نوآوریهایی برای ایستادن؛ روایت همرزمان از ابتکارات شهید منصور ستاری
همرزمان و فرماندهانی که در سالهای دفاع مقدس و پس از آن با شهید منصور ستاری همکاری داشتند، در روایتهای خود بارها از ابتکارات، دانش تخصصی، جسارت در اجرای طرحهای تازه و تأثیر او بر تحول نیروی هوایی و پدافند هوایی سخن گفتهاند.
این روایتها، هر یک از زاویهای متفاوت، تصویری از فرماندهی ارائه میکنند که دانش را به عرصه عمل میبرد و در شرایط محدودیت تجهیزات و امکانات، به دنبال راههایی تازه برای حفظ و افزایش توان دفاعی کشور بود.
ایجاد خودباوری در نیروی هوایی
امیر سرتیپ علی غلامی، از فرماندهان اسبق پدافند هوایی، تأثیر حضور شهید ستاری در نیروی هوایی را چنین توصیف میکند:
“قبل از ستاری نیروی هوایی ما نابود شده بود. در طول چند سالی که ستاری فرمانده نیروی هوایی بود، نیروی هوایی بازسازی شد…”
او در بخش دیگری از سخنان خود، مهمترین و سنگینترین کاری را که شهید ستاری در نیروی هوایی انجام داد، “ایجاد حس خودباوری در بین کارکنان نیروی هوایی” میداند.
دانش روز در کنار شهامت اجرا
امیر سرتیپ احمد صادقنژاد درباره شهید ستاری میگوید:
“افتخار ما شهید ستاری است که نابغه بود و مدیریت و دانش بالایی داشت. تحصیلات بالایی داشت و مجلههای هوایی را ترجمه میکرد و به دانش روز آگاه بود.”
امیر سرتیپ دوم بازنشسته سماواتی نیز بر وجه دیگری از شخصیت ستاری تأکید میکند: شهامت اجرای طرحها و ایجاد تغییرات وسیع در مدیریت تجهیزات، منابع انسانی و تاکتیکهای نیروی هوایی.
او میگوید:
“اگر من حتی سواد ستاری را با همان طرز تفکر میداشتم، ولی شهامت اجرای این طرحها را نداشتم.”
رهگیری خاموش در جنگ شهرها
سرهنگ بازنشسته فرخی یکی از طرحهای شهید ستاری را به دوران جنگ شهرها مربوط میداند و از شیوهای با عنوان “رهگیری خاموش” یاد میکند.
به روایت او، یک فروند هواپیمای فانتوم ایرانی از پایگاه سوم همدان با حدود ۲۰ فروند هواپیمای عراقی درگیر شد و عملیات آنها را برهم زد؛ بهگونهای که هواپیماهای عراقی ناچار به رهاسازی حدود ۵۰ تن بمب در فضا شدند.
این اعداد در منبع به نقل از سرهنگ فرخی آمدهاند و در این بازنشر نیز بهعنوان روایت او حفظ میشوند.
والفجر ۸؛ گردآوری بهترین نیروهای پدافند
امیر سرتیپ دوم بازنشسته قاسم فراوان در روایت خود به نحوه مدیریت شهید ستاری در عملیات والفجر ۸ میپردازد.
به گفته او، شهید ستاری برای این عملیات، بهترین نیروهای پدافند هوایی را از تخصصهای مختلف راداری و زمینبههوا از سراسر کشور فراخواند و آنان را در نقاط مختلف، بهویژه ایستگاههای راداری بندر امام، دزفول، بوشهر و بهبهان و سایتها و مواضع زمینبههوای هاگ سازماندهی کرد.
خود شهید ستاری نیز در رادار بندر امام، که در این روایت بهعنوان رادار اصلی عملیات معرفی شده است، مستقر شد و رادارهای دزفول، بندر امام و بهبهان در این ساختار نقشهای عملیاتی خود را ایفا کردند.
تشخیص خروج خلبان از هواپیما از پشت رادار
سروان حجت مرادی، از کارکنان پیشکسوت پدافند هوایی، خاطرهای از مهارت شهید ستاری در کار با رادار نقل میکند.
به روایت او، در یکی از روزهای عملیات والفجر ۸، یک هواپیمای عراقی توسط سایت هاگ مستقر در منطقه رهگیری شد. در حالی که سایت آماده درگیری بود، شهید ستاری خطاب به کاربر سایت گفت:
“شلیک نکن، چون خلبان از هواپیما بیرون پرید.”
مرادی میگوید ستاری از کیلومترها دورتر و از پشت اسکوپ رادار، با مشاهده تغییر ناگهانی در نحوه حرکت هواپیما متوجه خروج خلبان شده بود و به این ترتیب از شلیک و به هدر رفتن یک موشک هاگ جلوگیری شد.
تسلط بر عملیات و تعمیر و نگهداری
سرهنگ بازنشسته غلامرضا اینانلو نیز از نحوه تعامل شهید ستاری با کارکنان تعمیر و نگهداری یاد میکند.
به اعتقاد او، اشراف ستاری بر امور تعمیر و نگهداری در کنار حوزه عملیاتی، موجب افزایش بهرهوری او در مدیریت نیروی هوایی شده بود.
این روایت از آن جهت قابل توجه است که بار دیگر نشان میدهد همرزمان ستاری، توانایی او را صرفاً در طراحی عملیات یا کار با سامانههای راداری خلاصه نمیکردند و بر شناخت او از بخشهای فنی و پشتیبانی نیز تأکید داشتند.
“پدافند متحرک” در والفجر ۸
امیر سرتیپ فرزاد اسماعیلی، از شاگردان شهید ستاری در دانشگاه هوایی، عملیات والفجر ۸ را یکی از عرصههای بروز نبوغ تاکتیکی او میداند.
او در روایت خود میگوید:
“ما اصلاً در دوره جنگ چیزی به نام پدافند متحرک نداشتیم، ولی شهید ستاری چندین شیوه را همزمان به مرحله اجرا درآورد.”
یکی از ابتکارات مورد اشاره اسماعیلی، طرح خاموش نگهداشتن رادار جستوجوی هاگ بود.
مشکل این بود که فعالیت رادار میتوانست موقعیت آن را برای دشمن آشکار کند و زمینه هدف قرار گرفتنش را فراهم سازد. براساس این روایت، شهید ستاری در رادار بندر امام و براساس یک زمانبندی مشخص، پس از کشف هواپیمای دشمن دستور خاموششدن لحظهای رادار مادر را صادر میکرد و سپس رادارهای جستوجو و رهگیر هاگ در زمان مورد نیاز وارد عمل میشدند.
اسماعیلی در ادامه، ساقطشدن بیش از ۷۰ فروند هواپیما و بیش از ۱۰ فروند بالگرد دشمن در عملیات والفجر ۸ را به این شیوه و مجموعه اقدامات پدافندی مرتبط میداند.
این آمار در این مطلب بهعنوان روایت امیر فرزاد اسماعیلی نقل میشود و برای تبدیلشدن به آمار قطعی سایت، نیازمند بررسی مستقل منابع عملیاتی است.
شبکهکردن رادارهای کشور
دکتر سورنا ستاری، فرزند شهید منصور ستاری، یکی دیگر از اقدامات ابتکاری پدرش را شبکهکردن رادارهای کشور در دوران جنگ معرفی کرده است.
او میگوید:
“شبکه کردن رادارهای کشور در زمان جنگ که میلیاردها دلار خرج داشت و با صد میلیون دلار انجام شد که صدها رادار کوچک و بزرگ را در شبکه وصل کنیم و در سیستم دفاعی استفاده شود، از ابتکارات و اقدامات ارزشمند شهید ستاری میباشد.”
در اینجا نیز ارقام “میلیاردها دلار” و “صد میلیون دلار” عیناً در منبع به نقل از سورنا ستاری آمدهاند و بدون بررسی اسناد مالی یا فنی مستقل، نباید آنها را به گزاره قطعی تحریریه سایت تبدیل کرد.
دانشی که به عمل رسید
سورنا ستاری وجه متمایزکننده پدرش را در تبدیل دانش به عمل میبیند و عملیات والفجر ۸ را یکی از نمونههای آن معرفی میکند.
به روایت او، توانایی تقسیم و مدیریت سایتهای پدافند هوایی و استفاده از دانش فنی در شرایط دشوار، والفجر ۸ را به نقطه عطفی در تاریخ پدافند تبدیل کرد.
او همچنین به مقطعی اشاره میکند که سه رادار ایران در یک روز هدف قرار گرفتند و نیروهای ایرانی با تهدید جدیدی روبهرو شدند. براساس روایت او، شهید ستاری با بررسی نحوه عملکرد این تهدید، شیوهای برای زمانبندی روشن و خاموششدن رادارها در مقابله با موشکهای ضد رادار به کار گرفت.
سورنا ستاری خاطره دیگری نیز از یکی از سایتهای پدافندی نقل میکند؛ زمانی که برق سایت قطع شده و شرایط بسیار دشوار شده بود. به روایت او، شهید ستاری به نیروی مستقر در سایت تأکید کرد به اطلاعاتی که از سوی او دریافت میکند اعتماد کند و عملیات را ادامه دهد:
“با اطلاعاتی که من به تو میدهم، به خدا توکل کن. تو میتوانی با روحت و فکرت موشک را فایر کنی و بزن.”
به روایت سورنا ستاری، عملیات در نهایت با موفقیت ادامه یافت.
نوآوری برای ایستادن
مجموع این روایتها از افراد مختلف، یک وجه مشترک دارد: همرزمان و نزدیکان شهید ستاری، نوآوری او را تنها در ساخت یک تجهیز یا ارائه یک طرح خاص خلاصه نمیکنند.
از ایجاد حس خودباوری در کارکنان و شناخت فناوریهای روز تا رهگیری خاموش، مدیریت رادارها، جابهجایی و سازماندهی سایتهای پدافندی، مقابله با تهدیدهای ضد رادار و ایجاد ارتباط میان سامانههای مختلف، آنچه در این خاطرات تکرار میشود، تلاش برای یافتن راهحل در شرایط محدودیت است.
از همین منظر، عنوان “نوآوریهایی برای ایستادن” معنای روشنتری پیدا میکند: روایت مجموعهای از ابتکاراتی که هدف آنها حفظ توان دفاعی و امکان ادامه ایستادگی در شرایط جنگ بود.
تهیه و تنظیم متن اولیه: رضا جهانفر