“ستاری یک متخصص بود”؛ روایت سرتیپ علیرضا جوادنیا از ابتکارهای الکترونیکی و پدافندی شهید منصور ستاری
روزهای دفاع مقدس، زمینه آشنایی سرتیپ علیرضا جوادنیا با فرماندهای را فراهم کرد که به گفته او، نه تنها در حوزه رادار و پدافند، بلکه در الکترونیک و ارتباطات نیز تخصص داشت. همکاری در مناطق عملیاتی، جوادنیا را در کنار شهید منصور ستاری و شهید عباس بابایی قرار داد و فرصتی فراهم کرد تا از نزدیک شاهد بخشی از طرحها و ابتکارهای آنان باشد.
جوادنیا فعالیت نظامی خود را از آبدانان در استان ایلام آغاز کرده بود و چند سال تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی، فرماندهی ایستگاه پدافند هوایی این منطقه را برعهده داشت. پس از انقلاب و با شکلگیری مدیریت شورایی در واحدهای نظامی نیز به عنوان رئیس شورا انتخاب شد.
با آغاز جنگ در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، او به عنوان نماینده فرمانده ارتباط الکترونیک نیروی هوایی در مناطق جنگی فعالیت کرد؛ مسئولیتی که زمینه همکاری نزدیک او با شهید ستاری را فراهم ساخت.
آغاز همراهی با شهید ستاری
سرتیپ علیرضا جوادنیا درباره نخستین سالهای آشنایی خود با شهید ستاری میگوید:
“با آغاز دفاع مقدس، امیر سرتیپ فکوری فرماندهی نیروی هوایی را عهدهدار شد. در زمان آغاز جنگ شهید ستاری با درجه سرگردی، معاونت عملیات پدافند هوایی را بر عهده داشت. ایشان نماینده تامالاختیار فرمانده ارتباط در منطقه شدند تا از این طریق گسترش پدافند هوایی و تغییرات خلاقانه کلید بخورد.”
به گفته جوادنیا، تخصص مشترک در حوزه الکترونیک موجب شده بود ارتباط کاری نزدیکی میان آنها شکل بگیرد:
“تخصص اصلی شهید ستاری، الکترونیک بود و این حوزه را بسیار درست درک میکرد. چون از نظر تخصص همزبان بودیم، تعامل و ارتباطمان هم کم نبود.”
در مناطق عملیاتی، شهید عباس بابایی به عنوان نماینده نهاجا، شهید منصور ستاری به عنوان نماینده پدافند هوایی و جوادنیا به عنوان نماینده ارتباط الکترونیک نیروی هوایی، برای رفع مشکلات فعالیت میکردند.
او میگوید:
“افتخار همراهی با شهید بابایی و شهید ستاری از نزدیک را داشتم… آغاز تعامل و همراهی من با شهید ستاری از اینجا بود.”
مسئلهای که باید با فناوری حل میشد
جوادنیا یکی از ضعفهای موجود در عملیات را نبود فناوری لازم برای تشخیص هواپیماهای خودی عنوان میکند؛ در شرایطی که به گفته او، دشمن از چنین فناوریای استفاده میکرد.
او معتقد است اگر سامانه فرماندهی و کنترل C4I در اختیار بود، سامانههای زمین به هوا، موشکی و راداری میتوانستند هواپیماهای دشمن را سریعتر از هواپیماهای خودی تشخیص دهند.
به روایت جوادنیا، شهید ستاری بر ضرورت دستیابی به چنین سامانهای تأکید داشت:
“شهید ستاری معتقد بود برای رسیدن به موفقیت باید به سامانه فرماندهی و کنترل C4I مجهز باشیم.”
این نگاه پس از پایان جنگ نیز ادامه پیدا کرد. جوادنیا میگوید شهید ستاری که علاوه بر پدافند، بر جنگ الکترونیک نیز تسلط داشت و از تجربه طراحی و معماری برخوردار بود، پیادهسازی C4I را با کمک شهید عدالتنژاد خامنه آغاز کرد.
در این مسیر، بخشهایی چون هواشناسی، کامپیوتر، ارتباطات، الکترونیک و امنیت در قالب یک مجموعه قرار گرفتند و مجموعه فرماندهی ارتباط منحل و به معاونت فناوری ارتباطات و اطلاعات ارتقا یافت.
والفجر ۸ و مسئله رادارهای هاگ
یکی از مهمترین خاطرات جوادنیا از ابتکارهای شهید ستاری به عملیات والفجر ۸ مربوط میشود.
در آن مقطع، روشن کردن رادار سامانه هاگ خطر بزرگی به همراه داشت. به محض فعال شدن سایت، امکان شناسایی آن و حمله موشکهای ضدرادار وجود داشت و همین مسئله استفاده از سامانه را دشوار میکرد.
جوادنیا میگوید:
“سامانههای موشکی هاگ ایران محدود و مجهز به رادار پیآر، لانچر موشک و اتاق فرمان بود. به محض اینکه این سایت روشن میشد بلافاصله موشک ضد رادار میآمد و این سامانه را منهدم میکرد.”
در چنین شرایطی، شهید ستاری که در بندر امام مستقر بود، از طریق کانالهای ارتباطی گسترشیافته در آبادان و شوشتر اطلاعات مورد نیاز را منتقل میکرد.
رادار را خاموش کنید
راهکار شهید ستاری، تغییر در شیوه استفاده از رادارها بود.
به روایت جوادنیا:
“شهید ستاری پیشنهاد داد که رادارها را اصلاً روشن نکنیم و طرحی خلاقانه ارائه دادند که رادارها با سامانههای موشکی فاصله داشته باشند.”
در این روش، رادار تنها زمانی که اطلاعاتی درباره مشاهده هواپیمای دشمن دریافت میشد، برای لحظهای روشن و بلافاصله خاموش میشد.
همزمان، اطلاعات رادارهای دوردست مانند رادارهای بندر امام، اهواز و بهبهان جمعآوری و تجزیه و تحلیل میشد و نتیجه به اتاق فرمان سامانه موشکی هاگ انتقال مییافت تا شلیک براساس این اطلاعات انجام شود.
جوادنیا این اقدامات را از ابتکارهای شهید ستاری میداند و میگوید او بعدها طرح دیگری نیز مطرح کرد تا با افزایش فاصله رادارها، امکان روشن ماندن آنها و انتقال اطلاعات با فاصله زمانی به سامانه موشکی فراهم شود.
فاصله دادن رادارها از سامانه موشکی
سامانه هاگ به گونهای طراحی شده بود که اجزای آن باید در ارتباط با یکدیگر کار میکردند. رادار مختصات دقیق هدف را مشخص میکرد و اطلاعات را به اتاق فرمان میداد تا موشک به سوی هدف هدایت شود.
اما در شرایط جنگ، روشن ماندن رادار میتوانست به شناسایی و انهدام آن منجر شود.
جوادنیا درباره راهکاری که شهید ستاری ارائه کرد، توضیح میدهد:
“حال ما باید این اطلاعات را از رادارهای دیگر دریافت میکردیم و برای اینکه دشمن این رادارها را شناسایی نکند باید با فاصله از یکدیگر قرار میگرفتند. این طرح را شهید ستاری مطرح کرد.”
به گفته او، تسلط شهید ستاری بر الکترونیک باعث شده بود از ظرفیت “فاشا” نیز در ارتباط با شبکه راداری استفاده کند.
ستاری به جوادنیا میگفت:
“رادارها با فاشا باید در ارتباط مستقیم باشد تا به محض اینکه فاشا اطلاعاتی را رؤیت و شنود کرد، به رادار منتقل کند.”
دیدهبانها برای پوشش نقاط کور راداری
کوهستانی بودن ایران باعث ایجاد نقاط کور متعددی در پوشش راداری میشد و امکان پوشش کامل همه مرزها تنها با رادار وجود نداشت.
برای حل این مسئله، شهید ستاری به همراه شهید عباس بابایی موضوع استفاده از دیدهبانها را دنبال کردند.
جوادنیا میگوید جلسهای در نقطهای به نام “نیوسایت” برگزار شد و در آن، موضوع استقرار دیدهبان در نقاط کور راداری مورد بررسی قرار گرفت.
پس از آن، افرادی برای انجام مأموریت دیدهبانی آموزش دیدند و در نقاطی که پوشش راداری با محدودیت روبهرو بود، مستقر شدند.
به گفته جوادنیا، این ابتکار نتیجه خوبی داشت و به پوشش نقاط کور راداری کمک کرد.
“مطالب بسیاری از این شهید آموختم“
روایت سرتیپ علیرضا جوادنیا از شهید منصور ستاری، بیش از هر چیز بر وجه تخصصی فعالیتهای او متمرکز است؛ از شناخت الکترونیک و ارتباطات تا تغییر شیوه بهکارگیری رادارها، استفاده از اطلاعات رادارهای دوردست، ارتباط میان سامانههای مختلف و بهرهگیری از دیدهبان برای پوشش نقاط کور.
جوادنیا درباره سالهای همراهی با او میگوید:
“همراهی با شهید ستاری بسیار برای من مفید بود و مطالب بسیاری از این شهید آموختم و از افتخارات من همرزم بودن با شهیدان ستاری و بابایی است و توفیقی از سوی خدا برای من بود.”
امیر سرلشکر منصور ستاری پانزدهم دیماه ۱۳۷۳ در سانحه هوایی نزدیک فرودگاه اصفهان به شهادت رسید.