“یازده روز نفسگیر”؛ روایت ابتکارهای شهید ستاری در عملیات خیبر
در سالهای دفاع مقدس، آنجا که کمبود امکانات و تجهیزات میدان را دشوارتر میکرد، فداکاری، ابتکار و ازخودگذشتگی نیروها بخشی از این کمبودها را جبران میکرد. ادامه انتقال و صادرات نفت، جلوگیری از بمباران مراکز مهم و حیاتی کشور و حفظ توان عملیاتی، ضرورتهایی بود که در شرایط تحریمهای جدی تسلیحاتی، نیروی هوایی را با مسئولیتی سنگین روبهرو کرده بود.
تجهیزات نیروی هوایی زیر فشار نبردهای سالهای نخست جنگ فرسوده و آسیبدیده بودند و جایگزینی برای بسیاری از آنها وجود نداشت. در چنین شرایطی، ضرورت تغییر در بدنه فرماندهی و استفاده از نیروهای جوان و تازهنفس نیز بیش از گذشته احساس میشد.
یکی از همین تغییرات، در آخرین روزهای زمستان ۱۳۶۲ رقم خورد؛ زمانی که منصور ستاری با درجه تشویقی و بنا به پیشنهاد سرهنگ خلبان خضرایی، فرمانده پدافند هوایی، به درجه سرهنگی ارتقا یافت و مسئولیت معاونت عملیات پدافند هوایی به او سپرده شد.
عباس و منصور؛ آغاز یک تحول
در همان مقطع، عباس بابایی نیز که فرماندهی پایگاه اصفهان را برعهده داشت، با دریافت یک درجه تشویقی به درجه سرهنگی رسید و به عنوان معاون عملیات نهاجا منصوب شد.
شرایط دشوار بود. دامنه عملیات هواپیماهای عراقی بخش وسیعی از کشور را دربر میگرفت و مراکز مهم و حیاتی، از نیروگاه نکا در مازندران تا پالایشگاههای جنوب کشور، در معرض حملات هوایی قرار داشتند.
کمبود قطعات، گلوله توپهای ۳۵ میلیمتری، رادارهای اورلیکن و توپهای ضدهوایی ۲۳ میلیمتری نیز بر مشکلات موجود افزوده بود.
در چنین شرایطی، عباس بابایی و منصور ستاری همراه با شمار زیادی از نیروهای داوطلب پدافندی، وارد میدان تحول در مأموریتهای جنگی و نیروی هوایی شدند.
در همین زمان، یک عملیات بزرگ آبی ـ خاکی در منطقه هورالهویزه ایران و جزایر مجنون عراق در پیش بود؛ عملیاتی در محیطی که پدافند هوایی پیش از آن تجربهای از فعالیت در چنین شرایطی نداشت و برای آن نیز آموزش ندیده بود.
نوآوری در برابر کمبودها
سرهنگ ستاری و همرزمانش با تجربهای که در پدافند داشتند، برای آمادهسازی شرایط وارد میدان شدند.
مشکلات از ابتداییترین نیازها آغاز میشد؛ کمبود لامپهای الکترونیکی رادارها، نیازهای تجهیزاتی و مشکلات تعمیراتی، تنها بخشی از مسائلی بود که پدافند هوایی با آنها دستوپنجه نرم میکرد.
در برابر این محدودیتها، طرحهای عملیاتی یکی پس از دیگری مطرح و اجرا شدند. هدف، افزایش چابکی در برابر حملات سنگین دشمن بود و برای تحقق آن، پشتیبانیهای فنی و خدماتی نیز به منطقه رزم انتقال یافت.
اما عملیات خیبر قرار بود آزمونی متفاوت باشد.
یازده روز نفسگیر در جزایر مجنون
عملیات خیبر سرآغاز تجربههایی بود که پدافند هوایی پیش از آن با آنها روبهرو نشده بود.
عملیات در منطقه جزایر مجنون و در شرایط آبی ـ خاکی جریان داشت و سایت هاگ باید برای نخستین بار بدون برخی از بخشهای خود وارد مأموریت دفاع هوایی میشد.
هدف اصلی، سبکسازی تجهیزات بود؛ ابتکاری که شهید ستاری آن را دنبال میکرد.
اجرای چنین تغییری در سامانه، تجربهای تازه بود و طبیعی بود که نگرانیهایی نیز درباره آن وجود داشته باشد. با این حال، ستاری طرح خود را برای فرماندهان و تصمیمگیران تشریح کرد و سرانجام پیشنهاد او مورد پذیرش قرار گرفت.
وقتی اورلیکن باید بدون رادار خودش کار میکرد
تغییرات تنها به سامانه هاگ محدود نبود.
سامانه اورلیکن نیز باید رادار خود را کنار میگذاشت و با استفاده از ژنراتورهای موتور خودروی نیسان عملیاتی میشد.
در کنار مسائل فنی، مشکلات روزمره نیروهای حاضر در منطقه نیز باید حل میشد. غذای کارکنان پدافند هوایی باید بهموقع به آنها میرسید، اما مسیر صعبالعبور منطقه، انتقال غذا و امکانات را دشوار کرده بود.
منصور ستاری باید همزمان برای مجموعهای از این مشکلات چاره پیدا میکرد؛ از نحوه استقرار تجهیزات و تأمین انرژی آنها تا پشتیبانی نیروهایی که در منطقه حضور داشتند.
سرکشی از نیمهشب تا صبح
توپهای ضدهوایی سبک ۲۳ میلیمتری پدافند هوایی باید به صورت دوتایی در کنار یکدیگر قرار میگرفتند.
در نخستین شب عملیات، شهید ستاری از نیمههای شب تا صبح با یک وانت نیسان به پروژههای مختلف سرکشی کرد و با حضور در میان نیروها، نکات و راهنماییهای لازم را به آنها یادآوری کرد.
این در حالی بود که خودش ساعتها نخوابیده بود.
صبح، نماز را داخل سایت هاگ “پیروزی” خواند و پس از آن نیز تمامی زیرساختها و تجهیزات داخل سایت را از نظر گذراند.
ساعت ۱۰ صبح به مقر مهندسی رزمی رفت و پس از احوالپرسی با نیروها، ایده دیگری را مطرح کرد؛ ایدهای برای حل مشکل سوخترسانی به سامانه هاگ.
یک وانت آبی که تانکر سوخت شد
پیشنهاد شهید ستاری، تبدیل یک وانت آبی به تانکر حمل سوخت بود.
با اجرای این طرح، وانت روزانه دو مرتبه سوخت مورد نیاز سامانه هاگ را تأمین میکرد. به این ترتیب، دیگر نیازی نبود حجم زیادی از سوخت در محل سایت نگهداری شود و خطر ناشی از نگهداری سوخت و احتمال انفجار نیز تا حد زیادی کاهش مییافت.
این راهکار، نمونه دیگری از تلاش برای حل یک مسئله عملیاتی با امکانات موجود بود؛ همان روشی که در بخشهای مختلف عملیات خیبر دنبال میشد.
تجربهای که به والفجر ۸ رسید
یازده روز نخست عملیات در شرایطی سپری شد که منطقه تقریباً باتلاقی بود و امکان جابهجایی تجهیزات سنگین به آسانی وجود نداشت.
سبکسازی و چابک کردن تجهیزات، تأمین بهموقع غذا و امکانات و حل مشکلات پشتیبانی، امکان ادامه مأموریت پدافند هوایی را در این شرایط فراهم کرد.
این یازده روز نفسگیر با موفقیت سپری شد و تجربههای بهدستآمده از آن، زمینهای برای موفقیتهای بعدی در عملیات والفجر ۸ شد؛ تجربهای که از دل محدودیتها و با تغییر در شیوه استفاده از تجهیزات شکل گرفته بود.
امیر سرلشکر شهید منصور ستاری پانزدهم دیماه ۱۳۷۳، همراه با جمعی از فرماندهان نیروی هوایی در سانحه هوایی نزدیک اصفهان به شهادت رسید؛ اما نام و یاد او و ابتکارهایی که در آن یازده روز نفسگیر به کار گرفته شد، با روایت عملیات خیبر و جزایر مجنون پیوند خورده است.