آب و خاک و خیبر؛ ابتکار شهید ستاری برای چابکسازی پدافند هوایی
اسفند ۱۳۶۲، هورالعظیم و جزایر مجنون صحنه یکی از متفاوتترین عملیاتهای دوران دفاع مقدس بود. عملیات خیبر در محیطی آبی و خاکی آغاز شد و نیروهای پدافند هوایی باید در شرایطی دشوار، از رزمندگان و آسمان منطقه عملیات حفاظت میکردند.
در این مقطع، شهید منصور ستاری با درجه سرگردی، معاون عملیاتی پدافند هوایی بود و بهطور مستقیم در منطقه حضور داشت. بخش مهمی از تلاش او بر یافتن راههایی برای جبران محدودیت تجهیزات پدافندی، افزایش تحرک سامانهها و تغییر روش مقابله با نیروی هوایی عراق متمرکز شده بود.
خیبر؛ نبرد در هورالعظیم
عملیات خیبر در اسفندماه ۱۳۶۲ در منطقه هورالعظیم و جزایر مجنون آغاز شد؛ منطقهای که شرایط جغرافیایی آن، اجرای عملیات و پشتیبانی از نیروها را دشوار میکرد.
پدافند هوایی نیز با مجموعهای از محدودیتها روبهرو بود. بخشی از تجهیزات راداری، موشکی و توپهای ضدهوایی به دلیل فرسودگی و استفاده مستمر، شرایط مطلوبی نداشتند و اقلیم گرم و مرطوب خوزستان نیز فشار بیشتری بر تجهیزات الکترونیکی و نیروهای مستقر در منطقه وارد میکرد.
در کنار این شرایط، محدودیت دسترسی به قطعات مورد نیاز برای تعمیر و نگهداری تجهیزات، مسئله حفظ آمادگی عملیاتی سامانههای پدافندی را دشوارتر کرده بود.
ستاری در جستوجوی راهحل
شهید ستاری شناخت تخصصی دقیقی از تجهیزات پدافند هوایی داشت و در جریان عملیات خیبر، بهطور مستمر در منطقه حضور پیدا میکرد.
هدف اصلی، یافتن راههایی بود که با همان امکانات موجود بتوان توان دفاعی را حفظ کرد و در برابر تغییرات توان هوایی عراق، روشهای تازهای به کار گرفت.
در این دوره، نیروی هوایی عراق با دریافت هواپیماهای جدید و برخورداری از حمایتهای مالی و تجهیزاتی، توان بیشتری پیدا کرده بود. در مقابل، پدافند هوایی ایران باید در شرایط محدودیت تجهیزات و قطعات، راهی برای حفاظت از نیروهای حاضر در منطقه عملیات پیدا میکرد.
شبهای شط علی
یکی از نقاط استقرار نیروهای مهندسی رزمی پدافند هوایی در منطقه شط علی در هورالعظیم قرار داشت؛ محلی که با عنوان “هجرت” شناخته میشد و در نزدیکی سایت موشکی هاگ قرار داشت.
براساس روایت موجود، شهید منصور ستاری و شهید عباس بابایی تا ساعتهای پایانی شب در منطقه حضور داشتند و درباره مشکلات عملیاتی و راههای مقابله با آنها گفتوگو میکردند.
تحولات میدان، توان هوایی دشمن، محدودیت تجهیزات و تجربه روزهای گذشته عملیات، موضوع بررسیهای آنان بود.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی روشن بود: ادامه کار با روشهای ثابت گذشته، پاسخگوی شرایط جدید میدان نبود.
راهحل؛ سبکسازی و چابکسازی
یکی از راهکارهایی که در این دوره دنبال شد، سبکسازی و چابکسازی تجهیزات پدافند هوایی بود.
سامانههای سنگین پدافندی برای استقرار در موقعیتهای مشخص طراحی شده بودند و جابهجایی آنها زمان و امکانات قابل توجهی نیاز داشت. در محیط عملیاتی خیبر، چنین محدودیتی میتوانست قدرت مانور پدافند را کاهش دهد.
راهکار مورد نظر، کاهش وابستگی به استقرار ثابت و ایجاد امکان جابهجایی سریعتر تجهیزات بود.
به این ترتیب، پدافند میتوانست آرایش خود را تغییر دهد و پیشبینی محل واقعی استقرار تجهیزات برای دشمن دشوارتر شود.
ماکت به جای سامانه واقعی
بخش دیگری از این روش به فریب دشمن مربوط میشد.
براساس روایت آرشیوی، در برخی نقاط به جای تجهیزات اصلی، از نمونههای نمایشی و ماکت تجهیزات پدافندی استفاده میشد.
هدف این بود که دشمن درباره محل استقرار واقعی سامانهها دچار اشتباه شود.
هواپیمای مهاجم ممکن بود موقعیتی را به تصور وجود تجهیزات اصلی پدافند هدف قرار دهد، در حالی که سامانه واقعی در نقطه دیگری مستقر شده بود و میتوانست از محلی که برای دشمن قابل پیشبینی نبود وارد درگیری شود.
این روش، علاوه بر حفاظت از تجهیزات اصلی، امکان ایجاد عدم قطعیت درباره آرایش واقعی پدافند را فراهم میکرد.
توپهای ضدهوایی با آرایشی متفاوت
تغییر روش استفاده از تجهیزات به سامانه موشکی هاگ محدود نبود.
در این دوره، از توپهای ضدهوایی ۲۳ میلیمتری دولول و توپهای ۳۵ میلیمتری اورلیکن نیز با آرایشها و روشهای متفاوت استفاده شد.
براساس متن آرشیوی، توپهای اورلیکن در برخی مأموریتها بدون اتکا به رادار و همراه با جابهجاییهای مستمر مورد استفاده قرار گرفتند.
هدف، ایجاد پدافندی متحرکتر و کاهش امکان شناسایی و هدف قرار دادن مواضع ثابت بود.
وقتی محدودیت، روش جنگیدن را تغییر داد
آنچه در خیبر شکل گرفت، صرفاً یک تغییر فنی در چند تجهیز نبود.
مسئله اصلی این بود که نیروی هوایی عراق از امکانات و تجهیزات بیشتری برخوردار شده بود و پدافند ایران نمیتوانست برای مقابله با آن صرفاً به افزایش تجهیزات متکی باشد.
راه دیگر، تغییر شیوه استفاده از امکانات موجود بود.
سبکسازی تجهیزات، افزایش تحرک، جابهجایی مستمر، استفاده از ماکت برای فریب دشمن و بهکارگیری متفاوت توپهای ضدهوایی، اجزای همین رویکرد بودند.
در روایت آرشیوی، از این روشها در چارچوب “جنگ ناهمتراز” یاد شده است؛ رویکردی که هدف آن جبران بخشی از برتری تجهیزاتی دشمن با استفاده از ابتکار، فریب و تغییر روش عملیات بود.
از خیبر تا والفجر ۸
تجربه خیبر پایان این مسیر نبود.
روشهایی که در اسفند ۱۳۶۲ برای افزایش تحرک و کاهش آسیبپذیری تجهیزات پدافندی مورد استفاده قرار گرفتند، در سالهای بعد توسعه پیدا کردند.
این مسیر در عملیات والفجر ۸ به مرحلهای پیشرفتهتر رسید؛ جایی که سبکسازی سامانه هاگ، جابهجایی سریع تجهیزات، تغییر آرایش اجزای سامانه، فریب و استفاده دقیق از زمانبندی عملیاتی، به بخش مهمی از شیوه مقابله با نیروی هوایی عراق تبدیل شد.
از این منظر، عملیات خیبر را میتوان یکی از مقاطع مهم در شکلگیری و آزمودن رویکردهایی دانست که شهید منصور ستاری و همرزمانش بعدها آنها را در میدانهای دیگر توسعه دادند.
در آب و خاک هورالعظیم، محدودیت تجهیزات به توقف پدافند منجر نشد؛ به مسئلهای تبدیل شد که برای حل آن باید روش جنگیدن تغییر میکرد.
و این همان مسیری بود که در سالهای بعد، به یکی از شاخصترین وجوه ابتکارات پدافندی شهید منصور ستاری تبدیل شد.