افتخار را در چه میدانی؟ روایت شبنم ستاری از یک درس ماندگار پدر
خاطرات بهجامانده از شهدا تنها به روایت همرزمان و همسنگرانشان محدود نمیشود. گاهی خاطرات خانواده، وجه دیگری از شخصیت آنان را نشان میدهد؛ لحظاتی دور از فضای رسمی و نظامی که نگاهشان به زندگی، انسانها و ارزشهای اجتماعی را بازگو میکند.
شبنم ستاری، فرزند ارشد شهید سرلشکر منصور ستاری، در یکی از خاطرات خود از گفتوگویی با پدرش یاد کرده است؛ گفتوگویی کوتاه که به گفته او، سالها بعد به بخشی از روش زندگیاش تبدیل شد.
تماشای یک مصاحبه تلویزیونی
شبنم ستاری روایت میکند که شبی همراه پدرش مشغول تماشای تلویزیون بود. برنامهای پخش میشد که خبرنگار در آن با شهید محمدعلی رجایی، نخستوزیر وقت، گفتوگو میکرد.
شهید رجایی در این مصاحبه از مراحل مختلف زندگی خود از دوران کودکی سخن میگفت و از روزگاری یاد میکرد که برای تأمین معاش، دستفروشی و دورهگردی کرده بود.
شنیدن این بخش از صحبتهای او برای شبنم ستاری خوشایند نبود. به همین دلیل، نظرش را با پدر در میان گذاشت:
“اگر یک مسئول رده بالای کشور چنین گذشتهای دارد، صلاح نیست آن را در تلویزیون به زبان بیاورد، زیرا سخنان او را یک مملکت میشنود و افراد ممکن است برداشتهای متفاوت کنند.”
پاسخ منصور ستاری به دخترش، نگاه دیگری به مفهوم موفقیت و افتخار داشت.
“این برای او افتخار است“
شهید ستاری در پاسخ گفت:
“دخترم، شرط این نیست که آدم از نعمت و ثروت به جایی برسد؛ بلکه اگر شخصی توانست از پایینترین مراحل اجتماع با سعی و زحمت خودش به جایی برسد، این برای او افتخار است و باید او را ستود.”
برای دختر جوانش در آن زمان، شاید معنای کامل این سخنان روشن نبود. اما سالها بعد، همان جمله معنای دیگری پیدا کرد.
شبنم ستاری میگوید:
“من در آن زمان سخن پدرم را خوب نمیفهمیدم، ولی اکنون سخنان ایشان روش زندگی مرا تشکیل میدهد.”
این خاطره کوتاه از شهید منصور ستاری، گفتوگویی میان پدر و دختر درباره ارزش تلاش و جایگاه اجتماعی انسانهاست؛ نگاهی که در آن، برخاستن از شرایط دشوار و رسیدن به جایگاهی بالاتر با تلاش و زحمت، نه موضوعی برای پنهان کردن، بلکه افتخاری شایسته ستایش است.