“هوشیار و خلاق”؛ ترفند شهید ستاری برای دور کردن جنگندههای دشمن از بندر امام
موقعیت حساس بندر امام خمینی و صنایع پتروشیمی جنوب کشور باعث شده بود هواپیماهای دشمن هر چند روز یکبار این مناطق را بمباران کنند. اهمیت بندر به دلیل حجم بالای جابهجایی کالا و اهمیت کارخانه پتروشیمی برای تأمین فرآوردههای نفتی کشور، حفاظت از این منطقه را به یکی از مأموریتهای مهم نیروی هوایی تبدیل کرده بود.
برای همین مأموریت، یکی از افسران زبده نیروی هوایی به منطقه اعزام شد؛ سرگرد منصور ستاری، افسر کنترل شکاری رادار که پس از شناسایی منطقه و بررسی نقاط ضعف و قوت آن، تلاش میکرد با ابتکار و خلاقیت، زمان حضور و مانور هواپیماهای دشمن را به حداقل برساند.
جنگنده دشمن در راه بندر امام
با اعلام آژیر حمله هوایی، خلبان آماده پایگاه به سرعت خود را برای پرواز آماده کرد. اطلاعات مربوط به موقعیت هواپیماهای دشمن از سوی رادار بندر امام در اختیار او قرار گرفت و جنگنده ایرانی به پرواز درآمد.
اما خلبان پس از بررسی موقعیت و انجام محاسبات متوجه شد فاصله او با هواپیمای دشمن بیش از آن است که بتواند به موقع خود را برای مقابله برساند.
در چنین شرایطی، تنها امیدش به توانایی ذهنی و قدرت ابتکار سرگرد ستاری بود.
هنوز برای برقراری تماس اقدام نکرده بود که صدای ستاری را در گوشی شنید. افسر کنترل رادار پیدرپی از وضعیت حساس بندر و فاصله اندک دشمن با آن خبر میداد و از خلبان میخواست هرچه سریعتر خود را به منطقه برساند.
خلبان پاسخ داد:
“با تمام سرعت دارم میآیم.”
اما خودش میدانست که با وجود تمام تلاشش، فاصله به اندازهای زیاد است که نمیتواند به موقع به جنگنده دشمن برسد.
صدایی که ناگهان به زبان انگلیسی شنیده شد
خلبان همچنان با نگرانی محاسباتش را مرور میکرد و به دنبال راهی بود تا واقعیت را برای افسر کنترل رادار توضیح دهد که ناگهان اتفاقی غیرمنتظره رخ داد.
صدای سرگرد ستاری در کانالی شنیده شد که تمام گیرندههای موجود در هوا و زمین قادر به دریافت آن بودند.
این بار ستاری به زبان انگلیسی صحبت میکرد:
“سرعتی که داری میآیی، خیلی خوبه. الان ده مایل با میگ ۲۳ دشمن فاصله داری. قبل از آنکه به هدف برسند، آنها را خواهی زد…”
خلبان با شنیدن این جملات یکه خورد.
بیان موقعیت عملیات به زبان انگلیسی و از طریق کانالی که هواپیماهای دشمن نیز میتوانستند آن را بشنوند، در نگاه نخست عجیب به نظر میرسید. خلبان برای لحظهای سردرگم شد، اما خیلی زود متوجه نقشه ستاری شد.
“اولین هواپیما را روی رادار گرفتم“
خلبان پس از مکثی کوتاه، بازی را ادامه داد و او نیز به زبان انگلیسی پاسخ داد:
“بله، هواپیماهای دشمن را دارم. اولین هواپیما را روی رادار گرفتم. فاصلهام ۹ مایل است و دارم به آنها میرسم.”
در حالی که جنگنده ایرانی هنوز فاصله زیادی با هواپیماهای عراقی داشت، گفتوگوی ساختگی میان خلبان و افسر کنترل رادار، تصویری کاملاً متفاوت از وضعیت نبرد برای دشمن ایجاد کرده بود.
ترفند سرگرد ستاری نتیجه داد.
خلبانان دشمن با شنیدن مکالمه و تصور اینکه جنگنده ایرانی در فاصلهای بسیار نزدیک قرار گرفته و آماده درگیری است، مسیر خود را تغییر دادند و به سوی پایگاهشان بازگشتند.
خلبان ایرانی نیز نفس راحتی کشید و با خوشحالی هواپیماهای دشمن را تا مرز تعقیب کرد. به این ترتیب، بار دیگر بندر امام و صنایع پتروشیمی از حمله دشمن در امان ماندند.
ترفندی بدون شلیک
این روایت، تصویری از یکی از ابتکارهای شهید منصور ستاری در دوران جنگ است؛ زمانی که فاصله زیاد جنگنده خودی امکان رسیدن به موقع به هواپیماهای مهاجم را نمیداد و او با استفاده از همان کانال ارتباطی که دشمن نیز قادر به شنیدن آن بود، شرایطی ایجاد کرد تا خلبانان عراقی تصور کنند جنگنده ایرانی در آستانه درگیری با آنهاست.
مکالمهای کوتاه به زبان انگلیسی کافی بود تا هواپیماهای دشمن از ادامه مسیر منصرف شوند و بدون آنکه حمله خود به بندر امام و صنایع پتروشیمی را انجام دهند، بازگردند.
این روایت برگرفته از کتاب “مرد ابرپوش” نوشته حمید نوایی لواسانی است که با روایتهایی از مقاطع گوناگون زندگی امیر سرلشکر شهید منصور ستاری از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.
امیر سرلشکر منصور ستاری، فرمانده نیروی هوایی ارتش، در ۱۵ دیماه ۱۳۷۳ در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان، همراه با تعدادی از افسران بلندپایه نیروی هوایی و همرزمانش به شهادت رسید.