی که در کنار اعتماد به توان متخصصان داخلی، مسیر بسیاری از فعالیتها و ابتکارهای آن سالها را شکل داد.
شهید سرلشکر منصور ستاری در ۱۵ دیماه ۱۳۷۳، همراه با جمعی از فرماندهان و همرزمان خود، بر اثر سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان به شهادت رسید.