“بینشانهای ماندگار”؛ روایت نقش شهید ستاری و قرارگاه رعد در آزادسازی مهران
برخی نقشها در تاریخ، حتی اگر نشانی از آنها باقی نمانده باشد، ماندگار میشوند. تلاش کسانی که در سالهای دفاع مقدس دور از میدان دید، برای حفظ ایران و بازگرداندن بخشهای اشغالشده کشور جنگیدند، از همین جنس است؛ تلاشهایی که گاه رد آنها را باید در ارتفاعات، جادهها و دشتهایی جستوجو کرد که روزگاری صحنه نبرد بودند.
دهم تیرماه ۱۳۶۵ یکی از همین روزهاست؛ روزی که مهران بار دیگر به آغوش وطن بازگشت و در پشت این پیروزی، تلاش نیروهایی قرار داشت که بخشی از آنها در نیروی هوایی ارتش و پدافند هوایی، مأموریت خود را بیهیاهو انجام دادند.
منصور و یارانش در دشت مهران
شهید منصور ستاری و همرزمانش نیز در عملیات آزادسازی مهران حضور داشتند؛ بیآنکه تلاشی برای دیده شدن داشته باشند.
ارتفاعات زالوآب، کانیسخت و نمهکلانبو در شمال و ارتفاعات قلاویزان در جنوب، بخشی از جغرافیایی بود که عملیات در آن جریان داشت و دشت مهران نیز صحنه تلاش نیروهایی شد که برای آزادسازی این منطقه وارد میدان شده بودند.
آزادسازی جادههای ایلام ـ مهران و مهران ـ دهلران، ارتفاعات زالوآب و نمهکلانبو و دشت مهران و همچنین برقراری ارتباط جبهههای میانی و جنوبی از طریق این دو جاده، از دستاوردهای این عملیات بود.
براساس این روایت، بیش از ۱۰ هزار نفر از نیروهای دشمن کشته یا زخمی و ۵۰۹ نفر به اسارت درآمدند. همچنین ۶ فروند بالگرد، بیش از ۲۰۰ تانک و نفربر، بیش از ۲۰۰ خودروی حامل نفرات یا مهمات و بیش از ۲۰ انبار مهمات دشمن منهدم شد؛ عملیاتی که نیروی هوایی ارتش و پدافند هوایی نیز در آن نقش داشتند.
قرارگاه رعد برای نجات مهران وارد میدان شد
قرارگاه رعد نهاجا برای عملیات مهران وارد عمل شد؛ قرارگاهی که شهید خلبان عباس بابایی و شهید منصور ستاری در رأس آن قرار داشتند و بخش عملیاتی نیروی هوایی را با سازوکاری ویژه سامان میدادند.
کوهستانی بودن منطقه و استفاده جنگنده ـ بمبافکنهای عراقی از شرایط جغرافیایی برای نفوذ و انجام بمبارانهای سنگین، یکی از مسائل مهم پیش روی نیروهای ایرانی بود.
سرهنگ ستاری وضعیت عملیات، ویژگیهای جغرافیایی منطقه و چگونگی نفوذ هواپیماهای عراقی را روی نقشه تشریح کرد و طرحی را برای استقرار پدافند در پستی و بلندیهای مهران ارائه داد.
“طرح تفرقه“
مبنای طرح شهید ستاری، پراکنده کردن جنگافزارهای پدافند هوایی و استقرار آنها در نقاطی خاص بود؛ از جمله درهها و ارتفاعاتی که احتمال عبور جنگندههای دشمن از آنها بیشتر بود.
با این چیدمان، رادارها میتوانستند نقاط کور را تا بیشترین حد ممکن پوشش دهند.
اجرای این طرح در نگاه نخست دشوار و حتی ناممکن به نظر میرسید، اما ستاری جزئیات آن را برای تصمیمگیرندگان تشریح کرد و پس از توضیحات او، طرح مورد تأیید قرار گرفت.
با توجه به فرصت اندک و نزدیک بودن آغاز عملیات، استقرار تجهیزات در مناطق تعیینشده از صبح زود آغاز شد. سرهنگ ستاری نیز بر روند استقرار تجهیزات نظارت داشت و در طول اجرای کار، در منطقه حضور مییافت و مراحل کار را از نزدیک بررسی میکرد.
چیدمانی دشوار در جغرافیای کوهستانی
“طرح تفرقه” با وجود دشواریهای ناشی از شرایط کوهستانی منطقه اجرا شد و نتیجه خود را از همان روز نخست نشان داد.
براساس این روایت، عراق در بمباران منطقه ناکام ماند و در ادامه، فشار حملات خود را به پشت جبهه منتقل کرد. شهرهای ایلام و اسلامآباد و حتی چادرهای ایلات و عشایر نیز هدف بمباران قرار گرفتند.
در چنین شرایطی، شهید ستاری برای حفاظت از مردم غیرنظامی نیز تدبیری در نظر گرفت و دستور داد سامانههای موشکی هاگ و اسکایگارد با فاصله از یکدیگر مستقر شوند تا از کوچنشینان و روستاییان منطقه حفاظت کنند.
در دومین روز عملیات، با همین شیوه یکی از جنگندههای عراقی ساقط شد. پس از آن، هواپیماهای دشمن با احتیاط و نگرانی بیشتری حمله میکردند و تا روز آزادسازی مهران نتوانستند مانع ادامه عملیات شوند.
روزی که مهران بازگشت
روز موعود فرا رسید و مهران آزاد شد.
در آن روز، اشک شوق را میشد در چشمان منصور ستاری دید. شادی مردم مرزنشین مهران برای او هدیهای در برابر تلاشهایی بود که برای بازگرداندن این بخش از سرزمین ایران انجام شده بود.
نخلهای سوخته، منطقه عملیاتی شرهانی، دشتهای پرمین مرزی مهران و دهلران و سنگرهای باقیمانده از آن سالها، نشانههایی از روزهایی هستند که نیروهای بسیاری برای آزادسازی این منطقه تلاش کردند؛ تلاشهایی که بخشی از آنها با نام شهید منصور ستاری و همرزمانش در نیروی هوایی و پدافند هوایی پیوند خورده است.
امیر سرلشکر شهید منصور ستاری، پانزدهم دیماه ۱۳۷۳ همراه با جمعی از فرماندهان نیروی هوایی در سانحه هوایی نزدیک اصفهان به شهادت رسید؛ اما نام او و همرزمانش با بلندیها و دشتهای مهران و روایت آزادسازی این بخش از میهن ماندگار شده است.